.شیما وزوایی:«از دیشب به جایی که ایستادیم و برچسبهای تکراری و خستهکنندمان فکر میکنم. درک سلسلهم…
انتشار: 2026/07/10 10:19 UTC
.شیما وزوایی:«از دیشب به جایی که ایستادیم و برچسبهای تکراری و خستهکنندمان فکر میکنم. درک سلسلهمراتب قدرت آنقدرها هم دشوار نیست؛ به خصوص وقتی با جان و بدنمان آن زور و قدرت را در زندگی حس میکنیم. مخالفت یا مبارزه با آن قدرت هم فهمیدنی است و در سطوح مختلفی شکل میگیرد.رابطه ما با حاکمیت ملی از این جنس است، از جنس اینکه مدتهاست که به «شعب یرید اسقاط نظام» رسیدیم. اما برای ادامه زندگی در سطوح متفاوتی با همان حاکمیت تعامل داریم. به جز برخی از مبارزین، هرکس ادعا کرد تعاملش را به صفر رسانده احتمالا به خودش دروغ میگوید. من اینجا پریدن به دیگران را به خاطر این تعامل اصلا نمیپسندم. هرکس توانی دارد و خطی برای مبارزه. اما اگر این تعامل تبدیل به ریاکاری، فرصتطلبی و همدستی با سیستم در ظلم به دیگری شد، اینجا دیگر حساب کارم جداست.نمیفهمم چرا باید رابطه ما با قدرت سلطهگر جهانی، مشخص امپراطوری نظامی آمریکا جدا از این باشد. میتوان برای بهبود زندگی سطوح متفاوتی از تعامل ملی و اجتماعی و اقتصادی با آن داشت. چه در سطح فردی، چه در سطح حاکمیتی. اصلا در صلح بود یا در سطوح متفاوتی مخالف و مبارزه کرد. اما اینکه فکر کنیم نرمال و بر حق است که کشوری در جهان ۸۰۰ پایگاه نظامی داشته باشد، با ۸ کشور در درگیری نظامی باشد، هر قانونی را خم کند و هر ظلمی را موجه جلوه دهد و «تقصیر» را گردن آنها و ما بیندازد، برای من پذیرفته نیست. من اینجا هم «شعب یرید اسقاط نظام» هستم؛ و وقتی سیستمی بینالمللی است، مخالفت با آن هم باید فرا ملی باشد، نیاز به سازماندهی و همدلی دارد.در هردوی این سطوح، به نظرم آن مخالفت و مبارزه باید حتما دموکراتیک و جمعی باشد. اگر نباشد، میتوانیم نقش خودمان را جدا کنیم، و اجازه ندهیم در دو سطح اجباری بر کسی و گروهی وارد شود، یا دیگرانی بهایش را بپردازند. در هردوی این سطوح دلیلی برای پریدن به این و آن نمیبینم.اما در هردوی این سطوح، اگر همدستی و همسویی آشکار با آن بخش از نظام سلطه ببینم که بر دیگری ظلم میکند، خط سیاسیام را جدا میبینم.هنوز فکر میکنم «میتوان مخالف بود و یکدیگر را دوست داشت، مگر آنکه مخالفت تو ریشه در سرکوب من و محروم شدنم از انسانیت و حقوقم باشد».».
