امروز ظهر با همکارم برای تاکسی ایستاده بودیم، یه پیکان داغون نگهداشت، دوستم گفت زهرا خیلی داغونه، گ…
انتشار: 2026/07/15 19:15 UTC
امروز ظهر با همکارم برای تاکسی ایستاده بودیم، یه پیکان داغون نگهداشت، دوستم گفت زهرا خیلی داغونه، گفتم گناه داره.ماشین انقدر داغون بود که جای صندلی، پشتی گذاشته بود و با کش از ستون در بسته بود!پیاده شدنی یه ۲۰۰تومنی دادم.گفت بابا جان من مسافرکش نیستم که، دیدم گرمه رسوندمتون❤️》زهرا《@AUTtweet

