
این کانال با هدف ارائه مقالات دارویی و بررسی تداخلات دارویی براساس معتبرترین منابع دارویی ایجاد شده است.@shahmirani
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 37 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/10
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 37 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
🧠🍊 تازه های علمی: نتایج یک مطالعهٔ تازه، حاکی از آن است که مصرف روزانه یک لیوان آبمیوه ۱۰۰٪ طبیعی یا اسموتی، با کاهش نمرات افسردگی ارتباط دارد:✔️ مصرف روزانه یک لیوان آبمیوه ۱۰۰٪ طبیعی یا اسموتی، بهعنوان بخشی از توصیههای «۵ واحد میوه و سبزیجات در روز» در بریتانیا، ممکن است به بهبود و حمایت از سلامت روان کمک کند. این یافته بر اساس پژوهشی است که در دانشگاه نیوکاسل در بریتانیا انجام شده است.✔️ در این کارآزمایی تصادفیسازیشده و کنترلشده، بزرگسالانی که معمولاً مقدار نسبتاً کمی میوه و سبزیجات مصرف میکردند، برای افزایش میزان مصرف این مواد غذایی تحت حمایت و راهنمایی قرار گرفتند. از برخی شرکتکنندگان همچنین خواسته شد که در روند دستیابی به هدف مصرف روزانه ۵ واحد میوه و سبزیجات، هر روز یک لیوان آبمیوه ۱۰۰٪ طبیعی یا اسموتی نیز مصرف کنند.✔️ پس از گذشت چهار هفته، میزان مصرف میوه و سبزیجات در هر دو گروه افزایش یافت. بااینحال، شرکتکنندگانی که آبمیوه یا اسموتی را نیز در رژیم غذایی روزانه خود گنجانده بودند، کاهش بیشتری در نمرات افسردگی گزارش کردند.✔️ یافتههای این پژوهش که تحت فرایند داوری همتا (Peer Review) قرار گرفتهاند، در ۲۲ مه ۲۰۲۶ در "مجله تغذیه بریتانیا" British Journal of Nutrition منتشر شده است. تأمین مالی این پژوهش نیز توسط Fruit Juice Science Centre انجام شده است. به گفته پژوهشگران، نتایج حاصل از این مطالعه به مجموعه شواهد موجود در زمینه نقش مداخلات تغذیهای در سلامت روان میافزاید و نشان میدهد که ایجاد تغییرات نسبتاً ساده و عملی در الگوی غذایی میتواند بهعنوان رویکردی بالقوه برای حمایت از سلامت روان مورد توجه قرار گیرد.✔️ دکتر کورتنی نیل، که این مطالعه را در زمان حضور خود در دانشگاه نیوکاسل انجام داده و اکنون در دانشگاه لیورپول فعالیت میکند، گفت: «اگرچه بیشتر افراد میدانند که مصرف روزانه ۵ واحد میوه و سبزیجات میتواند برای سلامت مفید باشد، بسیاری از افراد در دستیابی به این میزان مصرف با دشواری مواجهاند. نتایج کارآزمایی ما نشان داد که هنگامی که افراد با مصرف پایین میوه و سبزیجات، برای رفع موانع رایج در مسیر دستیابی به مصرف روزانه ۵ واحد میوه و سبزیجات، از حمایتهای مالی و آموزشی هدفمند برخوردار شدند، توانستند تغییرات معناداری در الگوی رژیم غذایی خود ایجاد کنند.✔️ وی افزود: یافتههای ما همچنین نشان داد که راهکارهای ساده و مقرونبهصرفه، مانند مصرف روزانه یک لیوان کوچک آبمیوه ۱۰۰٪ طبیعی یا اسموتی، میتوانند به افراد در دستیابی به میزان توصیهشده ۵ واحد میوه و سبزیجات در روز کمک کنند و در عین حال، مزایای بالقوهای برای سلامت روان داشته باشند. یافتهها مبنی بر اینکه مصرفکنندگان آبمیوه ۱۰۰٪ طبیعی یا اسموتی، نمرات پایینتری در شاخصهای افسردگی داشتند، امیدوارکننده و قابل توجه است و شایسته بررسیهای بیشتر، بهویژه در افرادی است که از وضعیت نامطلوب و ضعیف سلامت روان برخوردارند.»✅ Courtney Neal, Georg Lietz, Kirsten Brandt, Anthony William Watson, Oliver Michael Shannon. Including fruit juice and smoothies within 5-a-day fruit and vegetable intake recommendations: a randomised controlled trial investigating impact on levels of intake, mood and markers of health. British Journal of Nutrition, 2026; 1 DOI: 10.1017/S0007114526107569✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🧬🍔👶 تازه های علمی: فقط رژیم غذایی مادر مطرح نیست: عادات مصرف غذاهای ناسالم در پدر نیز میتواند بر سلامت فرزندان آینده آنان تأثیر بگذارد:✔️ مطالعهای جدید از دانشمندان برزیل که بصورت آنلاین، در ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ در مجله Nutrition Research در دسترس قرار گرفته، نشان میدهد که مصرف غذاهای فوقفرآوریشده توسط پدران ممکن است بر نحوه توزیع چربی در بدن فرزندان آینده آنان تأثیر بگذارد؛ بهگونهای که این پیامدها حتی پیش از لقاح و شکلگیری جنین زمینهسازی میشوند.✔️ رژیم غذایی پدر میتواند حتی پیش از لقاح و پیش از آنکه جنین شکل بگیرد، بر سلامت و ترکیب بدنی او تأثیرگذار باشد. شواهد حاصل از مطالعهای بر روی ۴۳ تریاد متشکل از پدر، مادر و نوزاد که از خدمات نظام سلامت عمومی در شهر ریبیرائو پرتو، واقع در ایالت سائوپائولو برزیل، بهرهمند بودند، این موضوع را نشان داد.✔️ نتایج تحلیلها حاکی از آن بود هرچه میزان مصرف غذاهای فوقفرآوریشده در پدران بیشتر باشد، وزن نوزاد هنگام تولد نیز بالاتر بوده و تجمع چربی در ناحیه رانها و همچنین ناحیه سوپراایلیاک (ناحیه بالای استخوان خاصره که در اصطلاح رایج به «دستههای عشق» یا love handles شناخته میشود) افزایش مییابد. وزن بالای هنگام تولد و میزان بالاتر چربی بدن در سالهای ابتدایی زندگی، از جمله عوامل خطر مرتبط با ابتلا به بیماریهای قلبیـمتابولیک در بزرگسالی به شمار میروند.✔️ دانیلا سارتورلی، اپیدمیولوژیست تغذیه از دانشگاه سائوپائولو، میگوید: «تغذیه و سلامت مادر پیش از تولد، حین بارداری و پس از تولد نوزاد، همواره مورد توجه بوده است؛ اما درباره نقش رژیم غذایی پدر کمتر صحبت شده است. مطالعه ما نشان میدهد که رژیم غذایی پدر نیز تأثیر بسیار مهمی بر سلامت نوزاد دارد.»✔️ در این مطالعه، تیم پژوهشی سارتورلی، گروهی متشکل از ۴۳ واحد خانوادگی را مورد بررسی قرار داد که هر یک شامل مادر، پدر و نوزاد بودند. پژوهشگران ابتدا زنان باردار را برای شرکت در مطالعه جذب کردند و سپس از همسران آنها نیز برای پیوستن به پژوهش دعوت به عمل آوردند. در طول مطالعه، والدین در دو نوبت درباره مواد غذایی و نوشیدنیهایی که طی ۲۴ ساعت گذشته مصرف کرده بودند، مورد مصاحبه قرار گرفتند. سپس پژوهشگران میزان انرژی دریافتی هر یک از افراد را که از طریق مصرف غذاهای فوقفرآوریشده تأمین شده بود، محاسبه کردند.✔️ پس از تولد نوزاد هر یک از زوجها، پژوهشگران اندازهگیریهای جامعی از ویژگیهای بدنی نوزادان انجام دادند که شامل وزن و طول هنگام تولد، محیط بخشهای مختلف بدن، اندازهگیری ضخامت چین پوستی و ارزیابی ترکیب بدنی بود. تحلیلهای بعدی دادهها نشان داد که مصرف بیشتر غذاهای فوقفرآوریشده توسط پدران با تولد نوزادانی با وزن هنگام تولد بالاتر، وزن بیشتر نسبت به قد و ضخامت بیشتر چینهای پوستی در ناحیه رانها و اطراف لگن ارتباط داشت.✔️ سارتورلی توضیح میدهد: «گرچه این مطالعه افزایش میزان کلی چربی بدن را نشان نداد و تنها تجمع چربی در برخی نواحی بدن نوزاد مشاهده شد، نتایج حاکی از آن است که کیفیت رژیم غذایی پدر نیز ممکن است بر روند رشد و تکامل جنین تأثیرگذار باشد. این موضوع مهم است، زیرا بهطور میانگین، غذاهای فوقفرآوریشده حدود ۳۰ درصد از کل انرژی دریافتی پدرانی را که رژیم غذاییشان در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت، تشکیل میدادند؛ بهویژه گوشتهای فرآوریشده، نوشیدنیهای شیرین، کوکیها و بیسکویتها.»✔️ شایان ذکر است که این مطالعه صرفاً وجود یک همبستگی را در دادهها نشان میدهد و نمیتوان بر اساس آن نتیجه گرفت که مصرف غذاهای فوقفرآوریشده توسط پدران، بر ترکیب بدنی فرزندانشان تأثیر میگذارد. بااینحال، این یافته به شواهد روبهرشدی میافزاید که نشان میدهند وضعیت سلامت و سبک زندگی پدران ممکن است پیش از تولد، بر روند رشد و تکامل فرزندانشان تأثیرگذار باشد؛ احتمالا از طریق تغییرات اپیژنتیکی که در اسپرم منتقل میشوند.✔️ تغذیه نامناسب پدر با تغییراتی در کیفیت اسپرم و نشانگرهای اپیژنتیکی مرتبط دانسته شده است؛ تغییراتی که میتوانند احتمال بروز اختلالات متابولیک را افزایش دهند. غذاهای فوقفرآوریشده به دلیل ظرفیت بالقوه خود در ایجاد التهاب شناخته شدهاند؛ زیرا مصرف این مواد غذایی میتواند تولید گونههای فعال اکسیژن را افزایش دهد که این موضوع میتواند مستقیماً بر کیفیت و تحرک اسپرم تأثیر بگذارد.✅ Carvalho, M. R., et al. (2026) A higher paternal ultra-processed food consumption is directly associated with parameters of neonatal anthropometry. Nutrition Research. DOI: 10.1016/j.nutres.2026.04.015. sciencedirect.com/science/article/pii/S02… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🩺📊 تازه های علمی: نتایج یک مطالعهٔ گسترده، نگرانیهای دیرینه پیرامون مصرف استامینوفن و ایبوپروفن در نوزادان را به چالش میکشد:✔️ یک مطالعهٔ بزرگ و شاخص روی نزدیک به ۴۰۰۰ نوزاد که در ۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ در مجله The Lancet Child & Adolescent Health منتشر شده، نشان داد که استامینوفن و ایبوپروفن در دوران شیرخوارگی به یک اندازه ایمن هستند. هیچکدام از این داروها با اگزما یا برونشیولیت مرتبط نبودند و عوارض جانبی جدی نیز ایجاد نکردند. پژوهشگران به پیگیری وضعیت این کودکان تا سن شش سالگی ادامه خواهند داد تا اثرات احتمالی بلندمدت این داروها را نیز بررسی کنند.✔️ مطالعات پیشین، نگرانیهایی را مطرح کرده بودند مبنی بر اینکه مصرف استامینوفن (تایلنول) در دوران شیرخوارگی، ممکن است با بروز اگزما، آسم یا سایر مشکلات سلامتی در سالهای بعدی دوران کودکی مرتبط باشد.✔️ پروفسور استوارت دالزیل، پژوهشگر ارشد این مطالعه، استاد کرسی پژوهش سلامت کودکان «Cure Kids» در دانشگاه آوکلند نیوزیلند و متخصص اطفال در بیمارستان کودکان استارشیپ، میگوید: «مطالعه ما نشان داد که پاراستامول (استامینوفن) و ایبوپروفن برای استفاده در کودکان خردسال، داروهایی بسیار ایمن هستند.»✔️ این کارآزمایی نزدیک به ۴٬۰۰۰ نوزاد را از زمان تولد در سراسر نیوزیلند مورد پیگیری قرار داد. نیمی از نوزادان بهصورت تصادفی در گروهی قرار گرفتند که در صورت نیاز به درمان تب یا درد طی سال نخست زندگی، استامینوفن دریافت میکردند. نیمی دیگر نیز بهطور تصادفی در گروه دریافتکننده ایبوپروفن قرار گرفتند. در فواصل زمانی منظم طی دوره مطالعه، از والدین درباره بروز اگزما، علائم آسم یا برونشیولیت در فرزندانشان پرسش شد. علاوه بر این، تیم پژوهش اطلاعات مربوط به نسخههای دارویی و سوابق بستری در بیمارستان را نیز بررسی کرد.✔️ نتایج نشان داد که حدود ۱۶ درصد از نوزادان در گروه دریافتکننده استامینوفن به اگزما مبتلا شدند، در حالی که این میزان در گروه دریافتکننده ایبوپروفن حدود ۱۵ درصد بود. همچنین، برونشیولیت در حدود ۵ درصد از کودکان هر دو گروه مشاهده شد. پژوهشگران گزارش کردند که این تفاوتها از نظر آماری معنادار نبودند. بروز عوارض جانبی جدی نیز نادر بود و هیچیک از آنها به مصرف هیچیک از این دو دارو نسبت داده نشد.✔️ در مجموع، نتایج نشان داد که هیچگونه ارتباطی میان مصرف استامینوفن یا ایبوپروفن و بروز اگزما یا برونشیولیت وجود ندارد. همچنین یافتهها تأیید کردند که هر دو دارو در دوران شیرخوارگی، ایمن و بی خطر هستند. این مطالعه، نخستین کارآزمایی بالینی تصادفیسازیشده و کنترلشدهای است که بهعنوان استاندارد طلایی پژوهشهای علمی شناخته میشود و بهطور مستقیم به بررسی این پرسش پرداخته است.✔️ پروفسور دالزیل اشاره میکند که استامینوفن و ایبوپروفن از جمله داروهایی هستند که در سراسر جهان بیشترین میزان تجویز یا خرید بدون نسخه را برای نوزادان به خود اختصاص دادهاند. وی افزود: «این یافتهها اطمینان بالایی را برای والدین و متخصصان حوزه سلامت فراهم میکند تا همچنان از این داروهای مهم استفاده کنند. یافتههای این پژوهش، شواهد محکمی در حمایت از ایمنی هر دو دارو در طول سال نخست زندگی ارائه میدهد.»✔️ پژوهشگران بهزودی یافتههای مربوط به همین کودکان را در سن سهسالگی و سپس در آینده نیز نتایج مربوط به آنها را در سن ششسالگی منتشر خواهند کرد.✅ Stuart R Dalziel, et al. Paracetamol versus ibuprofen as required for fever or pain in the first year of life and the risk of eczema and bronchiolitis at age 1 year in New Zealand (PIPPA Tamariki): a multicentre, open-label, parallel-group, superiority, randomised controlled trial. The Lancet Child, 2026; 10 (3): 156 DOI: 10.1016/S2352-4642(25)00341-4✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🔵👁️ تازه های علمی: تأثیر پنهانی داروهای جدید لاغری بر چشمها:✔️ نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد که داروهای GLP-1، ممکن است فایدهای پنهانی برای چشمها داشته باشند.✔️ داروهای آگونیست گیرنده GLP-1، مانند اوزمپیک (Ozempic)، در سالهای اخیر تحولی چشمگیر در حوزه سلامت و پزشکی ایجاد کردهاند و رویکرد درمانی بیماریهایی نظیر دیابت نوع ۲ و چاقی را بهطور چشمگیری دگرگون ساختهاند. اگرچه این داروها در درجه نخست با هدف کاهش سطح قند خون و مهار اشتها مورد استفاده قرار میگیرند، پژوهشهای علمی روزبهروز شواهد بیشتری ارائه میکنند که نشان میدهد اثرات GLP-1 فراتر از این کارکردهای شناختهشده است و میتواند جنبههای گوناگون سلامت انسان را به شیوههایی تحت تأثیر قرار دهد که پیشتر انتظار آن نمیرفت.✔️ اکنون، مطالعهای جدید یکی دیگر از اثرات ناخواسته اما قابلتوجه این داروها را آشکار کرده است؛ یافتهای که نشان میدهد هنوز در آغاز مسیر شناخت کامل تأثیرات آگونیستهای گیرنده GLP-1 بر بدن انسان قرار داریم.✔️ بر اساس نتایج پژوهشی تازه که در ۲۵ مه ۲۰۲۶ در نشریه Diabetes, Obesity and Metabolism منتشر شده است، مصرف داروهای GLP-1 با کاهش خطر ابتلا به دژنراسیون ماکولای وابسته به سن age‐related macular degeneration مرتبط هستند. این بیماری یکی از شایعترین اختلالات چشمی در سالمندان و مهمترین علت از دست رفتن غیرقابلبرگشت بینایی در افراد مسن به شمار میرود.✔️ در این مطالعه، گروهی از پژوهشگران به سرپرستی چنگ-شین هونگ، پژوهشگر فارماکولوژی بالینی در دانشگاه علوم پزشکی چونگشان در تایوان، دادههای مربوط به بیش از ۱۵۷ هزار بیمار همسانسازیشده را مورد تجزیهوتحلیل قرار دادند. تمامی شرکتکنندگان در مطالعه ۶۰ سال یا بیشتر سن داشتند، مبتلا به چاقی بودند، اما هیچیک به دیابت مبتلا نبودند. افراد مورد بررسی به دو گروه تقریباً ۷۹ هزار نفری تقسیم شدند.✔️ گروه نخست شامل افرادی بود که برای کنترل وزن، درمان با داروهای آگونیست گیرنده GLP-1 (شامل لیراگلوتاید، سماگلوتاید یا تیرزپاتاید) را شروع کرده بودند. در مقابل، گروه دوم از بیمارانی تشکیل شده بود که برای کاهش وزن از داروهای غیـرِ GLP-1 استفاده میکردند. نتایج حاصل از چند سال پیگیری نشان داد که بروز دژنراسیون ماکولا وابسته به سن در میان مصرفکنندگان داروهای GLP-1، بطور معنیدار و قابل توجهی، کمتر از افرادی بود که از سایر داروهای کاهش وزن استفاده کرده بودند.✔️ در مجموع، استفاده از داروهای آگونیست گیرنده GLP-1 با کاهش تخمینی ۱۸ درصدی خطر بروز دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در طول دوره پیگیری همراه بود. این میزان کاهش خطر در مواردی که نوع دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در دادهها بهطور مشخص تعیین نشده بود، به ۳۰ درصد افزایش یافت.✔️ در مورد اینکه دقیقاً داروهای GLP-1 از چه مکانیسمی ممکن است از سالمندان در برابر از دست دادن بینایی محافظت کنند، هنوز نمیتوان با قطعیت اظهار نظر کرد. پژوهشگران مطرح میکنند که داروهای GLP-1 ممکن است از طریق ایجاد یک اثر محافظتکننده عصبی (نوروپروتکتیو) عمل کنند؛ به این صورت که ممکن است با کاهش التهاب در شبکیه و مهار فعالیت یک مجموعه التهابزا موسوم به NLRP3، اثر محافظتکننده عصبی داشته باشند. ✔️ با این حال، احتمال دیگری نیز وجود دارد؛ به این معنا که افراد مبتلا به چاقی که از داروهای GLP-1 استفاده میکنند، ممکن است نسبت به افرادی که از سایر انواع داروهای کاهش وزن بهره میبرند، کاهش وزن بیشتری را تجربه کنند و همین کاهش وزن قابلتوجه، بهخودیخود، بتواند در کاهش خطرات مشاهدهشده در این مطالعه نقش داشته باشد. ✔️ محققان توضیح میدهند: کاهش وزن به خودی خود التهاب سیستمیک و استرس اکسیداتیو را کاهش میدهد که میتواند بطور مستقل خطر دژنراسیون ماکولای وابسته به سن را کاهش دهد. نویسندگان این مطالعه نتیجه میگیرند: اینکه آیا مزیت مشاهده شده نشان دهنده محافظت مستقیم عصبی شبکیه آگونیستهای گیرنده GLP-1، میزان کاهش وزن بیشتر یا هر دو است، از دادههای مشاهدهای فعلی قابل تعیین نیست.✔️ برای اعتبارسنجی و تایید پیامدهای بالینی این یافتهها، انجام پژوهشهای مکانیسمی بیشتر، مطالعات آیندهنگر با دادههای طولی مرتبط با وزن و پیامدهای چشمی، تجزیه و تحلیلهای در سطح فردی با در نظر گرفتن عوامل مخدوشکننده اندازهگیری نشده، مورد نیاز است.✅ GLP‐1 Receptor Agonists and Risk of Age‐Related Macular Degeneration in Older Adults With Obesity: A Target Trial Emulation - Chang - 2026 - Diabetes, Obesity and Metabolism - Wiley Online Librarydom-pubs.pericles-prod.literatumonline.co… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
📊 تازه های علمی: یک پژوهش جدید درباره تأثیر مدتزمان استفاده کودکان از صفحهنمایش بر رشد روانیـاجتماعی آنها، یافتههای غیرمنتظره و شگفتانگیزی به دست آورده است:✔️ امروزه نمایشگرهای دیجیتال به بخش جداییناپذیری از زندگی روزمره تبدیل شدهاند و کودکان نیز در سنین پایینتر از گذشته به این فناوریها دسترسی پیدا میکنند. با این حال، این پرسش مطرح است که آیا افزایش مدتزمان استفاده از نمایشگرها واقعاً بر سلامت آنان تأثیر میگذارد؟ شواهد علمی، برخلاف آنچه ممکن است تصور شود، یکدست و قطعی نیستند. برخی پژوهشها درباره استفاده از ابزارهای دیجیتال، نگرانیهایی را در خصوص پیامدهای احتمالی آن بر سلامت جسمی و روانی کودکان مطرح کردهاند، در حالی که مطالعات دیگر نشان میدهند رابطه معناداری میان مدتزمان سپریشده در برابر نمایشگر و بروز مشکلات جسمی یا روانی وجود ندارد.✔️ در پژوهشی تازه که در ۳ اوت ۲۰۲۶ در نشریه JAMA Network Open به چاپ رسیده است، محققان دانشگاه ادینبرو و کالج سلطنتی لندن با تحلیل دادههای ۳٬۷۸۶ کودک شرکتکننده در مطالعه طولی Growing Up in Scotland، به بررسی نتایج این پژوهش پرداختند. ✔️ پژوهشگران بررسی کردند که استفاده از نمایشگرها (مانند تلفن همراه، تبلت و رایانه) خارج از ساعات مدرسه در سنین ۵، ۱۰ و ۱۵ سالگی چه ارتباطی با رشد روانیـاجتماعی کودکان و نوجوانان دارد؛ رشدی که جنبههای هیجانی، رفتاری و اجتماعیِ سلامت و بهزیستی را در بر میگیرد. یافتههای کلی این مطالعه اطمینانبخش است و نشان میدهد که نحوه استفاده از نمایشگرها اهمیت بیشتری نسبت به مدت زمانی دارد که افراد صرف استفاده از این دستگاهها میکنند.✔️ پژوهشگران در مقاله منتشرشده خود مینویسند: هیچ ارتباط معناداری میان استفاده از صفحهنمایش و مشکلات رشدی در سنین ۵ یا ۱۰ سالگی مشاهده نشد. همچنین، ارتباط میان استفاده از صفحهنمایش و افزایش نمره مشکلات رشدی در ۱۵ سالگی، تنها در مورد استفاده بسیار زیاد از بازیهای الکترونیکی مشاهده شد و برای سایر انواع استفاده از صفحهنمایش چنین ارتباطی به دست نیامد. استفاده زیاد از صفحهنمایش در سنین پایینتر با مشکلات و دشواریهای بیشتر در سن ۱۰ سالگی مرتبط بود، اما این ارتباط در سن ۱۵ سالگی تداوم نداشت.✔️ پژوهشگران چندین عامل دیگر را که ممکن بود بر نتایج تأثیرگذار باشند، از جمله جنسیت، نژاد، قومیت، درآمد خانوار و نمرات آزمونهای شناختی، در تحلیلهای خود کنترل کردند. یکی از یافتههای نسبتاً غیرمنتظره و شگفتانگیز این پژوهش آن بود که نوجوانان ۱۵ سالهای که بیش از یک ساعت در روز از برنامههای شبکههای اجتماعی استفاده میکردند، در مقایسه با افرادی که کمتر از یک ساعت در روز از این برنامهها استفاده میکردند، احتمال کمتری داشتند که نمرات «مشکلات بالاتر از حد میانگین» را کسب کنند.✔️ نویسندگان بر این باورند که رسانههای اجتماعی و پیامرسانها ممکن است به تقویت پیوندهای اجتماعی با دوستان کمک کرده و حمایت بیشتری برای جوانان فراهم کنند. با این حال، آنها همچنین هشدار میدهند که نوجوانانی که از عملکرد اجتماعی بهتری برخوردارند، ممکن است صرفاً تمایل بیشتری به استفاده از این ابزارها داشته باشند؛ بنابراین، این یافتهها نمیتوانند وجود یک رابطه علّی یا تأثیر سودمند مستقیم را اثبات کنند.✔️ پژوهشگران مینویسند: «یافتههای ما نشان میدهد که دستورالعملهای بهداشت عمومی که صرفاً بر محدود کردن میزان استفاده از صفحهنمایش تمرکز دارند، مانند توصیه "سازمان جهانی بهداشت" World Health Organization مبنی بر محدود کردن زمان استفاده از صفحهنمایش به حداکثر یک ساعت در روز برای کودکان زیر ۵ سال، ممکن است بازتابدهنده دقیق رابطه پیچیده میان زمان استفاده از صفحهنمایش و رشد روانی–اجتماعی کودکان نباشند.»✔️ ویکتوریا وایتینگتون، استاد علوم تربیتی در دانشگاه آدلاید استرالیا، که در این مطالعه مشارکت نداشت، میگوید: «از جمله زمینههای پژوهشی آینده میتوان به دسترسی به دادههایی درباره این موضوع اشاره کرد که کودکان واقعاً روی صفحهنمایش چه کاری انجام میدهند، با چه کسانی این کار را انجام میدهند، و آیا این فعالیتها بهصورت انفرادی انجام میشود یا خیر. علاوه بر این، پژوهش درباره فعالیتهای کودکان در خارج از زمان استفاده از صفحهنمایش و بررسی این پرسش که آیا میزان مواجهه با صفحهنمایشها، بهطور بالقوه فرصت مشارکت در سایر تجربیات رشدی را کاهش میدهد یا خیر، ضروری است.»✅ Screen Use and Emotional, Behavioral, and Social Development in Children | Adolescent Medicine | JAMA Network Open | JAMA Networkjamanetwork.com/journals/jamanetworkopen/… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
⁉️😴 تازه های علمی: آیا زنان واقعاً به خواب بیشتری نسبت به مردان نیاز دارند؟ یک روانشناسِ خواب توضیح میدهد:✔️ اگر کمی در بخشهای مرتبط با سلامت و تندرستی در تیکتاک یا اینستاگرام وقت بگذرانید، احتمالاً با ادعاهایی روبهرو میشوید که میگویند زنان به یک تا دو ساعت خواب بیشتر از مردان نیاز دارند. اما پژوهشهای علمی واقعاً در این باره چه میگویند؟ و این موضوع با آنچه در زندگی واقعی اتفاق میافتد، چه ارتباطی دارد؟ آملیا اسکات، عضو افتخاری و روانشناس بالینی در مؤسسه تحقیقات پزشکی وولکاک و پژوهشگر دانشگاه مککواری، توضیح میدهد:✔️ پژوهشگران معمولاً از دو رویکرد اصلی برای اندازهگیری خواب استفاده میکنند. رویکرد نخست، گزارشدهی فردی (Self-report) است که در آن از افراد خواسته میشود مدتزمان خواب خود را گزارش کنند. با این حال، مطالعات نشان دادهاند که افراد در برآورد مدتزمان واقعی خواب خود از دقت کافی برخوردار نیستند و گزارشهای خوداظهاری اغلب با خطا همراه است.✔️ رویکرد دوم، اندازهگیری عینی (Objective measurement) است که با استفاده از ابزارهای استاندارد و معتبر انجام میشود. این ابزارها شامل ردیابهای پوشیدنی خواب با درجه دقت پژوهشی و نیز پلیسومنوگرافی (Polysomnography; PSG)، بهعنوان استاندارد طلایی ارزیابی خواب، هستند. در روش پلیسومنوگرافی، طی یک مطالعه خواب که در آزمایشگاه یا مرکز تخصصی خواب انجام میشود، شاخصهای فیزیولوژیک مختلف از جمله امواج مغزی، الگوی تنفس و حرکات بدن در طول خواب بهطور همزمان ثبت و پایش میشوند.✔️ بررسی دادههای عینی حاصل از مطالعات با طراحی مناسب نشان میدهد که زنان، بهطور متوسط، حدود ۲۰ دقیقه بیشتر از مردان میخوابند. در یکی از مطالعات جهانی که نزدیک به ۷۰ هزار نفر با استفاده از دستگاههای پوشیدنی پایش خواب مورد بررسی قرار گرفتند، تفاوتی کوچک اما پایدار در مدت خواب میان زنان و مردان در تمامی گروههای سنی مشاهده شد. برای مثال، در گروه سنی ۴۰ تا ۴۴ سال، زنان بهطور متوسط حدود ۲۳ تا ۲۹ دقیقه بیشتر از مردان میخوابیدند.✔️ همچنین، یک مطالعه بزرگ مبتنی بر پلیسومنوگرافی نشان داد که زنان بهطور متوسط حدود ۱۹ دقیقه بیشتر از مردان میخوابند. بر اساس یافتههای این پژوهش، زنان علاوه بر مدت خواب بیشتر، سهم بالاتری از خواب عمیق را نیز تجربه میکنند؛ بهگونهای که خواب عمیق حدود ۲۳ درصد از کل زمان خواب آنان را تشکیل میدهد، در حالی که این میزان در مردان حدود ۱۴ درصد است. افزون بر این، نتایج مطالعه نشان داد که کاهش کیفیت خواب با افزایش سن تنها در مردان مشاهده میشود.✔️ نکتهٔ مهمی که باید در تفسیر این یافتهها در نظر گرفته شود این است که نیاز افراد به خواب، تفاوتهای قابلتوجهی با یکدیگر دارد. زنان ممکن است بهطور میانگین اندکی بیشتر از مردان بخوابند، همانگونه که بهطور میانگین اندکی کوتاه قدتر هستند. با این حال، همانطور که قدی یکسان و جهانی برای همهٔ افراد وجود ندارد، مدتزمان مطلوب و یکسانی نیز برای خواب همهٔ افراد قابل تعیین نیست. این ادعا که هر زنی به ۲۰ دقیقه خواب بیشتر نسبت به مردان ــ چه برسد به خواب بیشتر مانند دو ساعت ــ نیاز دارد، اساساً از درک نکتهٔ اصلی بازمیماند. این استدلال همانقدر ناموجه است که ادعا شود همهٔ زنان باید از همهٔ مردان کوتاهقدتر باشند.✔️ اگرچه مطالعات انجامشده در شرایط کنترلشدهٔ آزمایشگاهی نشان میدهند که زنان، بهطور میانگین، از مدتزمان خواب بیشتر و کیفیت خواب بالاتری نسبت به مردان برخوردارند، شواهد حاکی از آن است که در زندگی روزمره با موانع بیشتری برای تجربه احساس استراحت و بازیابی کافی مواجه میشوند. ازاینرو، این پرسش مطرح میشود که آیا زنان به خواب بیشتری نسبت به مردان نیاز دارند؟ پاسخ مثبت است؛ بهطور میانگین، زنان به خواب بیشتری نسبت به مردان نیاز دارند. بااینحال، این تفاوت از نظر میزان، اندک است. آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است، فراهمسازی حمایتهای لازم و ایجاد فرصتهای کافی برای استراحت، بازیابی و تجدید قوای جسمی و روانی زنان، هم در طول روز و هم در طول شب، است.✅ Do women really need more sleep than men? A sleep psychologist explainstheconversation.com/do-women-really-need-… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🥗🧬⏳ تازه های علمی: مصرف کمتر پروتئین برای بسیاری از بزرگسالان کمتحرک، میتواند فواید بیشتری برای سلامتی داشته باشد و طول عمر را افزایش دهد:✔️ یک مرور جامع و فراگیر بر بیش از ۳۵۰ مطالعه نشان میدهد که تبلیغات گسترده پیرامون مصرف بالای پروتئین، ممکن است نیاز واقعی بسیاری از افراد را بیش از حد برآورد کرده باشد. شواهد موجود حاکی از آن است که کاهش دریافت پروتئین میتواند به بهبود عملکرد متابولیک، کاهش التهاب و آسیبهای سلولی، و فعالسازی مسیرهای زیستی مرتبط با سالمندی سالمتر و افزایش طول عمر کمک کند.✔️ پیام کلیدی مطالعه این است: "پروتئین بیشتر = همیشه بهتر"، یک باور غلط است و برای بسیاری از بزرگسالان کمتحرک، کاهش مصرف پروتئین میتواند به کاهش التهاب، بهبود متابولیسم و افزایش طول عمر کمک کند.✔️ این مرور جامع که در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ در مجله Cell Press Blue از انتشارات Cell Press منتشر شد، بررسی میکند که چگونه کاهش مصرف پروتئین میتواند بر روند پیری تأثیر بگذارد. پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند که محدود کردن مصرف پروتئین میتواند به بهبود سوختوساز بدن، تغییر نحوه پاسخ سلولها به مواد مغذی، کاهش آسیبهای سلولی و کمک به حفظ عملکرد طبیعی سلولها منجر شود.✔️ دکتر دادلی لمینگ، نویسنده ارشد این پژوهش، استاد و معاون پژوهشهای زیستپزشکی در دانشکده پزشکی دانشگاه ویسکانسین–مدیسون و مدیر هستهٔ تخصصی فنوتیپسنجی و جراحی موش در مرکز جامع پژوهشهای دیابت دانشگاه ویسکانسین–مدیسون، میگوید: «کاملاً روشن است که پروتئین در رشد عضلات و پاسخ به ورزش در افراد فعال، فواید قابلتوجهی دارد. با این حال، از آنجا که بیشتر افراد سبک زندگی نسبتاً کمتحرکی دارند، بسیاری از افراد احتمالاً بیش از نیاز واقعی بدن خود پروتئین مصرف میکنند؛ امری که به احتمال زیاد میتواند پیامدهای منفی برای سلامت به همراه داشته باشد.»✔️ شواهد موجود یکجانبه نیستند. مطالعات دیگری نشان دادهاند که دریافت پروتئین بیشتر میتواند از کاهش وزن حمایت کند و به افراد سالمند در حفظ توده عضلانی کمک نماید، بهویژه هنگامی که با فعالیت ورزشی همراه باشد. این یافتهها در تدوین و بهروزرسانی دستورالعملهای تغذیهای ایالات متحده در سال جاری نقش داشتند. توصیههای جدید، مصرف روزانه پروتئین در محدوده ۱٫۲ تا ۱٫۶ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن (معادل ۰٫۵ تا ۰٫۷ گرم به ازای هر پوند) را پیشنهاد میکنند؛ مقداری که تقریباً دو برابر میزان توصیهشده در دستورالعملهای پیشین است.✔️ تحلیل پژوهشگران این مرور بر بیش از ۳۵۰ مطالعه، چندین سازوکار زیستی تکرارشونده را شناسایی کرد که میتواند توضیح دهد چرا محدود کردن مصرف پروتئین ممکن است سلامت را بهبود بخشد و به افزایش طول عمر کمک کند. در تمام این پژوهشها، مصرف کمتر پروتئین با عملکرد متابولیکی بهتر، تغییر در مسیرهای پیامرسانی مواد مغذی، کاهش آسیبهای سلولی و بهبود نگهداری از سلولهای سالم مرتبط دانسته شد.✔️ این مرور همچنین بر چندین اسید آمینه، که اجزای سازنده پروتئینها محسوب میشوند، تأکید میکند که به نظر میرسد نقش مهمی در ایجاد بسیاری از این اثرات دارند؛ از جمله متیونین، ایزولوسین و والین. مطالعات نشان دادهاند که مصرف بیش از حد این اسیدهای آمینه میتواند فرایندهای زیستی مرتبط با تحریک رشد را فعال کند و در نتیجه خطر ابتلا به چاقی، التهاب و سایر بیماریهای مرتبط با افزایش سن را افزایش دهد.✔️ لمینگ میگوید: «این مطالعات نشان میدهند که میزان پروتئینی که افراد کمتحرک امروزه مصرف میکنند، ممکن است دستکم در سطح جمعیتی، پیامدهای نامطلوبی برای سلامت به همراه داشته باشد. وی افزود: اگرچه برخی افراد، مانند زنان باردار و برخی سالمندان، به مقادیر بیشتری از پروتئین نیاز دارند، اما برای اکثر بزرگسالان کمتحرک، مصرف غذاهای غنیشده با پروتئین، ممکن است فواید سلامتبخشی را که انتظار دارند، فراهم نکند. توصیههای اخیر بر افزایش دریافت پروتئین تأکید داشتهاند، اما همزمان افراد را به تحرک و افزایش فعالیت بدنی نیز ترغیب کردهاند. از اینرو، به نظر میرسد لازم است توصیههای مربوط به میزان دریافت پروتئین، نهتنها بر اساس سن، بلکه با در نظر گرفتن تحرک و سطح فعالیت بدنی افراد نیز بهصورت شخصیسازیشده، تدوین شوند.»✅ Knopf, B. A., & Lamming, D. W. (2026). The Hallmarks of Protein and Amino Acid Restriction in Aging and Longevity. Cell Press Blue. DOI: 10.1016/j.cpblue.2026.100079. cell.com/cell-press-blue/fulltext/S3051-3…(26)00077-0✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🌍🌱🥗 تازه های علمی: پیروی از رژیم غذایی سلامت سیارهایِ گیاهمحور، میتواند در حفظ و ارتقای سلامت قلب و عروق زنان یائسه، نقش محافظتی ایفا کند:✔️ کاهش مصرف غذاهای فرآوریشده، گوشت قرمز، نمک و قند، و در مقابل افزایش مصرف میوهها و سبزیجات تازه، غلات کامل و حبوبات، میتواند خطر ابتلا به مشکلاتی مانند اضافهوزن و چاقی، دیابت نوع ۲، بیماریهای قلبیعروقی و برخی انواع سرطان را کاهش دهد. این نوع رژیم غذایی همچنین برای کره زمین و محیطزیست نیز مفید است، زیرا تولید محصولات گیاهی، گازهای گلخانهای کمتری تولید میکند که در تشدید بحران تغییرات اقلیمی نقش دارند.✔️ اکنون یک مطالعه جدید نشان داده است که یکی از الگوهای غذایی سالم، موسوم به "رژیم غذایی سلامت سیارهای🌍🌱🥗" Planetary Health Diet، میتواند بهویژه برای زنان سالمند سودمند باشد. بر اساس نتایج این پژوهش که در همایش NUTRITION 2026، "نشست سالانه انجمن تغذیه آمریکا" که از ۲۵ تا ۲۸ ژوئیه در نشنال هاربر، ایالت مریلند، در حومهٔ واشنگتن دیسی برگزار شد، ارائه شد، زنانی که الگوی غذایی آنها بیشترین میزان پایبندی را با رژیم غذایی سلامت سیارهای داشت، در مقایسه با زنانی که پایبندی کمتری به این الگوی غذایی نشان دادند، ۲۸ درصد کاهش خطر ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی را تجربه کردند. این مطالعه ۲۰ ساله که روی بیش از ۶۵ هزار زن یائسه انجام شد، نشان داد که پایبندی بیشتر به رژیم غذایی سلامت سیارهای با کاهش خطر ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی، بیماری عروق کرونر قلب، سکته مغزی و نارسایی قلبی همراه است.✔️ رژیم غذایی سلامت سیارهای، یک الگوی غذایی مبتنی بر شواهد علمی است که با هدف ارتقای سلامت انسان و حفاظت از کره زمین و محیطزیست طراحی شده و بر پیوند میان الگوهای تغذیهای انسان و پایداری حیات بر روی کره زمین تأکید دارد. این رژیم از جنبههای مختلف با سایر الگوهای تغذیه سالم، از جمله رژیم مدیترانهای و رژیم DASH، شباهت دارد؛ بهگونهای که بخش عمده آن را غذاهای با منشأ گیاهی تشکیل میدهند. در این الگوی غذایی، مصرف غلات کامل، میوهها، سبزیجات، مغزها و حبوبات محور اصلی رژیم را تشکیل میدهد، در حالی که مصرف ماهی، فرآوردههای لبنی و گوشت، در مقادیر متعادل و محدود توصیه میشود.✔️ توماس ام. هالند، پزشک - دانشمند و استادیار مؤسسه سالمندی سالم RUSH و دانشکده علوم بهداشت دانشگاه RUSH در شیکاگو، که در این مطالعه نقشی نداشت، گفت: «پژوهشهایی که بهطور ویژه بر زنان سالمند تمرکز دارند، از اهمیت بالایی برخوردارند، زیرا خطر ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی پس از یائسگی افزایش مییابد. با بالا رفتن سن، تغییرات مرتبط با کلسترول، فشار خون و فرآیندهای متابولیک، روند پیشرفت بیماریهای عروقی را تسریع میکنند. مطالعاتی از این دست نشان میدهند که اصلاح الگوی تغذیه، حتی در سنین سالمندی نیز، همچنان یکی از مؤثرترین راهکارها برای بهبود سلامت قلب و عروق و کاهش خطر بیماریهای قلبیعروقی محسوب میشود.»✔️ ایمون لرد، دکترای تغذیه، مدرس رشته تغذیه در دانشگاه فناوری آتلانتیک اسلایگو و استاد وابسته کالج ترینیتی دوبلین در ایرلند، که او نیز در این پژوهش مشارکتی نداشته است، گفت: «این چکیده از پژوهش، قابلتوجه است و مشاهده این نتایج، امیدبخش و دلگرمکننده است. با این حال، باید با احتیاط به آن نگاه کرد، زیرا در حال حاضر تنها یک چکیده منتشر شده و لازم است پیش از پذیرش کامل یافتهها، تحلیل کامل و جزئیات مطالعه بررسی شود. همچنین، با توجه به ماهیت مشاهدهای این مطالعه، نمیتوان رابطه علت و معلولی میان رژیم غذایی و کاهش خطر را استنباط کرد؛ بنابراین، این یافتهها صرفاً بیانگر وجود یک ارتباط آماری هستند و نه اثبات اثر مستقیم رژیم غذایی بر کاهش خطر.»✅ Menopause: Plant-forward diet linked to better heart healthmedicalnewstoday.com/articles/plant-based… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🧠📊 تازه های علمی: مصرف روزانه یک مکمل مولتیویتامین، ممکن است به سالمندان کمک کند تا برای مدت طولانیتری استقلال عملکردی، توانایی انجام فعالیتهای روزمره و سطح فعالیت خود را حفظ کنند:✔️ به تازگی پژوهشگران دانشگاه آگوستا دریافتند که بزرگسالان ۶۰ ساله و بالاتر که بهمدت ۳ سال روزانه یک مولتیویتامین مصرف کرده بودند، در مقایسه با افرادی که دارونما (پلاسبو) دریافت کرده بودند، وضعیت سلامت عملکردی بهتری را گزارش کردند و ممکن است به سالمندان کمک کند تا برای مدت طولانیتری استقلال عملکردی، توانایی انجام فعالیتهای روزمره و سطح فعالیت خود را حفظ کنند. یافتههای این پژوهش در " نشست سالانه انجمن تغذیه آمریکا" NUTRITION 2026، که از ۲۵ تا ۲۸ ژوئیه در نشنال هاربر، ایالت مریلند، در حومهٔ واشنگتن دیسی برگزار شد، ارائه شده است.✔️ پژوهشگران دادههای بیش از ۱۶ هزار نفر از افراد ۶۰ ساله و بالاتر را که در مطالعه پیامدهای مصرف مکمل کاکائو و مولتیویتامینها (COcoa Supplement and Multivitamin Outcomes Study; COSMOS) شرکت کرده بودند، مورد تجزیهوتحلیل قرار دادند. شرکتکنندگان در مطالعه COSMOS بهصورت تصادفی به یکی از چهار گروه اختصاص یافتند: دریافت روزانه مولتیویتامین، دریافت مکمل عصاره کاکائو، دریافت همزمان هر دو مکمل، یا عدم دریافت هیچیک از آنها. برای گروه کنترل و همچنین برای شرکتکنندگانی که تنها یکی از دو مکمل را دریافت میکردند، از دارونما استفاده شد.✔️ پس از ۳ سال، بزرگسالانی که بهطور روزانه مولتیویتامین مصرف کرده بودند، در مقایسه با افرادی که دارونما دریافت کرده بودند، امتیازهای بهطور معناداری بهتری در شاخص سلامت عملکردی کسب کردند. پژوهشگران میگویند این نتایج نشان میدهد که مولتیویتامینها ممکن است به سالمندان کمک کنند توانایی خود را برای انجام فعالیتهای روزمره حفظ کنند؛ مزیتی که احتمالاً از طریق بهبود عملکرد شناختی، گردش خون و استقامت جسمانی حاصل میشود.✔️ در واقع مصرف روزانه یک مولتیویتامین، ممکن است به سالمندان کمک کند تا قدرت و استقامت لازم برای انجام فعالیتهای روزمره را حفظ کنند. پس از ۳ سال، افرادی که مولتیویتامین مصرف کرده بودند، سلامت عملکردی بهتری نسبت به گروه دارونما گزارش کردند. با این حال، این یافتهها هنوز مقدماتی هستند و برای تأیید نهایی نیاز به انتشار در یک مجله علمی و داوری همتا (Peer Review) دارند.✔️ دکتر بایو بی. بکله (Bayu B. Bekele)، دکترای تخصصی در طب پیشگیرانه و بهداشت عمومی در مؤسسه پیشگیری جورجیا، دانشکده پزشکی جورجیا، دانشگاه آگوستا، بیان میکند: «ویژگی متمایز این پژوهش، تمرکز آن بر مفهوم سلامت عملکردی (Functional Health) است؛ مفهومی که بر نحوه احساس افراد و توانایی آنها در انجام فعالیتهای روزمره تأکید دارد، نه صرفاً بر پیشگیری از بروز بیماریهای عمده. یافتههای این مطالعه حاکی از آن است که در سالمندان، مصرف روزانه مکمل مولتیویتامین میتواند بهعنوان مداخلهای کمخطر و در کنار سایر مؤلفههای سبک زندگی سالم، در حفظ و ارتقای سلامت جسمانی و عملکرد فیزیکی طی فرایند سالمندی نقش مؤثری ایفا کند. با این وجود، مصرف مولتیویتامین نباید بهعنوان جایگزینی برای رژیم غذایی متعادل و فعالیت بدنی منظم تلقی شود، بلکه باید بهعنوان مکملی در کنار این راهبردهای اساسی حفظ سلامت در نظر گرفته شود.»✔️ بکله اظهار داشت: «مصرف مولتیویتامینها با حمایت از سلامت قلب و حفظ عملکرد کلی جسمانی، میتواند به تداوم توانایی انجام فعالیتهای روزمره، از جمله لباس پوشیدن، استحمام، راه رفتن، بالا رفتن از پلهها، آهسته دویدن یا تند راه رفتن و انجام امور منزل کمک کند. این مزایا بهویژه برای افرادی که دچار خستگی، تنگی نفس یا ادم اندامهای تحتانی هستند و این علائم توانایی آنها را در انجام فعالیتهای روزانه محدود میکند، میتواند از اهمیت بیشتری برخوردار باشد.»✔️ مصرف عصارهٔ کاکائو در کل جمعیت مورد مطالعه، تأثیر معناداری بر شاخصهای سلامت عملکردی نداشت، اما در بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب، اثر سودمند و از نظر آماری معنادار و قابل توجهی مشاهده شد.✅ Daily multivitamin improves functional health in older adults, study findsnews-medical.net/news/20260727/Daily-mult… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🧬📊 تازه های علمی: بزرگترین و جامعترین مرور علمی انجامشده تاکنون در ارتباط با مکملهای کلاژن، نشان میدهد که این فرآوردهها میتوانند اثرات قابلتوجهی بر سلامت پوست و مفاصل داشته باشند اما در زمینه بهبود عملکرد ورزشی و کاهش درد عضلانی پس از ورزش، کمک چندانی ارائه نمیدهند:✔️ یک مرور نظاممند گسترده new review که دادههای نزدیک به ۸,۰۰۰ شرکتکننده را بررسی کرد، نشان داد که مکملهای کلاژن میتوانند به بهبود سلامت پوست و کاهش علائم استئوآرتریت (آرتروز) کمک کنند، بهویژه زمانی که بهطور منظم و در دورههای طولانیمدت مصرف شوند. پژوهشگران همچنین شواهدی از مزایای نسبتاً محدود این مکملها برای سلامت عضلات و تاندونها گزارش کردند. با این حال، یافتههای این مطالعه ادعاهای مربوط به تأثیر کلاژن بر بهبود عملکرد ورزشی را به چالش میکشد، زیرا شواهد اندکی مبنی بر اثربخشی آن در تسریع ریکاوری یا کاهش درد عضلانی پس از ورزش مشاهده شد.✔️ مکملهای کلاژن به یکی از محبوبترین محصولات در صنعت سلامت و تندرستی تبدیل شدهاند و برای مزایایی مانند جوانتر به نظر رسیدن پوست، تقویت مفاصل و بهبود عملکرد ورزشی تبلیغ میشوند. اکنون، بزرگترین مرور پژوهشهای انجامشده تا به امروز نشان میدهد که برخی از این ادعاها با شواهد علمی پشتیبانی میشوند، در حالی که برخی دیگر چنین پشتوانهای ندارند.✔️ مطالعه جدیدی به رهبری دانشمندان دانشگاه آنگلیا راسکین (ARU) در انگلستان که در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶ در مجله Aesthetic Surgery Journal Open Forum منتشر شده است، نتایج ۱۶ مرور نظاممند، ۱۱۳ کارآزمایی بالینی تصادفیشده و نزدیک به ۸ هزار شرکتکننده از سراسر جهان را با هم ترکیب و تحلیل کرده است. پژوهشگران دریافتند که مصرف مکملهای کلاژن میتواند مزایای قابل اندازهگیری برای سلامت پوست و کاهش علائم استئوآرتریت داشته باشد، اما در زمینه بهبود عملکرد ورزشی و کاهش درد عضلانی پس از ورزش، کمک چندانی ارائه نمیدهد.✔️ نتایج تحلیل نشان داد افرادی که مکمل کلاژن را برای دورههای طولانیتری مصرف کرده بودند، بهبودی بیشتری در میزان هیدراتاسیون (آبرسانی) و خاصیت ارتجاعی و کشسانی پوست تجربه کردند. همچنین، مصرف طولانیمدت کلاژن با کاهش درد و خشکی مفاصل در افراد مبتلا به استئوآرتریت همراه بود. این یافتهها حاکی از آن است که کلاژن ممکن است در بلندمدت به حفظ برخی جنبههای سلامت دستگاه اسکلتیعضلانی کمک کند، هرچند میزان این اثرات نسبتاً محدود بوده و چشمگیر نبوده است. با وجود ادعاهای گسترده تبلیغاتی که کلاژن را بهعنوان مکملی مؤثر برای ورزشکاران و علاقهمندان به تناسباندام معرفی میکنند، این مرور شواهد اندکی مبنی بر تأثیر کلاژن بر بهبود عملکرد ورزشی یا تسریع ریکاوری پس از ورزش یافت.✔️ البته، همه انواع کلاژن یکسان نیستند. کلاژنی که بهطور طبیعی در مواد غذایی وجود دارد، ممکن است نسبت به اشکال کوچکتر مورد استفاده در اغلب مکملها، از قابلیت جذب کمتری برخوردار باشد. اشکال هیدرولیزشده hydrolysed forms که در آنها مولکول پروتئین از طریق فرایند هیدرولیز به زنجیرههای کوتاهتری موسوم به پپتیدهای کلاژن تجزیه شده است، بهنظر میرسد با سهولت بیشتری از دیواره روده عبور کرده و وارد جریان خون شوند. این ویژگی میتواند انتقال این پپتیدها را به بافتهای هدف تسهیل کند؛ جایی که ممکن است از طریق اعمال اثرات زیستی، در حفظ و بهبود سلامت پوست، مفاصل و عضلات نقش داشته باشند.✔️ کیفیت شواهد این پژوهش، نیز شایسته بررسی دقیق است. مطالعات مورد استفاده از نظر روششناسی، دوزهای مصرفی و شیوههای ارزیابی پیامدها، تنوع قابلتوجهی داشتند؛ موضوعی که انجام مقایسههای مستقیم میان نتایج آنها را با دشواری مواجه میسازد. با این حال، هرگونه مزایای مشاهده شده با مکملهای کلاژن، بهتدریج و در طول زمان نمایان شدند که نشان میدهد مصرف مداوم و منظم مکملهای کلاژن در یک دوره طولانیمدت، از اهمیت بیشتری نسبت به مصرف مقطعی و کوتاهمدت آن برخوردار است.✅ Ravindran R, Pizzol D, López-Gil JF, et al. Collagen supplementation for skin and musculoskeletal health: an umbrella review of meta-analyses on elasticity, hydration, and structural outcomes. Aesthet Surg J Open Forum. 2026;8:ojag018. doi:10.1093/asjof/ojag018✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🫀📊 تازه های علمی: مطالعهای جدید بررسی کرده است که آیا بیماران مبتلا به حمله قلبی، میکروپلاستیکها و نانوپلاستیکهای بیشتری در خون خود دارند؟؟✔️ میکروپلاستیکها، یکی از بزرگترین معضلات زیستمحیطی به شمار میروند. این ذرات در اقیانوسها، آب آشامیدنی، غذاهای دریایی و حتی هوایی که تنفس میکنیم یافت شدهاند. علاوه بر این، شواهد روزافزونی نشان میدهد که میکروپلاستیکها در بخشهای مختلف بدن انسان نیز وجود دارند؛ از جفت جنین گرفته تا مغز.✔️ مطالعهای جدید که توسط پژوهشگرانی از ایتالیا انجام شده و در ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶ در "مجله قلب اروپا" European Heart Journal منتشر شده است، عضو دیگری را به فهرست روبهگسترش اندامهایی میافزاید که آلودگی به میکروپلاستیکها در آنها شناسایی شده است: شبکه خونرسانی خودِ قلب. با این حال، اگرچه شناسایی میکروپلاستیکها در خونِ عروق کرونری یافتهای نگرانکننده به شمار میرود، شاید مهمترین و تأملبرانگیزترین جنبه این پژوهش، نه صرفِ وجود این ذرات، بلکه مکانیسم احتمالی ورود آنها به این عروق باشد.✔️ پژوهشگران دریافتند افرادی که سیگار میکشند، در مقایسه با افراد غیرسیگاری، شش برابر بیشتر احتمال دارد که میکروپلاستیکها و نانوپلاستیکهای قابلتشخیص در خونِ تغذیهکننده قلب آنها وجود داشته باشد. نکتهای حتی قابلتوجهتر آن بود که تمامی افراد سیگاری که بهطور همزمان در معرض سطوح بالای آلودگی هوا قرار داشتند، دارای ذرات پلاستیکی قابلتشخیص در خون خود بودند؛ در حالی که این میزان در میان افرادی که نه سیگار مصرف میکردند و نه در معرض آلودگی شدید هوا بودند، تنها ۱۲٫۵ درصد گزارش شد. این اختلاف چشمگیر، حتی با وجود کوچک بودن حجم نمونه مورد بررسی، حاکی از ارتباطی قابلتوجه میان مصرف سیگار، مواجهه با آلودگی هوا و حضور میکروپلاستیکها و نانوپلاستیکها در خون است.✔️ افرادی که سیگار میکشند، معمولاً در معرض مواجهه بیشتری با آلایندههای محیطی قرار دارند و همچنین ممکن است از نظر بسیاری از عوامل سبک زندگی که بر خطر بروز بیماریهای قلبیعروقی تأثیرگذار هستند، با سایر افراد تفاوت داشته باشند.✔️ این یافتهها، فراتر از آنکه صرفاً یکی دیگر از پیامدهای زیانبار مصرف سیگار را تأیید کنند، احتمال قابلتوجهی را مطرح میکنند: سیگار ممکن است بهعنوان سامانهای کارآمد برای انتقال ذرات پلاستیکی میکروسکوپی به بدن نیز عمل کند. طی چند دهه گذشته، سازوکارهای اصلی آسیبهای ناشی از سیگار بر قلب و عروق بهخوبی شناخته شدهاند. دود تنباکو حاوی هزاران ترکیب شیمیایی است که با القای التهاب، آسیب به دیواره رگهای خونی، افزایش تمایل به تشکیل لخته و تسریع تجمع چربی در دیواره سرخرگها، در نهایت روند ایجاد و پیشرفت آترواسکلروز (تصلب شرایین) را تسهیل میکنند.✔️ پژوهشهای جدید نشان میدهند که ممکن است سازوکار دیگری نیز در کنار عوامل خطر شناختهشده و تثبیتشده دخیل باشد. دود سیگار حاوی مقادیر بسیار زیادی از ذرات ریز است که قادرند به اعماق ریه نفوذ کنند. پژوهشگران بر این باورند که میکروپلاستیکها و نانوپلاستیکهای استنشاقشده ممکن است با این ذرات همراه شوند و از این طریق، با عبور از کیسههای هوایی ظریف ریه (آلوئولها)، با سهولتی بیش از آنچه پیشتر تصور میشد وارد جریان خون شوند. همچنین، آلودگی هوا نیز ممکن است از طریق سازوکاری مشابه، این فرایند را تسهیل کند.✔️ این یافته لزوماً به این معنا نیست که ذرات شناساییشده مستقیماً از خود سیگار منشأ گرفتهاند؛ هرچند بیشتر فیلترهای سیگار از سلولز استات، نوعی پلیمر پلاستیکی، ساخته شدهاند و ممکن است در آزادسازی این ذرات نقش داشته باشند. بلکه افراد سیگاری، هوایی را استنشاق میکنند که از پیش حاوی ذرات میکروپلاستیک است؛ ذراتی که از منابع گوناگون محیطی، از جمله الیاف لباسهای مصنوعی، سایش لاستیک خودروها، تجزیه بستهبندیهای پلاستیکی و بسیاری دیگر از منابع، منشأ میگیرند. ازاینرو، ممکن است مصرف سیگار صرفاً انتقال این ذرات را از ریهها به جریان خون تسهیل کند.✔️ همچنین، این مطالعه اثبات نمیکند که میکروپلاستیکها موجب بروز حملات قلبی میشوند. این پژوهش بر اساس تعداد محدودی از شرکتکنندگان انجام شده و از نوع مشاهدهای بوده است. بدین معنا که پژوهشگران تنها توانستهاند ارتباط یا همبستگی میان متغیرها را شناسایی کنند و نمیتوانند نتیجهگیری کنند که یک عامل بهطور مستقیم سبب ایجاد عامل یا پیامد دیگر شده است.✅ Do patients who suffer heart attack have more micro and nanoplastic in their blood? New study assessedtheconversation.com/do-patients-who-suffe… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🥛🐄 تازه های علمی: مطالعهای تازه نشان میدهد که مصرف روزانه محصولات لبنی رایج در ترکیب با اصلاح الگوی تغذیه و اجرای یک برنامه ورزشی ساده، ممکن است روند پیری بیولوژیکی را کندتر کند:✔️ بر اساس یافتههای پژوهشی جدید، یک تغییر ساده در سبک زندگی میتواند بهطور بالقوه روند پیری زیستی (Biological Aging) بدن را کند سازد. ترکیبی از مصرف ماست پروبیوتیک، کاهش دریافت کالری و پیادهروی، باعث بهبود نشانگرهای زیستی پیری در مردان شد.✔️ این مطالعه که در ۲۹ مه ۲۰۲۶ در مجله Aging منتشر شده است، به بررسی تأثیر اصلاح الگوی تغذیه و اجرای یک برنامه ورزشی ساده در مردان ۵۰ تا ۷۴ ساله طی یک دوره سهماهه پرداخت.✔️ پژوهشگران در قالب یک کارآزمایی بالینی، ۴۸ مرد دارای اضافهوزن را در ژاپن مورد بررسی قرار دادند. در طول یک دوره ۱۲ هفتهای، نیمی از شرکتکنندگان از یک برنامه منظم و ساختاریافته ارتقای سلامت پیروی کردند، در حالی که نیم دیگر، عادات معمول زندگی خود را بدون تغییر ادامه دادند.✔️ در گروه مداخله، شرکتکنندگان موظف بودند روزانه ۱۰۰ گرم ماست پروبیوتیک (ماستی که حاوی سویه پروبیوتیک Bifidobacterium longum BB536 است) مصرف کنند. علاوه بر این، این گروه مشاوره تغذیهای فردمحور دریافت کرد که در آن بر پرهیز از پرخوری، اجتناب از ریزهخواری مفرط و حذف نوشیدنیهای شیرین تأکید شده بود. همچنین، از شرکتکنندگان خواسته شد که حدود ۳۰ دقیقه در روز و دستکم سه روز در هفته پیادهروی کنند یا از دستگاه استپر (Stepper) برای فعالیت بدنی استفاده نمایند.✔️ بهمنظور ارزیابی تأثیر این مداخلات، پژوهشگران پیش و پس از پایان مطالعه از تمامی شرکتکنندگان نمونههای خون جمعآوری کردند و همچنین DNA آنها را از نظر تغییرات شیمیایی (اپیژنتیکی) که بهعنوان نشانگرهای سن سلولی شناخته میشوند، مورد تجزیهوتحلیل قرار دادند. بهطور مشخص، آنها از ابزاری با عنوان DunedinPACE استفاده کردند. برخلاف روشهایی که صرفاً سن تقویمی افراد را برحسب سال اندازهگیری میکنند، این ابزار نرخ واقعی و جاری فرایند پیری زیستی بدن را محاسبه میکند.✔️ به گفته پژوهشگران، مردانی که در طول مطالعه ماست پروبیوتیک مصرف کردند، رژیم غذایی خود را اصلاح نمودند و به فعالیت بدنی پرداختند، در مقایسه با گروه کنترل، کاهش معنادار آماری در سرعت پیری زیستی خود نشان دادند.✔️ بهطور میانگین، سرعت پیری زیستی آنها حدود ۲٫۲ درصد کاهش یافت. این میزان کاهش، تقریباً با کند شدن روند پیری زیستی مشاهدهشده در یک مطالعه دوساله پیشین در ایالات متحده قابل مقایسه است؛ مطالعهای که در آن شرکتکنندگان میزان کالری دریافتی روزانه خود را ۲۵ درصد کاهش داده بودند.✔️ این کاهش در سرعت پیری، مستقل از کاهش وزن رخ داد؛ به این معنا که ارتباط مستقیمی با تغییرات شاخص توده بدنی (BMI) شرکتکنندگان یا تعداد دقیق جلسات ورزشی که انجام داده بودند، نداشت. پژوهشگران همچنین بهبود قابلتوجهی را در یک نشانگر خاص DNA که با عملکرد کلیهها مرتبط است، مشاهده و ثبت کردند.✔️ از آنجا که این مطالعه سه عامل مجزا ــ پروبیوتیکها، رژیم غذایی و ورزش ــ را بهصورت همزمان بررسی کرده است، نویسندگان به این نتیجه رسیدند که نمیتوان مزایای ضدپیری مشاهدهشده را به هیچیک از این عوامل بهتنهایی نسبت داد. در عوض، به نظر میرسد کاهش سرعت روند پیری، حاصل اثر ترکیبی این سه عامل باشد.✅ Common dairy food and exercise may slow biological aging rate, study finds | Fox Newsfoxnews.com/health/eating-common-dairy-fo… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🍫🔥 تازه های علمی: استشمام بوی شکلات تلخ پیش از تمرین، ممکن است باعث بهبود عملکرد در حین تمرین شود:✔️ یک مطالعهٔ اخیر که در ۹ ژوئیه ۲۰۲۶ در مجله Frontiers in Physiology منتشر شده است، به بررسی این موضوع پرداخته که آیا قرار گرفتن در معرض بوهای مرتبط با شکلات میتواند در مردان با سطح آمادگی جسمانی متوسط که در حالت ناشتا قرار دارند، بر ادراک اشتها، میزان خوشایندی ادراک شده از بو و عملکرد در تمرینات مقاومتی تأثیر بگذارد یا خیر. ✔️ قرارگیری کوتاهمدت در معرض بوی شکلات تلخ، در مردانِ ناشتا با افزایش تعداد تکرارهای قابل انجام در تمرینات مقاومتی و کاهش احساس گرسنگی همراه بود. این یافتهها شواهد اولیهای را در حمایت از این فرضیه فراهم میکنند که محرکهای بویایی مرتبط با غذا، حتی بدون مصرف کالری، میتوانند بر عملکرد تمرینی و پاسخهای مرتبط با اشتها اثرگذار باشند.✔️ در این مطالعه، ۲۳ مرد جوان که حداقل طی دو سال گذشته، دستکم دو بار در هفته به انجام تمرینات مقاومتی پرداخته بودند، بهعنوان شرکتکننده انتخاب شدند. بنابراین، اگرچه این افراد ورزشکاران حرفهای محسوب نمیشدند، اما بهطور منظم و مستمر در تمرینات بدنسازی شرکت داشتند.✔️ در این پژوهش، از دستگاه اکستنشن پا (Leg Extension) استفاده شد. در این حرکت، فرد روی دستگاه مینشیند، ساق پاهای خود را در زیر یک پد قرار میدهد و با صاف کردن مفصل زانو، وزنه را در برابر مقاومت دستگاه بالا میبرد؛ حرکتی که از نظر مکانیکی مشابه یک حرکت ضربهزدن (Kick) با پا است.✔️ هر یک از شرکتکنندگان در سه نوبت جداگانه، پس از حدود ۱۰ ساعت ناشتایی شبانه، به آزمایشگاه مراجعه کردند. در هر جلسه، شرکتکنندگان بهمدت ۳۰ ثانیه بوی یکی از سه نمونه زیر را استشمام کردند که ترتیب ارائه آنها بهصورت تصادفی تعیین شده بود:🔺مخلوط شکلات تلخ با ۹۰ درصد کاکائو🔺مخلوط شکلات شیری با ۶۰ درصد کاکائو🔺آب مقطر ساده (بهعنوان گروه کنترل).✔️ پس از استشمام نمونه، شرکتکنندگان با استفاده از دستگاه اکستنشن پا، با وزنهای معادل ۸۰ درصدِ حداکثر وزنه قابل جابهجایی در ۱۰ تکرار (80% of 10RM)، تا حد امکان ستهای ۱۰ تکراری را اجرا کردند. به عبارت دیگر، بار تمرینی معادل ۸۰ درصدِ بیشترین وزنهای بود که هر فرد قادر بود آن را تنها در ۱۰ تکرار صحیح و کامل جابهجا کند. شرکتکنندگان در فاصله بین هر ست، محتوای شیشه را استشمام میکردند و اجرای ستها را تا رسیدن به ناتوانی ارادی در ادامه تمرین ادامه دادند؛ یعنی زمانی که احساس میکردند دیگر قادر به تکمیل یک ست ۱۰ تکراری دیگر نیستند.✔️ در مجموعِ تمامی ستها، شرکتکنندگان پس از استشمام بوی شکلات تلخ، در مقایسه با شرایط کنترل (استشمام آب)، بهطور میانگین حدود ۱۸ تکرار بیشتر و پس از استشمام بوی شکلات شیری حدود ۹ تکرار بیشتر انجام دادند. این یافتهها نشان میدهد که استشمام بوی شکلات تلخ موجب بهبود عملکردی بیش از ۲۵ درصد شده است که در بالین، اثری قابلتوجه و معنادار محسوب میشود.✔️ شرکتکنندگان همچنین ارزیابی کردند که استشمام بوهای مختلف، در مقایسه با بوییدن آب، تا چه اندازه باعث میشد احساس گرسنگی کنند. بوی شکلات تلخ باعث شد احساس گرسنگی کمتری داشته باشند، در حالی که بوی شکلات شیری هیچ تأثیری بر میزان گرسنگی آنها نداشت. جالب اینجاست که شرکتکنندگان اعلام کردند بوی شکلات شیری از هر دو، یعنی بوی آب و بوی شکلات تلخ، خوشایندتر است.✔️ با این حال، یک محدودیت بزرگ در این مطالعه وجود دارد که باید به آن اذعان کرد. این مطالعه بهعنوان یک کارآزمایی دوسوکور توصیف شده است، که به این معناست که شرکتکنندگان نباید بدانند کدام «مداخله» را دریافت میکنند. اما گروه کنترل فقط آب دریافت کرده بود، و آب هیچ بویی ندارد. بنابراین، به احتمال زیاد همه شرکتکنندگان میتوانستند تشخیص دهند که کدام نمونه شکلات است و کدامیک متعلق به گروه کنترل. همچنین، شاخص اصلی عملکرد، تعداد تکرارهایی بود که شرکتکننده پیش از آنکه خود تصمیم به توقف بگیرد، قادر به انجام آن بود. با این حال، این معیار را نمیتوان صرفاً آزمونی از عملکرد دانست؛ بلکه بیشتر سنجشی از میزان تمایل فرد به تحمل فشار و ادامه دادن فعالیت تا حد توان است.✅ Fan, X. et al. (2026). Chocolate odor enhances resistance exercise performance through appetite suppression in the fasted state: An exploratory study. Frontiers in Physiology. 17, 1834757. doi.org/10.3389/fphys.2026.1834757. frontiersin.org/journals/physiology/artic… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
⚠️ هشدار اخیر سازمان جهانی بهداشت (WHO) درباره داروی تقلبی JAKAVI (Ruxolitinib):✔️ سازمان جهانی بهداشت (WHO) در هشدار محصولات پزشکی شماره ۲/۲۰۲۶ از شناسایی سه سری ساخت تقلبی داروی JAKAVI (Ruxolitinib) در ایران، روسیه و ترکیه خبر داده است که در ماه مه ۲۰۲۶ به سازمان جهانی بهداشت گزارش شدهاند. این داروهای جعلی بهصورت غیرقانونی از طریق پلتفرمهای آنلاین به بیماران فروخته شدهاند و دستکم در یک مورد نیز از طریق داروخانه در اختیار بیماران قرار گرفتهاند.🔹 شماره سریهای تقلبی:🔺AVT50🔺FNR06🔺SGL04✔️ شرکت Novartis تأیید کرده است که این شماره سریها معتبر نیستند. همچنین بررسی آزمایشگاهی روی یکی از نمونهها نشان داده است که فاقد ماده مؤثره رُکسولیتینیب بوده است.✔️ با توجه به اینکه بیماران دریافتکننده رُکسولیتینیب معمولاً مبتلا به بیماریهای خونی یا دارای نقص ایمنی هستند، مصرف فرآوردههای تقلبی میتواند منجر به شکست درمان، پیشرفت بیماری و افزایش خطر مرگ شود.✅ who.int/news/item/16-06-2026-medical-prod…(ruxolitinib)✍🏻 خانم دکتر شقایق کیخسرویt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
⚡🎯 تازه های علمی: یک مکمل پرمصرف در باشگاههای ورزشی، ممکن است توان و انرژی سلولهای ایمنیِ مبارزهکننده با سرطان را افزایش دهد:✔️ بر اساس پژوهش جدید دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس (UCLA)، کراتین، یک اسید آلی که بهطور گسترده بهعنوان مکمل توسط ورزشکاران و بدنسازان مصرف میشود، عملکرد گروه حیاتی از سلولهای ایمنی را بهطور چشمگیری تقویت میکند. این سلولها مسئول فعالسازی و آمادهسازی مهمترین سلولهای مبارزهکننده با سرطان در بدن هستند.✔️ این مطالعه که بر روی مدلهای موش و سلولهای انسانی انجام شده و در ۱۷ آوریل ۲۰۲۶ در مجله iScience منتشر شده است، بهطور مستقیم بر پایه پژوهشهای پیشین همین آزمایشگاه بنا شده است؛ پژوهشهایی که نشان داده بودند کراتین انرژی مورد نیاز سلولهای T سیتوتوکسیک (کشنده) را در مبارزه با تومورها تأمین میکند.✔️ اکنون این گروه پژوهشی دریافته است که کراتین همچنین سوخت مورد نیاز سلولهای دندریتیک را فراهم میکند؛ سلولهای ایمنی تخصصیافتهای که قطعات تومور را به دام میاندازند و سلولهای T کشنده را برای حمله به سلولهای سرطانی هدایت میکنند. تازهترین یافته نشان میدهد که کراتین میتواند مانند یک باتری پشتیبان (منبع ذخیره انرژی) برای سلولهای دندریتیک عمل کند؛ سلولهایی که به سلولهای T کمک میکنند، نقش نیروهای پشتیبانِ سلولهای T را دارند و آنها را برای مقابله با عوامل بیگانه هدایت میکنند.✔️ احتمالاً کراتین میتواند بهطور چشمگیری اثر درمانهای ایمنیدرمانی را افزایش دهد؛ درمانهایی که سلولهای T سیتوتوکسیک (کشنده) در سیستم ایمنی را آموزش میدهند تا سلولهای سرطانی را از بین ببرند. با وجود اینکه این درمانها تا چه اندازه میتوانند قدرتمند باشند، تنها در حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد از بیماران مؤثر واقع میشوند.✔️ به گفته دکتر لیلی یانگ، استاد میکروبیولوژی، ایمونولوژی و ژنتیک مولکولی در دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس (UCLA): «یافتههای این مطالعه نشان میدهد که اثرات کراتین تنها به تقویت عملکرد سلولهای T در فرایند مقابله با سرطان محدود نمیشود، بلکه کراتین میتواند شبکه حمایتی و تنظیمیِ پیرامون این سلولها را نیز که در فعالسازی، هدایت و حفظ عملکرد آنها نقش دارد، تقویت کند. بنابراین، کراتین بهعنوان یک مکمل بالقوه، میتواند در حمایت همهجانبه از پاسخهای ایمنی مورد نیاز برای موفقیت ایمونوتراپیهای مدرن، نقش مؤثری ایفا کند.»✔️ پژوهشگران، ابتدا تومورهای سرطانی را در موشها بررسی کردند و ژنهای مرتبط با مواد مغذی را که در سلولهای دندریتیکِ موجود در داخل این تومورها بیشترین فعالیت را داشتند، شناسایی کردند. آنها دریافتند که ناقل کراتین (Creatine transporter) ــ که وظیفهی انتقال و وارد کردن کراتین به داخل سلولها را بر عهده دارد ــ در این سلولها نسبت به سلولهای دندریتیک موجود در بافتهای سالم، فعالیت بسیار بیشتری دارد. سلولهای دندریتیکی که در شرایط آزمایشگاهی و بدون این ناقل کراتین رشد داده شدند، با سرعت بیشتری از بین رفتند و توانایی کمتری در فعالسازی و آموزش سلولهای T برای مقابله با سرطان از خود نشان دادند. همچنین، سلولهای T که به این شبکهی حمایتی وابسته بودند، نیز تضعیف شدند.✔️ دکتر یانگ افزود: «با این حال، تاکنون شواهد موجود تنها از مدلهای حیوانی و سلولهای انسانی کِشتشده در محیط آزمایشگاهی بهدست آمدهاند؛ بنابراین هنوز تحقیقات گستردهای برای تأیید این یافتهها مورد نیاز است. با این حال، دلایل علمی قابلتوجهی وجود دارد که نشان میدهد مصرف کراتین ممکن است توانایی سلولهای T سیتوتوکسیک (کشنده) و همچنین سلولهای دندریتیک را در مقابله با سرطان تقویت کند. سلولهای دندریتیک با شناسایی قطعات حاصل از تومورها، نقش مهمی در فعالسازی و هدایت سایر اجزای سیستم ایمنی برای حمله به سلولهای سرطانی ایفا میکنند.»✔️ پژوهشگران هشدار میدهند که نتایج این مطالعه، نباید بهعنوان شواهدی دال بر اثربخشی مصرف مکملهای کراتین در درمان سرطان تلقی شود. افزون بر این، به افرادی که قصد شروع مصرف هرگونه مکمل جدید را دارند، توصیه میشود پیش از اقدام، با پزشک معالج خود مشورت کنند. ✅ Kang, E., et al. (2026). Creatine uptake promotes dendritic cell activation and enhances antitumor immunity. iScience. DOI: 10.1016/j.isci.2026.115436. cell.com/iscience/fulltext/S2589-0042(26)00811-4✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🧑🦲📉 تازه های علمی: یک پژوهش تازه، عارضه جانبی جدید و نگرانکنندهای را برای داروهای GLP-1 شناسایی کرده که تاکنون کمتر مورد توجه و بحث قرار گرفته است:✔️ داروهای آگونیست گیرنده GLP-1، از جمله Wegovy و Ozempic، تحولی چشمگیر در درمان چاقی و دیابت نوع ۲ ایجاد کردهاند. با این حال، همچنان پرسشهایی درباره برخی از عوارض جانبی و پیامدهای بالقوه نامطلوب این داروها مطرح است. یکی از این پیامدهای احتمالی، آلوپسی (ریزش مو) است. پزشکان و پژوهشگران در سالهای اخیر به مشاهده مواردی از این عارضه در مصرفکنندگان این داروها پرداختهاند، اما تاکنون شواهد علمی مستحکم و کافی برای تأیید وجود یک ارتباط علّی میان مصرف این داروها و بروز ریزش مو در دسترس نیست.✔️ مطالعهای جدید که در ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶ در "مجله پزشکی بریتانیا" The BMJ منتشر شده و توسط پژوهشگرانی از دانشگاه پنسیلوانیا هدایت شده است، بهطور مشخص بررسی کرده که داروهای GLP-1 در مقایسه با دو گروه رایج دیگر از داروهای درمان دیابت ــ یعنی مهارکنندههای SGLT-2 و مهارکنندههای DPP-4 ــ در افراد مبتلا به دیابت نوع ۲، چه تفاوتهایی دارند.✔️ نتایج این پژوهش نشان داد که مصرف داروهای GLP-1 با افزایش قابلتوجه خطر نازک شدن یا ریزش مو همراه است. بهطور مشخص، خطر بروز این عارضه در مقایسه با مصرفکنندگان مهارکنندههای SGLT-2، حدود ۳۷ درصد بیشتر و در مقایسه با مصرفکنندگان مهارکنندههای DPP-4، حدود ۶۸ درصد بالاتر بود. این ارتباط بهطور اختصاصی در مورد آلوپسی غیر اسکاردهنده (Non-scarring alopecia) مشاهده شد؛ نوعی ریزش مو که در آن فولیکولهای مو بهطور دائمی تخریب نمیشوند و بنابراین، امکان رشد مجدد موها وجود دارد.✔️ پژوهشگران در مقاله منتشرشده خود مینویسند: «مصرف آگونیستهای گیرنده GLP-1 با افزایش خطر بروز آلوپسیِ ثبتشده از نظر بالینی، بهویژه آلوپسی غیر اسکاردهنده، در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ همراه میباشند؛ این خطر در مقایسه با مصرف مهارکنندههای SGLT-2 و مهارکنندههای DPP-4، با داروهای GLP-1 بیشتر مشاهده شده است. این یافتهها میتوانند در فرآیند تصمیمگیری مشترک میان پزشک و بیمار هنگام انتخاب درمان با آگونیستهای گیرنده GLP-1 مورد توجه قرار گیرند و همچنین بر ضرورت انجام مطالعات بیشتر برای ارزیابی پیامدهای پوستی این داروها در پژوهشهای آینده تأکید دارند.»✔️ بنابراین، در اینجا چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ برای دستیابی به نتیجه قطعی، انجام مطالعات بیشتری ضروری خواهد بود؛ با این حال، پژوهشگران اشاره میکنند که کاهش سریع وزن، پیشتر با ریزش مو و همچنین کمبود آهن و روی (زینک) مرتبط شناخته شده است؛ عواملی که ممکن است بهنوبهٔ خود چرخه طبیعی رشد و تجدید مو را مختل کنند. کاهش وزن و تغییرات در وضعیت تغذیهای، که از پیامدهای شایع درمان با آگونیستهای گیرنده GLP-1 هستند، از عوامل خطر شناختهشده برای تلوژن افلوویوم (Telogen Effluvium) به شمار میروند؛ نوعی شایع و معمولاً موقتی از ریزش موی غیرِ اسکاردهنده. این موضوع یک مکانیسم زیستی قابلقبول برای توضیح ارتباط مشاهدهشده میان این درمان و ریزش مو ارائه میدهد.✔️ شایان ذکر است که سوابق پزشکی مورد استفاده پژوهشگران از نظر ارزیابی شدت و مدتزمان ریزش مو و نیز تعیین برگشتپذیر یا غیرقابلبرگشت بودن آن، دارای محدودیتهایی بود. علاوه بر این، پژوهشگران نمیتوانند احتمال تأثیر عوامل اندازهگیرینشدهٔ دیگر بر نتایج مطالعه را رد کنند. افزون بر این، یافتههای این مطالعه بر ضرورت انجام پژوهشهای بیشتر بهمنظور روشنسازی ارتباطهای احتمالی در سطح سازوکارهای زیستی، میان درمان با آگونیستهای گیرنده GLP-1، کاهش وزن و ریزش مو تأکید دارد. همچنین، لازم است عوامل خطر در سطح فردی که ممکن است احتمال بروز ریزش مو را در برخی بیماران افزایش دهند، شناسایی شوند. با وجود اینکه خطر مطلق این عارضه اندک است، آگاهی از این پیامد بالقوه میتواند در تصمیمگیری مشترک برای انتخاب درمان، به پزشک و بیمار کمک کند.✅ Risk of hair loss associated with glucagon-like peptide-1 receptor agonists in adults with type 2 diabetes: target trial emulation | The BMJbmj.com/content/394/bmj-2026-100077%E2%9C… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
☕️🧠 تازه های علمی: قهوه ممکن است از طریق فعالسازی یک «کلید پنهان در سطح سلولی»، به بدن در مقابله با استرس و روند پیری کمک کند:✔️ پژوهشگران ممکن است موفق به شناسایی یک «کلید پنهان در سطح سلولی» شده باشند که میتواند یکی از سازوکارهای زیربنایی فواید شگفتانگیز قهوه برای سلامتی را توضیح دهد. پژوهشگران دانشکده دامپزشکی و علوم زیستپزشکی دانشگاه تگزاس Texas A&M College of Veterinary Medicine and Biomedical Sciences (VMBS دریافتهاند که برخی ترکیبات موجود در قهوه قادرند گیرنده NR4A1 را فعال کنند؛ گیرندهای که نقش مهمی در محافظت از سلولها در برابر استرس، التهاب و آسیبهای سلولی ایفا میکند.✔️ نتایج این مطالعه نشان داد که با حذف این گیرنده، آثار محافظتی ترکیبات قهوه نیز از بین میرود؛ یافتهای که ارتباط مستقیم میان فعالسازی NR4A1 و اثرات سودمند قهوه را تقویت میکند. نکته قابل توجه آن است که به نظر میرسد ترکیبات گیاهی موجود در قهوه، بهویژه کافئیک اسید (Caffeic Acid)، در فعالسازی این گیرنده بهمراتب مؤثرتر از کافئین هستند.✔️ این پژوهش که در ۱۰ مارس ۲۰۲۶ در نشریه علمی Nutrients منتشر شده است، یکی از نخستین شواهد مستقیم درباره ارتباط میان ترکیبات زیستفعال قهوه و گیرنده NR4A1 را ارائه میدهد. این ارتباط میتواند تا حدی توضیح دهد که چرا مصرف قهوه در مطالعات اپیدمیولوژیک بهطور مکرر با سالمندی سالمتر، کاهش خطر ابتلا به بیماریهای مزمن و بهبود شاخصهای سلامت عمومی همراه گزارش شده است.✔️ استیون سیف، استاد ممتاز و دارنده کرسی وقفی Sid Kyle در حوزه سمشناسی دامپزشکی در دپارتمان فیزیولوژی و فارماکولوژی دامپزشکیِ دانشکده پزشکی و علوم زیستپزشکی دامپزشکی (VMBS)، بیان کرد: «قهوه بهعنوان نوشیدنیای با اثرات ارتقادهنده سلامت، از دیرباز مورد توجه پژوهشگران بوده است. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که بخشی از این آثار سودمند احتمالاً ناشی از برهمکنش ترکیبات زیستفعال موجود در قهوه با این گیرنده است؛ گیرندهای که در حفاظت از بدن در برابر آسیبهای القاشده توسط استرس، نقش مهمی ایفا میکند. به عنوان یک «حسگر مواد مغذی» nutrient sensor، تصور میشود که NR4A1 با تعدیل فرآیندهای متعدد در سراسر بدن، از جمله فرآیندهای مرتبط با التهاب، متابولیسم و ترمیم بافت، به دریافت مواد غذایی پاسخ میدهد. علاوه بر این، مطالعات پیشین previous research نشان دادهاند که میزان بیان ژن NR4A1 در انسان و موش با افزایش سن کاهش مییابد که این امر میتواند استعداد ابتلا به بیماریها را افزایش دهد.»✔️ سیف میگوید: «کافئین به گیرنده متصل میشود، اما در مدلهای آزمایشگاهی ما تأثیر قابلتوجهی نشان نداد. ترکیبات پلیهیدروکسی و پلیفنولی، فعالیت بسیار بیشتری دارند. در این مطالعه، اثرات چندین ترکیب موجود در قهوه که بر گیرنده NR4A1 اثر میگذارند، از جمله کلروژنیک اسید و کافئیک اسید، مورد بررسی قرار گرفت. با این حال، قهوه حاوی بیش از ۱۰۰۰ ترکیب شیمیایی مختلف است؛ بنابراین، این نوشیدنی از نظر ترکیبات زیستی، نوشیدنی بسیار پیچیده به شمار میرود. این پژوهش با هدف بررسی سازوکارهای زیستی طراحی شده بود و اثبات نمیکند که در انسانها رابطه مستقیم علت و معلولی وجود دارد و همچنین اثبات نمیکند که نوشیدن قهوه از بروز بیماریها پیشگیری میکند. این یافتهها، از مجموعه رو به رشدی از پژوهشها حمایت میکنند که نشان میدهند رژیم غذایی، بهویژه ترکیبات زیستفعالِ گیاهی، میتواند بر مسیرهای زیستیِ دخیل در فرآیند پیری و مقابله با استرس تأثیر بگذارد.»✅ Amanuel Hailemariam, Srijana Upadhyay, Arafat Rahman Oany, Wai Ning Tiffany Tsui, Vinod Srivastava, Gargi Sivaram, Kelly Churion, Robert S. Chapkin, Laurie A. Davidson, Shoshana Eitan, James J. Cai, Roger Norton, Stephen Safe. Brewed Coffee and Its Components Act Through Orphan Nuclear Receptor 4A1 (NR4A1). Nutrients, 2026; 18 (6): 877 DOI: 10.3390/nu18060877✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🧠 تازه های علمی: پژوهشی جدید نشان میدهد که یک داروی رایج ضدافسردگی، میتواند به افراد در کاهش مصرف متآمفتامین (شیشه) کمک کند:✔️ متآمفتامین که با نامهای رایج مت، کریستال یا آیس نیز شناخته میشود، یک ماده محرک قوی سیستم عصبی مرکزی با پتانسیل بسیار بالای ایجاد وابستگی یا اعتیاد است. بر اساس برآوردهای جهانی، حدود ۷٫۴ میلیون نفر در سراسر جهان به متآمفتامین وابسته بوده یا به اختلال مصرف این ماده مبتلا هستند.✔️ وابستگی به متآمفتامین با پیامدهای نامطلوب و گستردهای برای سلامت جسمی و روانی همراه است که از جمله مهمترین آنها میتوان به پارانویا (بدگمانی بیمارگونه)، افکار و رفتارهای خودکشی، اختلالات قلبیعروقی، سکته مغزی، آسیبهای ناشی از حوادث و سوانح و افزایش خطر مرگ زودرس اشاره کرد.✔️ با وجود شیوع قابلتوجه اختلال مصرف متآمفتامین و بار سنگین ناشی از آن بر نظامهای سلامت، تاکنون هیچ دارویی در هیچیک از کشورهای جهان موفق به دریافت تأییدیه رسمی برای درمان اختلال مصرف یا وابستگی به متآمفتامین نشده است no medications approved. این خلأ درمانی، ضرورت توسعه و ارزیابی راهکارهای درمانی نوین و مؤثر را بیش از پیش برجسته میسازد.✔️ اکنون، یک داروی ارزان، ایمن و بهراحتی در دسترس که سالهاست برای درمان افسردگی استفاده میشود، نتایج امیدوارکنندهای نشان داده است. این مطالعه بالینی در ارتباط با میرتازاپین که در ۱ آوریل ۲۰۲۶ در "بخش روانپزشکی مجله انجمن پزشکی آمریکا" JAMA Psychiatry منتشر شده، نشان میدهد افرادی که این دارو را مصرف میکنند، مصرف متآمفتامین خود را کاهش میدهند.✔️ از آنجا که تاکنون هیچ دارویی برای درمان وابستگی به متآمفتامین در هیچ نقطهای از جهان به تأیید نرسیده است، گزینههای درمانی موجود بسیار محدود هستند. درمانهای در دسترس در حال حاضر شامل مشاوره، سمزدایی یا مدیریت علائم ترک و برنامههای بازتوانی اقامتی بلندمدت هستند. با این حال، دسترسی به این خدمات درمانی اغلب با دشواری همراه است و میزان ترک درمان در میان بیماران بالا است. افزون بر این، بخش قابل توجهی از افرادی که دورههای بازتوانی را تکمیل میکنند، در نهایت دچار عود مصرف میشوند.✔️ مطالعات سالهای اخیر نشان میدهند که داروی ضدافسردگی میرتازاپین ممکن است امیدی برای درمان فراهم کند. دو مطالعه در یک کلینیک پژوهشی سرپایی در سانفرانسیسکو، ایالت کالیفرنیا، ایالات متحده انجام شد. نتایج هر دو کارآزمایی نشان داد که میرتازاپین، مصرف متآمفتامین را کاهش میدهد.✔️ کارآزمایی بالینی تینا Tina Trial با هدف ارزیابی اثربخشی میرتازاپین در کاهش مصرف متآمفتامین، بر روی نمونهای بزرگتر و از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی متنوعتر شامل ۳۳۹ فرد مبتلا به اختلال مصرف متآمفتامین که از شش مرکز درمان سرپایی در استرالیا جذب شده بودند، انجام شد.✔️ در ابتدای مطالعه، شرکتکنندگان بهطور میانگین طی ۲۲ روز از ۲۸ روز پیشین اقدام به مصرف متآمفتامین کرده بودند. سپس، افراد بهصورت تصادفی در یکی از دو گروه مداخله یا کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله به مدت ۱۲ هفته روزانه یک قرص ۳۰ میلیگرمی میرتازاپین را برای مصرف در منزل دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل، دارونما دریافت نمود. در طول دوره مداخله، تعداد روزهای مصرف متآمفتامین در هر دو گروه بهطور مستمر مورد پایش و ارزیابی قرار گرفت. ✔️ یافتههای مطالعه نشان داد که دریافتکنندگان میرتازاپین، در مقایسه با گروه دارونما، کاهش بیشتری در تعداد روزهای مصرف متآمفتامین تجربه کردند. بهطور مشخص، میانگین کاهش مصرف در گروه میرتازاپین ۷ روز از هر ۲۸ روز بود، در حالی که این میزان در گروه دارونما ۴/۸ روز از هر ۲۸ روز گزارش شد. بر این اساس، برتری درمانی میرتازاپین نسبت به دارونما معادل ۲/۲ روز کاهش بیشتر در مصرف متآمفتامین طی یک دوره ۲۸ روزه برآورد شد. ✔️ همچنین، این اثر درمانی مستقل از وضعیت افسردگی شرکتکنندگان در زمان ورود به مطالعه مشاهده شد و وجود یا عدم وجود افسردگی، تأثیری بر اثربخشی میرتازاپین نداشت. اگرچه اندازه اثر مشاهدهشده از نظر بالینی نسبتاً محدود است، اما با توجه به فقدان درمانهای دارویی تأییدشده و مؤثر برای اختلال مصرف متآمفتامین، این یافته را میتوان گامی مهم در جهت توسعه مداخلات دارویی مبتنی بر شواهد برای درمان این اختلال تلقی کرد. تیم پژوهشی بر این باور است که میرتازاپین، مستقل از اثرات آن در کاهش علائم افسردگی، دارای اثری مستقیم بر وابستگی به متآمفتامین است.✅ This common antidepressant helps people cut back on methamphetamine – new studytheconversation.com/this-common-antidepre… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
☀️ تازه های علمی: مطالعهای تازه، باور رایج درباره ویتامین D و نور خورشید را به چالش میکشد:✔️ پژوهشهای جدید نشان میدهد که برای بسیاری از افراد آسیبپذیر، حتی قرار گرفتن در معرض نور خورشید در فصل تابستان نیز برای بازگرداندن سطح ویتامین D به محدوده مطلوب و بهینه، کافی نیست. ✔️ در مطالعهای به رهبری محققان مرکز پژوهشهای تغذیه انسان و ورزش دانشگاه نیوکاسل، منتشر شده در ۱۹ مه ۲۰۲۶ در «نشریهٔ اروپایی تغذیهٔ بالینی» European Journal of Clinical Nutrition که بر روی نزدیک به ۳۰۰ نفر در مناطق شمالی بریتانیا انجام شد، مشخص شد که در گروههایی که بیشترین خطر کمبود ویتامین D را دارند، غلظت این ویتامین در طول سال غالباً پایین باقی میماند.✔️ نکته قابلتوجه این است که برخلاف تصور رایج، تابش نور خورشید در فصل تابستان افزایش معناداری در سطح ویتامین D سالمندان یا افراد متعلق به پیشینههای قومیِ اقلیت ایجاد نکرد. این یافتهها نشان میدهد که اتکای صرف به نور خورشید، بهویژه در جمعیتهای پرخطر، ممکن است برای تأمین نیازهای بدن به ویتامین D کافی نباشد.✔️ برنارد کورف، پژوهشگر حوزه تغذیه در دانشگاه نیوکاسل، میگوید: «آنچه درباره این یافتهها قابل توجه است، این است که سطح ویتامین D حتی در ماههای تابستان نیز افزایش پیدا نکرد؛ ماههایی که معمولاً انتظار داریم میزان این ویتامین در بدن دوباره بهبود یابد.»✔️ بین دسامبر ۲۰۲۴ تا اوت ۲۰۲۵، کورف و همکارانش سطح ویتامین D را در ۲۹۹ نفر با استفاده از یک آزمایش ساده خونگیری از نوک انگشت بررسی کردند. حدود نیمی از این افراد بالای ۶۵ سال سن داشتند و نیمی دیگر افراد بالای ۱۸ سال با پوست تیرهتر بودند.✔️ در میان بزرگسالان ۶۵ ساله و بالاتر، تقریباً ۵۵ درصد دارای سطوح ویتامین D پایینتر از آستانه توصیهشده بودند. این وضعیت در میان بزرگسالان با پوست تیرهتر حتی چشمگیرتر بود؛ بهطوریکه بیش از ۷۲ درصد از این افراد سطوحی پایینتر از مقدار مطلوب داشتند. با وجود اینکه نمونهگیری و آزمایشها از فصل زمستان آغاز شده و تا بهار و تابستان ادامه یافته بود، این ارقام تغییر قابلتوجهی نشان ندادند.✔️ مطالعه جدید نشان میدهد که برای برخی افراد، این افزایش طبیعی و تابستانیِ سطح ویتامین D به سادگی اتفاق نمیافتد. علت چیست؟ سه عامل کلیدی در این زمینه نقش دارند. نخست، سن است. با افزایش سن، توانایی پوست برای تولید ویتامین D در اثر مواجهه با نور خورشید کاهش مییابد و کارایی آن کمتر میشود. علاوه بر این، افراد مسنتر ممکن است زمان کمتری را در فضای باز سپری کنند و در نتیجه کمتر در معرض نور خورشید قرار گیرند.✔️ عامل دوم، رنگدانههای پوستی (پیگمانتاسیون پوست) است. ملانین، رنگدانهای که مسئول ایجاد رنگ پوست است، مانند یک ضدآفتاب طبیعی عمل میکند و میزان نفوذ پرتوهای فرابنفش (UV) به پوست را کاهش میدهد. اگرچه این ویژگی میتواند از پوست در برابر آسیبهای ناشی از نور خورشید محافظت کند، اما در عین حال باعث میشود افرادی که پوست تیرهتری دارند، برای تولید مقدار مشابهی از ویتامین D نسبت به افراد دارای پوست روشنتر، به میزان بیشتری از مواجهه با نور خورشید نیاز داشته باشند.✔️ جغرافیا نیز تأثیر بسیار زیادی بر میزان نور خورشیدی دارد که برای تولید مقدار کافی ویتامین D مورد نیاز است. شمال بریتانیا، جایی که این مطالعه در آن انجام شده، در عرض جغرافیاییای قرار دارد که نور خورشید در بخش زیادی از سال نسبتاً ضعیف است و حتی در تابستان نیز ممکن است میزان مواجهه با پرتوهای UVB برای همه افراد به اندازه کافی نباشد.✔️ نویسندگان مطالعهٔ جدید میگویند یافتههای آنها این باور رایج را به چالش میکشد که نور خورشیدِ تابستان بهتنهایی کافی است. برنارد کورف میگوید: «برای افرادی که در مناطقی مانند شمال انگلستان زندگی میکنند، این یافتهها نشان میدهد که دریافت نور خورشید بهتنهایی ممکن است برای تأمین نیاز بدن کافی نباشد؛ بهویژه در میان سالمندان و افرادی که از پیشینههای قومیِ اقلیت برخوردارند. وی افزود: پیام اصلی، ساده اما حائز اهمیت است. اگر در یکی از گروههای پرخطر قرار دارید، نباید تصور کنید که صرفاً با گذراندن زمان بیشتر در فضای باز در فصل تابستان میتوان این مشکل را برطرف کرد. وی بهطور صریح میگوید که مصرف مکمل در تمام طول سال، "ضروری" است.»✅ Alice Goddard, Anthony Watson, Rowena Tilbury, Bernard M. Corfe, Andrea Fairley. Circannual prevalence of vitamin D insufficiency in older and minoritized ethnic adults in Northern Britain: screening outcomes from a clinical trial (ISRCTN13778806). European Journal of Clinical Nutrition, 2026; DOI: 10.1038/s41430-026-01760-z✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🧬🥗 تازه های علمی: رژیم غذایی، صرفنظر از خطر ژنتیکی ابتلا به چاقی، به کاهش وزن افراد کمک میکند:✔️ یک کارآزمایی بالینی ششماهه نشان داد افرادی که از نظر ژنتیکی در معرض خطر بالای ابتلا به چاقی قرار دارند، به همان اندازه افرادی با خطر ژنتیکی پایین، از برنامههای مشاوره و آموزش تغذیهای بهرهمند شدند. این یافته، این دیدگاه را که DNA بهطور قطعی موفقیت در کاهش وزن را تعیین میکند، به چالش میکشد.✔️ نتایج یک کارآزمایی تصادفیسازیشده و کنترلشده که در ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ در مجله Nature Communications منتشر شده، نشان داد که افراد دارای استعداد ژنتیکی بالا برای ابتلا به چاقی، پس از شرکت در یک مداخله تغذیهای ششماهه، کاهش وزنی مشابه با افراد دارای خطر ژنتیکی پایین به دست آوردند.⁉️ آیا ژنتیک بر کاهش وزن تأثیر میگذارد؟✔️ متخصصان برآورد میکنند که تا سال ۲۰۳۵، بیش از نیمی از جمعیت بزرگسال جهان دچار اضافهوزن یا چاقی خواهند بود؛ موضوعی که چاقی را به یکی از مهمترین چالشهای سلامت عمومی در سراسر جهان تبدیل میکند. افزایش وزن بدن خطر ابتلا به بسیاری از بیماریهای مزمن، از جمله بیماریهای قلبیعروقی، دیابت نوع ۲، بیماریهای کلیوی و برخی انواع سرطان را افزایش میدهد و در نتیجه با افزایش مرگومیر زودرس همراه است.✔️ پژوهشگران، کارآزمایی تصادفیسازی و کنترلشده GENEROOS را با مشارکت افرادی از زیرمجموعه مطالعه FinnGen انجام دادند؛ افرادی که پیشتر تعیین ژنوتیپ شده بودند. شرکتکنندگان، بزرگسالانی دارای اضافهوزن یا چاقی خفیف، بدون ابتلا به دیابت بودند که امتیاز خطر ژنتیکی چندژنی مرتبط با شاخص توده بدنی (BMI polygenic score; BMI-PS) آنها در یکی از دو انتهای توزیع خطر ژنتیکی قرار داشت: ۵ درصد بالایی (بیشترین خطر ژنتیکی) یا ۵ درصد پایینی (کمترین خطر ژنتیکی).✔️ این مطالعه در مجموع شامل ۲۲۳ شرکتکننده با میانگین سنی ۵۱ سال بود که ۷۵ درصد آنها را زنان تشکیل میدادند. میانگین شاخص توده بدنی (BMI) شرکتکنندگان ۳۰٫۳ کیلوگرم بر مترمربع بود. افراد بهصورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: گروه دریافتکننده مشاوره تغذیهای ساختاریافته و گروه کنترل که هیچگونه مشاوره تغذیهای دریافت نکردند. مداخله به مدت شش ماه ادامه یافت و پیامد اصلی مورد بررسی، تغییر در شاخص توده بدنی (BMI) بود.✔️ در ابتدای مطالعه، شرکتکنندگانی که بالاترین استعداد ژنتیکی برای ابتلا به چاقی را داشتند، در مقایسه با افرادی که پایینترین خطر ژنتیکی را داشتند، از همان ابتدا شاخص توده بدنی (BMI) بهطور قابلتوجهی بالاتری داشتند؛ بهطوریکه میانگین تفاوت بین دو گروه ۳٫۰ کیلوگرم بر مترمربع بود. با وجود این تفاوت اولیه، هر دو گروه به مداخله غذایی پاسخ مشابهی نشان دادند. پس از شش ماه، شرکتکنندگانی که تحت مشاوره و آموزش تغذیهای قرار گرفته بودند، بهطور میانگین ۱٫۵۱ کیلوگرم بر مترمربع از شاخص توده بدنی خود کاستند، در حالیکه گروه کنترل تقریباً هیچ تغییری نشان نداد. اگرچه این میزان کاهش از نظر بالینی چشمگیر و قابلتوجه بود، اما تنها حدود نیمی از اختلاف اولیه شاخص توده بدنی میان افراد با خطر ژنتیکی بالا و پایین را جبران میکرد.✔️ بهطور کلی، یافتهها با مطالعات پیشین که از امتیاز چندژنی (Polygenic Score; PS) گسترده در سطح ژنوم برای شاخص توده بدنی (BMI) استفاده کردهاند، همراستا هستند. این مطالعات عموماً شواهد اندکی مبنی بر اینکه استعداد ژنتیکی بر اثربخشی مداخلات کاهش وزن مبتنی بر رژیم غذایی یا تغییرات رفتاری تأثیر میگذارد، ارائه کردهاند. با این حال، این نتایج با مطالعات انجامشده در زمینه جراحی چاقی (Bariatric Surgery) متفاوت است؛ بهطوریکه در این مطالعات، سطح پایینتر خطر ژنتیکی با کاهش وزن بیشتر و پایدارتر در بلندمدت همراه دانسته شده است. درنهایت، این مطالعه نشان داد اگرچه افرادی که استعداد ژنتیکی بالاتری داشتند در ابتدای مطالعه شاخص توده بدنی (BMI) بالاتری داشتند، اما آنها به مداخله غذایی بهطور مشابه با افرادی که خطر ژنتیکی پایینی داشتند، پاسخ دادند.✅ Rodosthenous, R.S., Viiri, L.E., Carson, A.M. et al. (2026). Dietary intervention and BMI reduction in individuals at the extremes of genetic predisposition to higher BMI: a randomized controlled trial. Nature Communications. DOI: https:// doi.org/10.1038/s41467-026-75224-0. nature.com/articles/s41467-026-75224-0%E2… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo