بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عما…
انتشار: 2026/07/15 04:37 UTC
بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان: «جنگ علیه ایران آشکار ساخت که سیاست مهار تا چه حد یک افسانه بوده است»لوموند: ۱۳ ژولی ۲۰۲۶در حالی که درگیری اخیر در خلیج [فارس] منطقهای زخمی بر جای گذاشته است، زمان آن رسیده است که با نگاهی واقعبینانه به بررسی این موضوع بپردازیم. به گفته وزیر امور خارجه عمان در مقالهای در روزنامه «لوموند»، تهدیدات جدیتر نه از تهران، بلکه از تلآویو سرچشمه میگیرند.مردم سلطاننشین عمان و همسایگان آن در خلیج [فارس] امروز با پیامدهای جنگی زندگی میکنند که هرگز نباید رخ میداد. آرزوی دیرینه آنها این است که شاهد پایان واقعی این درگیری [بین آمریکا و اسرائیل با ایران] باشیم، نه تنها توقف موقت آن.حتی اگر جنگ هنوز به پایان نرسیده باشد و یکی از طرفین دیوانگی و بیپروایی را به خود راه دهد و آن را دوباره شعلهور کند، باید تلاش کنیم درسهایی از آن بگیریم. به جای تمرکز بر گذشته نزدیک، اشتباهات و سوء تفسیرهایی که به این بحران منجر شد، اکنون باید نگاهمان را به سوی آینده معطوف کنیم.اولویتهامذاکرات پیچیدهای برای تدوین چارچوبی پایدار به منظور تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز آغاز شده است. عمان، به عنوان یکی از دو کشوری که آبهای سرزمینی آنها به این گذرگاه استراتژیک منتهی میشود، مسئولیت ویژهای بر عهده دارد. عمان باید با ایران — کشور دیگر حاشیه تنگه — و همچنین با جامعه بینالمللی که به این مسیر دریایی وابسته است، همکاری کند تا مکانیسمی واقعبینانه، پایدار و مطابق با حقوق بینالملل برای حفاظت از آزادی تردد ایجاد کند.موفقیت این مذاکرات برای اقتصاد جهانی ضروری است. آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز یکی از ارکان تجارت بینالمللی است. در این زمینه، من نقش سازنده فرانسه را در این مذاکرات تحسین میکنم. با این حال، فوری بودن این پرونده نباید مانع از دیدن افقهای دورتر شود. تنگه هرمز تنها بخشی از یک مجموعه استراتژیک بسیار گستردهتر است که خود نیازمند تفکر عمیق است.منافع حیاتی برای دفاعاز سال ۱۹۷۹، امنیت خلیج [فارس] بر اساس آنچه «محاصره» (Containment) نامیده میشد، سازماندهی شده بود. این دکترین که عمدتاً بر اساس انزوا بنا شده بود، هدف اصلی معماری امنیتی منطقه را حفاظت از خلیج فارس (در متن نام خلیج عرب آوردن شده) — و منافع غربی مرتبط با آن — در برابر تهدید وجودی ایران میدانست. اما این فرضیه اساساً اشتباه بود. تهران تهدیدی وجودی نبود. انباشت هزینههای نظامی عظیم در منطقه، گسترش پایگاههای آمریکایی در خلیج و حفظ حضور نظامی از راه دور، با صرف هزینههای کلان انجام شد، اما فایده واقعی نداشت.جنگ نشان داد که سیاست محاصره یک افسانه بوده است؛ واقعیتی که اکنون حتی کسانی که تا چندی پیش، بیش از چهل و پنج سال محاصره پرهزینه را یک شر ضروری میدانستند، آن را میپذیرند.جدیترین تهدیدات برای امنیت خلیج [فارس] نه از داخل منطقه، بلکه از تصمیماتی ناشی میشود که خارج از آن، به ویژه در تلآویو، گرفته میشود. این واقعیت دیگر چندان مورد تردید نیست. سوال اساسی این است: از این خوانش جدید از واقعیت چه نتیجهای باید گرفت؟ چگونه باید معماری امنیتی خلیج را از نو اندیشید؟واقعیتهای استراتژیک و لجستیکی👇enghelabe-eslami.de/84849/%E2%9C%85@azadi…
