.آتشی بود و فسردرشتهای بود و ڪَسستدل چو از بند تو رستجام جادوئی ِ اندوه شڪستآمدم تا به تو آویزم لی…
انتشار: 2026/07/16 17:50 UTC
.آتشی بود و فسردرشتهای بود و ڪَسستدل چو از بند تو رستجام جادوئی ِ اندوه شڪستآمدم تا به تو آویزم لیڪ دیدم ڪه تو آن شاخهٔ بیبرڪَیلیڪ دیدم ڪه تو بر چهرهٔ امیدمخندهٔ مرڪَیوه چه شیرینست بر سر ڪَور تو ای عشق نیاز آلود، پای ڪوبیدنوه چه شیرینست از تو ای بوسهٔ سوزندهٔ مرڪَ آورچشم پوشیدنوه چه شیرینستاز تو بڪَسستن و با غیر تو پیوستندر بروی غم دل بستنڪه بهشت اینجاستبخدا سایهٔ ابر و لب ڪِشت اینجاستتو همان به ڪه نیاندیشی به من و درد روانسوزمڪه من از درد نیاسایمڪه من از شعله نیفروزم ....!!#فروغ_فرخزاد࿐ྀུ༅࿇༅═┅─