
سطر سطر شعرهای منگام های بلند زنی است که واژه های غرورم را لگد کرده استخواننده ی عزیزبا احتیاط مرا ورق بزنتمام عاشقانه هایم درد میکند........میل رفتن مکن ای دوست دمی با ما باش
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 2 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/28 تا 2026/08/11
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
يك روز، ايران نامهايى را به خاطر سپرد كه قرار نبود فقط يك اسم باشند...پسرها و دخترهايى كه هنوز اول راه بودند؛ چشمهايى پر از رؤيا، قلبهايى پر از اميد و زندگیهايى كه هنوز هزاران صفحهی نانوشته داشت.آنها مىتوانستند فرداى خودشان را بسازند...مى توانستند بخندند، عاشق شوند،پير شوند و قصهى زندگیشان را كامل كنند.اما قصهی بعضیها نيمهكاره ماند.امروز از آنها فقط عكس نمانده؛خاطره مانده،داغ مانده،و نامهايى كه هر بار گفته مىشوند، قلب يك خانواده و يك ملت را مىلرزانند.ايران، فرزندان جوانش را فراموش نمیكند...فرزندانى كه جوان رفتند،اما نامشان در حافظهى اين سرزمين ماندگار شد.ما آن ها را «جاويدنام» مىخوانيم؛چون بعضى انسانها آنقدر بزرگ زندگی مىكنند، كه حتى پايان زندگیشان هم نمىتواند پايان داستانشان باشد.به ياد جاويدنامان ميهنم…به یاد آنان که هفتماه از نبودنشان گذشت😔😔
وقتی به اندازه کافی آدما ناامیدت کنن و پشیمونت کنن از رفتارها و همه خاطره هایی که باهاشون ساختی. دیگه نه تنها دلت واسه اون حس ها و مکان ها و تجربه ها تنگ نمیشه، بلکه از همه اون احساس ها و خودت متنفر میشی که چرا حماقت به خرج دادی و تحمل کردی چون فکر میکردی این آدم سمی قراره درست بشه و اون هم دلش واسه همه خاطرات و روزهای با هم بودن تنگ میشه و وابسته اس بهتدر حالی که اون فقط از کنار بودن با تو و تحمل تو و اعتماد به نفسی که بهش میدادی لذت میبرد در واقع این آدم خودشیفته فقط به خودش اهمیت میداده و تو همیشه در حاشیه بودی و هیچ چیز اون نبودی.از غم نترسید، از تنهایی بعدش نترسید،از اینکه دلتون واسه خاطرات تنگ میشه نترسید،از گریه کردن های بعدش نترسید،میگذره همه اینا، از اینکه بار دیگه خودتونو قربانی کنید بترسید و دوباره بخواید تحقیر بشید و درد رو تحمل کنید و بی ارزش باشید در زندگیتون، بترسید. روزهای سخت میگذرن ولی شما دیگه اون آدم ترسو نیستید و تغییر کردید، یاد میگیرین پرواز کنید و به بالهاتون فرصت بال زدن میدین. گاهی وقتا انسان در کنار بعضی آدم ها حس میکنه بالهاشو قیچی کردن و همون بالهای زخمی رو با سیم خاردار بستن و انداختنش تو قفس و درشو قفل کردن و این حس درست هست، چون خیلی ها دوست ندارن پارتنرشون فرصت پرواز پیدا کنه و از اونا بالاتر باشه واسه همین همیشه با تحقیر و دستکاری های روانی فرصت ها رو واسه سمت مقابل میسوزونن فقط کافیه چشماتونو باز کنید.