سَرهگرایی؛ شبحی که با آن میجنگندسَرهگرایی و عربیگرایی دو سوی یک پیوستارند. هرچه از دو سوی این پ…
انتشار: 2026/07/28 15:14 UTCدریافت: 2026/08/15 02:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:13 UTC
سَرهگرایی؛ شبحی که با آن میجنگندسَرهگرایی و عربیگرایی دو سوی یک پیوستارند. هرچه از دو سوی این پیوستار به وسط آن پیش برویم بیشتر به میانهگرایی میل خواهیم کرد. ازاینرو، عربیگرایی یا سَرهگرایی مرز روشنی ندارند و عربیگرا یا سَرهگرا دانستنِ کسی بهآسانی ممکن نیست. جدا از این موضوع، ممکن است کسی یک کتاب خود را با رویکرد عربیگرایی یا سَرهگرایی و کتابی دیگر را با میانهروی نوشته باشد. مفهوم سَرهگرایی و عربیگرایی با گذر زمان نیز دگرگون میشود. برای نمونه، نوشتهای که صد سال پیش سَرهگرایانه دانسته میشده، ممکن است امروز کمابیش میانهگرایانه باشد. هم سَرهگراییِ افراطی و هم عربیگراییِ افراطی کنشی آگاهانه است. یعنی نویسنده آگاهانه میکوشد واژۀ عربی یا فارسیِ کمکاربردی را بهجای واژۀ پرکاربردتر در متن بیاورد. به دلیل ماهیت سَرهگرایی و عربیگرایی، نمیتوان گفت چند درصد از نویسندگان نامدار سَرهگرا یا عربیگرایند. دادههای آماری دربارۀ این دو رویکرد نه وجود دارد و نه ممکن است آمار دقیقی وجود داشته باشد. ازاینرو، اگر بخواهم فقط به شم زبانی خود بسنده کنم، حدس میزنم در میان نویسندگان شناختهشدۀ ایرانی شمار سَرهگراها بیش از دو سه درصد نباشد. حال آنکه اگر نوشتههای نود و شش هفت درصد دیگر از نویسندگان ناماور را بررسی کنیم، در بیشترِ صفحهها چندین واژۀ عربی مییابیم که یا جمع مکسر عربی است یا جمع سالم عربی (با «ـات») است یا با «ـالـ» ساخته شده (و اینها همه وارد کردن دستور زبان بیگانه به فارسی است) یا معادل فارسیِ زیبا و خوشآهنگی دارد که در همان متن خوش مینشیند. این روش از نوشتنْ عربیگراییِ غیرافراطی و ناخودآگاه است (گفتیم عربیگراییِ افراطی کنشی آگاهانه است). اگر این آمارِ دستودلبازانۀ دوسهدرصدیِ سَرهگرایان را درست بدانیم، میتوان ادعا کرد که در میان بزرگان اهل قلم چیزی به نام سَرهگرایی تقریباً وجود ندارد. در تأیید این ادعا همین بس که ادیبان ایرانی برای نمونه آوردن از سَرهگرایان دههها است از احمد کسروی نام میبرند، که هشتاد نود سال پیش میزیست و برخلاف جوش و خروش ادیبان، در بیشترِ نوشتههایش خیلی هم سَرهگرا نبودهاست. گفتیم سَرهگراییِ افراطی و عربیگراییِ افراطی دو سوی یک پیوستارند. پس منطقاً به همان اندازه که سَرهگرایی ویرانگر است (که نیست)، عربیگرایی هم باید ویرانگر باشد، ولی آنچه تاکنون در نقد عربیگرایی نوشته شده در برابر شمارِ کتابها و مقالههایی که در نقد سَرهگرایی نوشته شده نزدیک به هیچ است. ١۴۰۵/۰۵/۰۶▫️فرهاد قربانزاده@azvirayesh