}آنچه البته به جایی نرسد فریاد است انسداد کامل تنگه هرمز یا بابالمندب در یک بازه زمانی طولانی، نه…
انتشار: 2026/07/21 08:10 UTCدریافت: 2026/08/01 00:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:04 UTC
}آنچه البته به جایی نرسد فریاد است انسداد کامل تنگه هرمز یا بابالمندب در یک بازه زمانی طولانی، نه با منطق اقتصاد جهانی سازگار است و نه با منافع هیچیک از بازیگران مؤثر در نظام بینالملل. این دو گذرگاه دریایی، از مهمترین شریانهای انتقال انرژی و تجارت جهانی به شمار میآیند و هرگونه اختلال در عملکرد آنها، آثار خود را فراتر از بازار نفت، بر زنجیره تأمین کالا، حملونقل بینالمللی، امنیت غذایی و ثبات اقتصاد جهانی برجای میگذارد. هرچند اقتصاد جهانی، با اتکا به ذخایر راهبردی و ظرفیتهای جایگزین، ممکن است برای مدت محدودی توان مدیریت چنین بحرانی را داشته باشد، اما استمرار آن برای چند ماه، هزینههایی فزاینده و غیرقابل تحمل بر اقتصادهای بزرگ تحمیل خواهد کرد. در چنین شرایطی، احتمال شکلگیری اجماع بینالمللی و مداخله گسترده قدرتهای بزرگ برای تضمین آزادی کشتیرانی و بازگشایی این آبراههای راهبردی، بهطور محسوسی افزایش خواهد یافت.از منظر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران نیز، بسته شدن همزمان تنگه هرمز و بابالمندب را نمیتوان راهبردی پایدار تلقی کرد. این ظرفیت ژئوپلیتیکی، بیش از آنکه ابزاری برای تغییر بلندمدت موازنهها باشد، اهرمی بازدارنده و وسیلهای برای اعمال فشار در شرایط بحرانی است؛ ابزاری که کارآمدی آن اساساً در محدود بودن دامنه و مدت استفاده از آن نهفته است. تبدیل این اهرم به یک وضعیت مستمر، نه تنها از میزان اثربخشی آن خواهد کاست، بلکه میتواند پیامدهایی برخلاف منافع راهبردی ایران به همراه داشته باشد.تداوم انسداد این گذرگاهها، افزون بر اختلال در تجارت جهانی، زمینه تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران، افزایش ریسک سرمایهگذاری، کاهش امنیت اقتصادی منطقه و حتی مشروعیتبخشی به حضور نظامی گستردهتر قدرتهای فرامنطقهای در آبهای پیرامونی را فراهم میسازد. چنین روندی، در بلندمدت میتواند هزینههایی به مراتب سنگینتر از دستاوردهای احتمالی کوتاهمدت بر منافع ملی کشور تحمیل کند.از این رو، ارزش ژئوپلیتیکی تنگه هرمز، بیش از آنکه در انسداد آن تعریف شود، در نقشی است که به عنوان یک اهرم بازدارندگی و مؤلفهای اثرگذار در معادلات امنیت منطقهای و بینالمللی ایفا میکند. بهرهگیری هوشمندانه از این ظرفیت، مستلزم آن است که به عنوان پشتوانهای برای تقویت دیپلماسی، افزایش قدرت چانهزنی و صیانت از منافع ملی مورد استفاده قرار گیرد، نه آنکه به عاملی برای تشدید بیثباتی و ایجاد اجماع علیه ایران تبدیل شود. در نهایت، تثبیت جایگاه راهبردی ایران در منطقه، بیش از هر چیز در گرو تلفیق قدرت بازدارندگی و مدیریت سنجیده بحران ها خواهد بود.@azarmansouriکانال اختصاصی #آذر_منصوری


