سوی لبهای شرابت، استکان آوردهامبوسههایِ مُمتدم را ناگهان آوردهامشعرهایم را بخوان پرواز کن،چ…
انتشار: 2026/08/09 07:15 UTCدریافت: 2026/08/10 00:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 00:05 UTC
سوی لبهای شرابت، استکان آوردهامبوسههایِ مُمتدم را ناگهان آوردهامشعرهایم را بخوان پرواز کن،چرخی بزناز دلِ شعرم برایت آسمان آوردهامای تمام هستیام، ای آشنای دورِ منباز کن آغوش، سویت آشیان آوردهامقلبِمن زخمیست نبضم نامرتبمیزندزندهام کن رو به چشمانت امان آوردهاممن که تسلیم تو و چشمِ شرآشوب توامصبرکن،بامن بمان،ایعشق جان آوردهامبا پناهِ شانههایت دورهام کن چونکه منیک دلِ بی سر پناه و بی نشان آوردهامچشمهایم را ببین و غصههایم را بچشاز غمِ جانسوزِ قلبم داستان آوردهامبا عصایِعشقِدر قلبت،بلندم کن که من قامتی مانند ماهِ شب کمان آوردهامسبز شو پاییز را از لحظههایت دور کنمن برایِ باغِ قلبت، باغبان آوردهامای که دنیای مرا با عشق زیبا کردهایباورم کن،چونکه عشقی جاودان آوردهام#مجتبی_خوش_زبان 🌱@Avayebaranie