آسمان در تصرف باد استاز زمین اضطراب می رویددر دل بی قرار و غمگینم زنی انگار رخت می شویدمی نشینم کنا…
انتشار: 2026/07/10 18:58 UTC
آسمان در تصرف باد استاز زمین اضطراب می رویددر دل بی قرار و غمگینم زنی انگار رخت می شویدمی نشینم کنار بغض حیاطلبِ حوضی که خالی از آب است می شوم محو تک درختی کهمثل من خسته است و بی تاب است تک درختی که با تمام وجود ایستاده ست زیر طوفان هاکه غریبانه زخم خورده تنشاز مسلمان و نامسلمان ها چه غم انگیز روزگاری را شاهد مرگ برگ ها بوده مثل من در خودش مچاله شدهمثل من لحظه ای نیاسودهبه امید رسیدنِ نوروزسوزِ دی را دوام آورده تا بپوشد دوباره رختی سبزربنا گفته و دعا کرده تک درختی که بر خلاف من در تنش شوقِ زیستن دارد دستی از غیب در دلش شایددانه های امید می کارد با چه رویی به او بفهمانمبه جهان هیچ اعتباری نیست که زمین خانه ی زمستان است که در این فصل ها بهاری نیست با چه رویی به او بفهمانمباغ ها مدتی ست بی ثمرند و دراین خشکسالی مزمن شاخه ها هر کدام یک تبرند با چنین حرف های بغض آلودروح او را چرا بیازارم؟!می روم تا نگاهِ خیسم رامثل هر شب به خواب بسپارم#آذین_قانع #چهار_پارهبا احترام دعوتید ⚘️⚘️@azinghane ✍✍