دوستت دارم و با دیده ی گریان سوگندجان فدای تو کنم بردل و برجان سوگندعاشقم ای گل من دست بر این سینه…
انتشار: 2026/07/08 13:26 UTC
دوستت دارم و با دیده ی گریان سوگندجان فدای تو کنم بردل و برجان سوگندعاشقم ای گل من دست بر این سینه کنممن غلامم به بزرگی تو ای خان سوگندنقل شعر من وحافظ به لب و خال تو بودبه همان خال لب و شاعر عرفان سوگندمن که افتاده به چاهت شده بودم امابه همان پیرهن پاره ز گرگان سوگندخورده ام می ز لبان دل حسرت کش خودبه همان پیک می و این من مستان سوگندگرچه دوری ز برم یاد تو اما اینجاستبه همان دیده ی بی یوسف کنعان سوگندمن کویرم تو بباری به دلم غنچه شودنیست باران به لب بی کس و عطشان سوگندماه تا رخ ننماید چه کسی عید کندبه همان ماه هلالی رخ و پنهان سوگندتازه دیدم من ودل هر دو گرفتار توییمجان من بر دل و بر این سروسامان سوگندگفته بودی ز قسم ها به ستوه آمده امنازنین دست خودم نیست به قرآن سوگنددل مقصود چه حیران شده بانو عسلمبه تب این دل دیوانه و حیران سوگندشعر من را که شنیدی و زدی لبخندیگل من بر تو و بر آن لب خندان سوگند#مقصود_دهمیری