✳️🔴 🔸بخش جدید باغ نو: از امشب کلمات یا اصطلاحات و افعالی که تا حدود ۳۵یا ۴۰ سال پیش محله دهنو، بسیا…
انتشار: 2026/08/11 19:03 UTCدریافت: 2026/08/12 08:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 08:20 UTC
✳️🔴 🔸بخش جدید باغ نو: از امشب کلمات یا اصطلاحات و افعالی که تا حدود ۳۵یا ۴۰ سال پیش محله دهنو، بسیار زیاد رایج و پرکاربرد بوده ولی نسل نوجوان فعلی، حتی تلفظ صحیح آن را نیز ممکن است نشنیده باشند، را #واکاوی و بررسی میکنیم. با جمعی از دوستان فعلا حدود ۱۵۰ واژه…✳️🔴#واژه_های_دهنو#گویش_دهنو#گنجینه_واژگان#واژه_های_یادگار_دهنو#دهنو_شناسی🔸قسمت هفتم واژهها، کلمات و اصطلاحات قدیمی و تک وتوک فراموششده در لهجه اصیل دهنویی:۱۲۱. پِلِکو /peleco/ اسم در صنایع دستی/ چرخ نخریسی، وسیلهای چوبی دارای دسته و چوبهای متحرک که زنان خانهدار، پنبهها را به وسیله آن، به نخ تبدیل میکردند.۱۲۲. چارگَر /chargar/ اسم در صنایع دستی/ قطعه اصلی و بالایی دستگاه پِلِکو بود، چهارچوب چرخانی بود که نخهای ریسیدهشده به دور آن (بهصورت منظم) پیچیده و جمعآوری میشد.۱۲۳. بوجاری /Bojari/ فعل در کشاورزی/ جدا کردن گندم از کاه به کمک نیروی طبیعی باد و بهوسیله اوچین.۱۲۴. کوزِل /koozel/ اسم در کشاورزی/ گِرههای انتهای خوشه گندم، که بهخاطر اینکه از کاه سنگینتر بودند، هنگام بوجاری از دانه گندم جدا نمیشدند، و زنان در خانه با ابزاری چوبی به نام «کوزِل کوی» آن را از گندم پالیده میکردند.۱۲۵. پیزُر /pizor/ اسم در کشاورزی/ به نِی کوچک و باریک میگفتند. (به اشخاصی که اندامی شدیداً لاغر داشتند، به شوخی لقب «هیکل پیزوری» میدادند)۱۲۶. مُسَنی /mosanni/ اسم در ساختمان/ به پِی ساختمان یا زیرسازی کف میگفتند، همان فُنداسیون فعلی.۱۲۷. گُرّی /gorri/ صفت/ زود، سریع، تند و فرز. (همردیف کلمه تاختی /takhti/)۱۲۸. پیلی ریشتَن /pili,Rishtan/ فعل در نساجی/ تبدیل پشم به نخ. (اوقات فراغت اکثر زنان دهنو در دورهمیهای زنانه زمستانی، ریشتن (ریسیدن) پیلی بود).۱۲۹. چِرزیدَن /cherzidan/ فعل/ سختی کشیدن، اذیت شدن، رنج بردن. (ضربالمثل قدیمی: همسادِم بچِرزِد، دلی منم میچِرزه)۱۳۰. چوم /choom/ در ابزار کشاورزی/ وسیلهای ترکیبی از یک چوب محکم یکمتری و چند دیسک چرخان فلزی با فاصلههای یکسان، برای کوبیدن خرمن گندم یا پُلِک.۱۳۱. رُ /ro/ اسم در ابزار کشاورزی/ ابزاری چوبی بود که روی اسب یا الاغ میگذاشتند که نگهدارنده دسته گندم (یا بافه گندم) بود.۱۳۲. کَم /kam/ در وسایل خانه/ ابزاری بود برای اَلَک کردن یا بیختَن، شبیه قربیل. (به این ابزار، گَرمای /garmay/ هم میگفتند) (به الَک یا گرمایِ خیلی کوچک آشپزخانه هم بیزبیزی /bizbizi/ میگفتند)۱۳۳. آرچی /Archi/ اسم در صنایع دستی/ آسیاب دستی، از دو سنگ زیرین و رویین تشکیل میشد، با دسته چوبی و سوراخی در سنگ رویین. آرد مصرفی برای نان یک روز را کدبانو شخصاً با ریختن گندم در آرچی، تهیه میکرد.۱۳۴. کُجی /koji/ در ابزار خیاطی/ دُکمه لباس. (در خیلی از نقاط ایران تا همین ۴۰ سال پیش، به دکمه، کوجی یا کُجی گفته میشده)۱۳۵. دوبُر /dobor/ اسم در دامداری/ به دِگه (همان بز نر) مُسن میگفتند، پیشآهنگ هر گله گوسفندی یک دوبُر مغرور و پرابهت بود و چوپانها بزرگترین زنگوله گله را گردن او میانداختند.۱۳۶. خارای /kharay/ صفت/ بیدلیل، الکی، بدون هدف. (ممکنه ریشه این کلمه، واژه پارسی «خیرهای» یعنی بیهوده باشد)۱۳۷. الحَدِهی /Alhadey/ صفت/ عمدی، با قصد و غرض. (ریشه این کلمه، لغت عربی «علیحده» یعنی جدا میباشد) ۱۳۸. کور کردن آتش /koor kardan/ فعل/ کم کردن شعله و ربودن آتش، جوری که خاموش نشود. (زیر اجاق را کور کن یعنی شعله را آنقدر کم کن که فقط آش جا بیفته)۱۳۹. قَطَباغ /ghatabagh/ اسم مکان/ قسمتی (یا قطعهای) از باغات دهنو، اطراف قلعه باغنو. (اکنون بیشتر زمینهای قطباغ، مدرسه و ورزشگاه شهید نریمانی و تکیه بزرگه ساخته شده)۱۴۰. پیخی /pikhi/ اسم در کشاورزی/ به گرد و خاشاک ریزی که معمولاً از ساقه خشک گندم یا بوته بادمجان، به سر و صورت دهقان مینشست (و باعث خارش و سوزش پوست میشد) پیخی میگفتند.ادامه دارد....▪️شما هم میتوانید در این گردآوری کلمات فراموششده یا در حال فراموششدن لهجه دهنویی ما را یاری داده و آن واژه را به این آیدی بفرستید👇@MahmoudYadegari@bagheno83

