آوردهاند: مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی در یکی از سفرهای خود به آسیابی رسید و شب در آنجا ماندگار شد.…
انتشار: 2026/07/10 22:24 UTC
آوردهاند: مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی در یکی از سفرهای خود به آسیابی رسید و شب در آنجا ماندگار شد. و چون هوا صاف بود، دستور داد که جای ایشان را بیرون آسیاب بیندازند. آسیابان به ایشان عرض کرد: امشب باران میبارد، خوب است داخل آسیاب بخوابید. 🌧️خواجه فرمود: از کجا میگویی؟آسیابان عرض کرد: سگی دارم، که هر شب که میخواهد باران ببارد، داخل آسیاب میخوابد. امشب نیز داخل خوابیده است. 🐕خواجه بر اساس علم نجوم، حسابی نمود و بعد فرمود: خیر امشب باران نمیبارد. و بیرون آسیاب خوابید. ⭐پاسی از شب گذشت و ابرهایی نمایان شد و باران بارید، و خواجه مجبور شد به داخل آسیاب تشریف برد. در این هنگام فرمود:شکر خدا که به اندازهی یک سگ هم علم نداریم. 🙏📚 در محضر علامه طباطبایی، ص235@badesaba72
