🥛🐄 تازه های علمی: مطالعهای تازه نشان میدهد که مصرف روزانه محصولات لبنی رایج در ترکیب با اصلاح الگ…
انتشار: 2026/07/27 18:19 UTCدریافت: 2026/08/04 15:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 15:12 UTC
🥛🐄 تازه های علمی: مطالعهای تازه نشان میدهد که مصرف روزانه محصولات لبنی رایج در ترکیب با اصلاح الگوی تغذیه و اجرای یک برنامه ورزشی ساده، ممکن است روند پیری بیولوژیکی را کندتر کند:✔️ بر اساس یافتههای پژوهشی جدید، یک تغییر ساده در سبک زندگی میتواند بهطور بالقوه روند پیری زیستی (Biological Aging) بدن را کند سازد. ترکیبی از مصرف ماست پروبیوتیک، کاهش دریافت کالری و پیادهروی، باعث بهبود نشانگرهای زیستی پیری در مردان شد.✔️ این مطالعه که در ۲۹ مه ۲۰۲۶ در مجله Aging منتشر شده است، به بررسی تأثیر اصلاح الگوی تغذیه و اجرای یک برنامه ورزشی ساده در مردان ۵۰ تا ۷۴ ساله طی یک دوره سهماهه پرداخت.✔️ پژوهشگران در قالب یک کارآزمایی بالینی، ۴۸ مرد دارای اضافهوزن را در ژاپن مورد بررسی قرار دادند. در طول یک دوره ۱۲ هفتهای، نیمی از شرکتکنندگان از یک برنامه منظم و ساختاریافته ارتقای سلامت پیروی کردند، در حالی که نیم دیگر، عادات معمول زندگی خود را بدون تغییر ادامه دادند.✔️ در گروه مداخله، شرکتکنندگان موظف بودند روزانه ۱۰۰ گرم ماست پروبیوتیک (ماستی که حاوی سویه پروبیوتیک Bifidobacterium longum BB536 است) مصرف کنند. علاوه بر این، این گروه مشاوره تغذیهای فردمحور دریافت کرد که در آن بر پرهیز از پرخوری، اجتناب از ریزهخواری مفرط و حذف نوشیدنیهای شیرین تأکید شده بود. همچنین، از شرکتکنندگان خواسته شد که حدود ۳۰ دقیقه در روز و دستکم سه روز در هفته پیادهروی کنند یا از دستگاه استپر (Stepper) برای فعالیت بدنی استفاده نمایند.✔️ بهمنظور ارزیابی تأثیر این مداخلات، پژوهشگران پیش و پس از پایان مطالعه از تمامی شرکتکنندگان نمونههای خون جمعآوری کردند و همچنین DNA آنها را از نظر تغییرات شیمیایی (اپیژنتیکی) که بهعنوان نشانگرهای سن سلولی شناخته میشوند، مورد تجزیهوتحلیل قرار دادند. بهطور مشخص، آنها از ابزاری با عنوان DunedinPACE استفاده کردند. برخلاف روشهایی که صرفاً سن تقویمی افراد را برحسب سال اندازهگیری میکنند، این ابزار نرخ واقعی و جاری فرایند پیری زیستی بدن را محاسبه میکند.✔️ به گفته پژوهشگران، مردانی که در طول مطالعه ماست پروبیوتیک مصرف کردند، رژیم غذایی خود را اصلاح نمودند و به فعالیت بدنی پرداختند، در مقایسه با گروه کنترل، کاهش معنادار آماری در سرعت پیری زیستی خود نشان دادند.✔️ بهطور میانگین، سرعت پیری زیستی آنها حدود ۲٫۲ درصد کاهش یافت. این میزان کاهش، تقریباً با کند شدن روند پیری زیستی مشاهدهشده در یک مطالعه دوساله پیشین در ایالات متحده قابل مقایسه است؛ مطالعهای که در آن شرکتکنندگان میزان کالری دریافتی روزانه خود را ۲۵ درصد کاهش داده بودند.✔️ این کاهش در سرعت پیری، مستقل از کاهش وزن رخ داد؛ به این معنا که ارتباط مستقیمی با تغییرات شاخص توده بدنی (BMI) شرکتکنندگان یا تعداد دقیق جلسات ورزشی که انجام داده بودند، نداشت. پژوهشگران همچنین بهبود قابلتوجهی را در یک نشانگر خاص DNA که با عملکرد کلیهها مرتبط است، مشاهده و ثبت کردند.✔️ از آنجا که این مطالعه سه عامل مجزا ــ پروبیوتیکها، رژیم غذایی و ورزش ــ را بهصورت همزمان بررسی کرده است، نویسندگان به این نتیجه رسیدند که نمیتوان مزایای ضدپیری مشاهدهشده را به هیچیک از این عوامل بهتنهایی نسبت داد. در عوض، به نظر میرسد کاهش سرعت روند پیری، حاصل اثر ترکیبی این سه عامل باشد.✅ Common dairy food and exercise may slow biological aging rate, study finds | Fox Newsfoxnews.com/health/eating-common-dairy-fo… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 2 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — 𝘽𝙖𝙡𝙞𝙣 𝘿𝙖𝙧𝙤𝙤
🧠🍊 تازه های علمی: نتایج یک مطالعهٔ تازه، حاکی از آن است که مصرف روزانه یک لیوان آبمیوه ۱۰۰٪ طبیعی یا اسموتی، با کاهش نمرات افسردگی ارتباط دارد:✔️ مصرف روزانه یک لیوان آبمیوه ۱۰۰٪ طبیعی یا اسموتی، بهعنوان بخشی از توصیههای «۵ واحد میوه و سبزیجات در روز» در بریتانیا، ممکن است به بهبود و حمایت از سلامت روان کمک کند. این یافته بر اساس پژوهشی است که در دانشگاه نیوکاسل در بریتانیا انجام شده است.✔️ در این کارآزمایی تصادفیسازیشده و کنترلشده، بزرگسالانی که معمولاً مقدار نسبتاً کمی میوه و سبزیجات مصرف میکردند، برای افزایش میزان مصرف این مواد غذایی تحت حمایت و راهنمایی قرار گرفتند. از برخی شرکتکنندگان همچنین خواسته شد که در روند دستیابی به هدف مصرف روزانه ۵ واحد میوه و سبزیجات، هر روز یک لیوان آبمیوه ۱۰۰٪ طبیعی یا اسموتی نیز مصرف کنند.✔️ پس از گذشت چهار هفته، میزان مصرف میوه و سبزیجات در هر دو گروه افزایش یافت. بااینحال، شرکتکنندگانی که آبمیوه یا اسموتی را نیز در رژیم غذایی روزانه خود گنجانده بودند، کاهش بیشتری در نمرات افسردگی گزارش کردند.✔️ یافتههای این پژوهش که تحت فرایند داوری همتا (Peer Review) قرار گرفتهاند، در ۲۲ مه ۲۰۲۶ در "مجله تغذیه بریتانیا" British Journal of Nutrition منتشر شده است. تأمین مالی این پژوهش نیز توسط Fruit Juice Science Centre انجام شده است. به گفته پژوهشگران، نتایج حاصل از این مطالعه به مجموعه شواهد موجود در زمینه نقش مداخلات تغذیهای در سلامت روان میافزاید و نشان میدهد که ایجاد تغییرات نسبتاً ساده و عملی در الگوی غذایی میتواند بهعنوان رویکردی بالقوه برای حمایت از سلامت روان مورد توجه قرار گیرد.✔️ دکتر کورتنی نیل، که این مطالعه را در زمان حضور خود در دانشگاه نیوکاسل انجام داده و اکنون در دانشگاه لیورپول فعالیت میکند، گفت: «اگرچه بیشتر افراد میدانند که مصرف روزانه ۵ واحد میوه و سبزیجات میتواند برای سلامت مفید باشد، بسیاری از افراد در دستیابی به این میزان مصرف با دشواری مواجهاند. نتایج کارآزمایی ما نشان داد که هنگامی که افراد با مصرف پایین میوه و سبزیجات، برای رفع موانع رایج در مسیر دستیابی به مصرف روزانه ۵ واحد میوه و سبزیجات، از حمایتهای مالی و آموزشی هدفمند برخوردار شدند، توانستند تغییرات معناداری در الگوی رژیم غذایی خود ایجاد کنند.✔️ وی افزود: یافتههای ما همچنین نشان داد که راهکارهای ساده و مقرونبهصرفه، مانند مصرف روزانه یک لیوان کوچک آبمیوه ۱۰۰٪ طبیعی یا اسموتی، میتوانند به افراد در دستیابی به میزان توصیهشده ۵ واحد میوه و سبزیجات در روز کمک کنند و در عین حال، مزایای بالقوهای برای سلامت روان داشته باشند. یافتهها مبنی بر اینکه مصرفکنندگان آبمیوه ۱۰۰٪ طبیعی یا اسموتی، نمرات پایینتری در شاخصهای افسردگی داشتند، امیدوارکننده و قابل توجه است و شایسته بررسیهای بیشتر، بهویژه در افرادی است که از وضعیت نامطلوب و ضعیف سلامت روان برخوردارند.»✅ Courtney Neal, Georg Lietz, Kirsten Brandt, Anthony William Watson, Oliver Michael Shannon. Including fruit juice and smoothies within 5-a-day fruit and vegetable intake recommendations: a randomised controlled trial investigating impact on levels of intake, mood and markers of health. British Journal of Nutrition, 2026; 1 DOI: 10.1017/S0007114526107569✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🧬🍔👶 تازه های علمی: فقط رژیم غذایی مادر مطرح نیست: عادات مصرف غذاهای ناسالم در پدر نیز میتواند بر سلامت فرزندان آینده آنان تأثیر بگذارد:✔️ مطالعهای جدید از دانشمندان برزیل که بصورت آنلاین، در ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ در مجله Nutrition Research در دسترس قرار گرفته، نشان میدهد که مصرف غذاهای فوقفرآوریشده توسط پدران ممکن است بر نحوه توزیع چربی در بدن فرزندان آینده آنان تأثیر بگذارد؛ بهگونهای که این پیامدها حتی پیش از لقاح و شکلگیری جنین زمینهسازی میشوند.✔️ رژیم غذایی پدر میتواند حتی پیش از لقاح و پیش از آنکه جنین شکل بگیرد، بر سلامت و ترکیب بدنی او تأثیرگذار باشد. شواهد حاصل از مطالعهای بر روی ۴۳ تریاد متشکل از پدر، مادر و نوزاد که از خدمات نظام سلامت عمومی در شهر ریبیرائو پرتو، واقع در ایالت سائوپائولو برزیل، بهرهمند بودند، این موضوع را نشان داد.✔️ نتایج تحلیلها حاکی از آن بود هرچه میزان مصرف غذاهای فوقفرآوریشده در پدران بیشتر باشد، وزن نوزاد هنگام تولد نیز بالاتر بوده و تجمع چربی در ناحیه رانها و همچنین ناحیه سوپراایلیاک (ناحیه بالای استخوان خاصره که در اصطلاح رایج به «دستههای عشق» یا love handles شناخته میشود) افزایش مییابد. وزن بالای هنگام تولد و میزان بالاتر چربی بدن در سالهای ابتدایی زندگی، از جمله عوامل خطر مرتبط با ابتلا به بیماریهای قلبیـمتابولیک در بزرگسالی به شمار میروند.✔️ دانیلا سارتورلی، اپیدمیولوژیست تغذیه از دانشگاه سائوپائولو، میگوید: «تغذیه و سلامت مادر پیش از تولد، حین بارداری و پس از تولد نوزاد، همواره مورد توجه بوده است؛ اما درباره نقش رژیم غذایی پدر کمتر صحبت شده است. مطالعه ما نشان میدهد که رژیم غذایی پدر نیز تأثیر بسیار مهمی بر سلامت نوزاد دارد.»✔️ در این مطالعه، تیم پژوهشی سارتورلی، گروهی متشکل از ۴۳ واحد خانوادگی را مورد بررسی قرار داد که هر یک شامل مادر، پدر و نوزاد بودند. پژوهشگران ابتدا زنان باردار را برای شرکت در مطالعه جذب کردند و سپس از همسران آنها نیز برای پیوستن به پژوهش دعوت به عمل آوردند. در طول مطالعه، والدین در دو نوبت درباره مواد غذایی و نوشیدنیهایی که طی ۲۴ ساعت گذشته مصرف کرده بودند، مورد مصاحبه قرار گرفتند. سپس پژوهشگران میزان انرژی دریافتی هر یک از افراد را که از طریق مصرف غذاهای فوقفرآوریشده تأمین شده بود، محاسبه کردند.✔️ پس از تولد نوزاد هر یک از زوجها، پژوهشگران اندازهگیریهای جامعی از ویژگیهای بدنی نوزادان انجام دادند که شامل وزن و طول هنگام تولد، محیط بخشهای مختلف بدن، اندازهگیری ضخامت چین پوستی و ارزیابی ترکیب بدنی بود. تحلیلهای بعدی دادهها نشان داد که مصرف بیشتر غذاهای فوقفرآوریشده توسط پدران با تولد نوزادانی با وزن هنگام تولد بالاتر، وزن بیشتر نسبت به قد و ضخامت بیشتر چینهای پوستی در ناحیه رانها و اطراف لگن ارتباط داشت.✔️ سارتورلی توضیح میدهد: «گرچه این مطالعه افزایش میزان کلی چربی بدن را نشان نداد و تنها تجمع چربی در برخی نواحی بدن نوزاد مشاهده شد، نتایج حاکی از آن است که کیفیت رژیم غذایی پدر نیز ممکن است بر روند رشد و تکامل جنین تأثیرگذار باشد. این موضوع مهم است، زیرا بهطور میانگین، غذاهای فوقفرآوریشده حدود ۳۰ درصد از کل انرژی دریافتی پدرانی را که رژیم غذاییشان در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت، تشکیل میدادند؛ بهویژه گوشتهای فرآوریشده، نوشیدنیهای شیرین، کوکیها و بیسکویتها.»✔️ شایان ذکر است که این مطالعه صرفاً وجود یک همبستگی را در دادهها نشان میدهد و نمیتوان بر اساس آن نتیجه گرفت که مصرف غذاهای فوقفرآوریشده توسط پدران، بر ترکیب بدنی فرزندانشان تأثیر میگذارد. بااینحال، این یافته به شواهد روبهرشدی میافزاید که نشان میدهند وضعیت سلامت و سبک زندگی پدران ممکن است پیش از تولد، بر روند رشد و تکامل فرزندانشان تأثیرگذار باشد؛ احتمالا از طریق تغییرات اپیژنتیکی که در اسپرم منتقل میشوند.✔️ تغذیه نامناسب پدر با تغییراتی در کیفیت اسپرم و نشانگرهای اپیژنتیکی مرتبط دانسته شده است؛ تغییراتی که میتوانند احتمال بروز اختلالات متابولیک را افزایش دهند. غذاهای فوقفرآوریشده به دلیل ظرفیت بالقوه خود در ایجاد التهاب شناخته شدهاند؛ زیرا مصرف این مواد غذایی میتواند تولید گونههای فعال اکسیژن را افزایش دهد که این موضوع میتواند مستقیماً بر کیفیت و تحرک اسپرم تأثیر بگذارد.✅ Carvalho, M. R., et al. (2026) A higher paternal ultra-processed food consumption is directly associated with parameters of neonatal anthropometry. Nutrition Research. DOI: 10.1016/j.nutres.2026.04.015. sciencedirect.com/science/article/pii/S02… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🩺📊 تازه های علمی: نتایج یک مطالعهٔ گسترده، نگرانیهای دیرینه پیرامون مصرف استامینوفن و ایبوپروفن در نوزادان را به چالش میکشد:✔️ یک مطالعهٔ بزرگ و شاخص روی نزدیک به ۴۰۰۰ نوزاد که در ۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ در مجله The Lancet Child & Adolescent Health منتشر شده، نشان داد که استامینوفن و ایبوپروفن در دوران شیرخوارگی به یک اندازه ایمن هستند. هیچکدام از این داروها با اگزما یا برونشیولیت مرتبط نبودند و عوارض جانبی جدی نیز ایجاد نکردند. پژوهشگران به پیگیری وضعیت این کودکان تا سن شش سالگی ادامه خواهند داد تا اثرات احتمالی بلندمدت این داروها را نیز بررسی کنند.✔️ مطالعات پیشین، نگرانیهایی را مطرح کرده بودند مبنی بر اینکه مصرف استامینوفن (تایلنول) در دوران شیرخوارگی، ممکن است با بروز اگزما، آسم یا سایر مشکلات سلامتی در سالهای بعدی دوران کودکی مرتبط باشد.✔️ پروفسور استوارت دالزیل، پژوهشگر ارشد این مطالعه، استاد کرسی پژوهش سلامت کودکان «Cure Kids» در دانشگاه آوکلند نیوزیلند و متخصص اطفال در بیمارستان کودکان استارشیپ، میگوید: «مطالعه ما نشان داد که پاراستامول (استامینوفن) و ایبوپروفن برای استفاده در کودکان خردسال، داروهایی بسیار ایمن هستند.»✔️ این کارآزمایی نزدیک به ۴٬۰۰۰ نوزاد را از زمان تولد در سراسر نیوزیلند مورد پیگیری قرار داد. نیمی از نوزادان بهصورت تصادفی در گروهی قرار گرفتند که در صورت نیاز به درمان تب یا درد طی سال نخست زندگی، استامینوفن دریافت میکردند. نیمی دیگر نیز بهطور تصادفی در گروه دریافتکننده ایبوپروفن قرار گرفتند. در فواصل زمانی منظم طی دوره مطالعه، از والدین درباره بروز اگزما، علائم آسم یا برونشیولیت در فرزندانشان پرسش شد. علاوه بر این، تیم پژوهش اطلاعات مربوط به نسخههای دارویی و سوابق بستری در بیمارستان را نیز بررسی کرد.✔️ نتایج نشان داد که حدود ۱۶ درصد از نوزادان در گروه دریافتکننده استامینوفن به اگزما مبتلا شدند، در حالی که این میزان در گروه دریافتکننده ایبوپروفن حدود ۱۵ درصد بود. همچنین، برونشیولیت در حدود ۵ درصد از کودکان هر دو گروه مشاهده شد. پژوهشگران گزارش کردند که این تفاوتها از نظر آماری معنادار نبودند. بروز عوارض جانبی جدی نیز نادر بود و هیچیک از آنها به مصرف هیچیک از این دو دارو نسبت داده نشد.✔️ در مجموع، نتایج نشان داد که هیچگونه ارتباطی میان مصرف استامینوفن یا ایبوپروفن و بروز اگزما یا برونشیولیت وجود ندارد. همچنین یافتهها تأیید کردند که هر دو دارو در دوران شیرخوارگی، ایمن و بی خطر هستند. این مطالعه، نخستین کارآزمایی بالینی تصادفیسازیشده و کنترلشدهای است که بهعنوان استاندارد طلایی پژوهشهای علمی شناخته میشود و بهطور مستقیم به بررسی این پرسش پرداخته است.✔️ پروفسور دالزیل اشاره میکند که استامینوفن و ایبوپروفن از جمله داروهایی هستند که در سراسر جهان بیشترین میزان تجویز یا خرید بدون نسخه را برای نوزادان به خود اختصاص دادهاند. وی افزود: «این یافتهها اطمینان بالایی را برای والدین و متخصصان حوزه سلامت فراهم میکند تا همچنان از این داروهای مهم استفاده کنند. یافتههای این پژوهش، شواهد محکمی در حمایت از ایمنی هر دو دارو در طول سال نخست زندگی ارائه میدهد.»✔️ پژوهشگران بهزودی یافتههای مربوط به همین کودکان را در سن سهسالگی و سپس در آینده نیز نتایج مربوط به آنها را در سن ششسالگی منتشر خواهند کرد.✅ Stuart R Dalziel, et al. Paracetamol versus ibuprofen as required for fever or pain in the first year of life and the risk of eczema and bronchiolitis at age 1 year in New Zealand (PIPPA Tamariki): a multicentre, open-label, parallel-group, superiority, randomised controlled trial. The Lancet Child, 2026; 10 (3): 156 DOI: 10.1016/S2352-4642(25)00341-4✍🏻 دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
🔵👁️ تازه های علمی: تأثیر پنهانی داروهای جدید لاغری بر چشمها:✔️ نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد که داروهای GLP-1، ممکن است فایدهای پنهانی برای چشمها داشته باشند.✔️ داروهای آگونیست گیرنده GLP-1، مانند اوزمپیک (Ozempic)، در سالهای اخیر تحولی چشمگیر در حوزه سلامت و پزشکی ایجاد کردهاند و رویکرد درمانی بیماریهایی نظیر دیابت نوع ۲ و چاقی را بهطور چشمگیری دگرگون ساختهاند. اگرچه این داروها در درجه نخست با هدف کاهش سطح قند خون و مهار اشتها مورد استفاده قرار میگیرند، پژوهشهای علمی روزبهروز شواهد بیشتری ارائه میکنند که نشان میدهد اثرات GLP-1 فراتر از این کارکردهای شناختهشده است و میتواند جنبههای گوناگون سلامت انسان را به شیوههایی تحت تأثیر قرار دهد که پیشتر انتظار آن نمیرفت.✔️ اکنون، مطالعهای جدید یکی دیگر از اثرات ناخواسته اما قابلتوجه این داروها را آشکار کرده است؛ یافتهای که نشان میدهد هنوز در آغاز مسیر شناخت کامل تأثیرات آگونیستهای گیرنده GLP-1 بر بدن انسان قرار داریم.✔️ بر اساس نتایج پژوهشی تازه که در ۲۵ مه ۲۰۲۶ در نشریه Diabetes, Obesity and Metabolism منتشر شده است، مصرف داروهای GLP-1 با کاهش خطر ابتلا به دژنراسیون ماکولای وابسته به سن age‐related macular degeneration مرتبط هستند. این بیماری یکی از شایعترین اختلالات چشمی در سالمندان و مهمترین علت از دست رفتن غیرقابلبرگشت بینایی در افراد مسن به شمار میرود.✔️ در این مطالعه، گروهی از پژوهشگران به سرپرستی چنگ-شین هونگ، پژوهشگر فارماکولوژی بالینی در دانشگاه علوم پزشکی چونگشان در تایوان، دادههای مربوط به بیش از ۱۵۷ هزار بیمار همسانسازیشده را مورد تجزیهوتحلیل قرار دادند. تمامی شرکتکنندگان در مطالعه ۶۰ سال یا بیشتر سن داشتند، مبتلا به چاقی بودند، اما هیچیک به دیابت مبتلا نبودند. افراد مورد بررسی به دو گروه تقریباً ۷۹ هزار نفری تقسیم شدند.✔️ گروه نخست شامل افرادی بود که برای کنترل وزن، درمان با داروهای آگونیست گیرنده GLP-1 (شامل لیراگلوتاید، سماگلوتاید یا تیرزپاتاید) را شروع کرده بودند. در مقابل، گروه دوم از بیمارانی تشکیل شده بود که برای کاهش وزن از داروهای غیـرِ GLP-1 استفاده میکردند. نتایج حاصل از چند سال پیگیری نشان داد که بروز دژنراسیون ماکولا وابسته به سن در میان مصرفکنندگان داروهای GLP-1، بطور معنیدار و قابل توجهی، کمتر از افرادی بود که از سایر داروهای کاهش وزن استفاده کرده بودند.✔️ در مجموع، استفاده از داروهای آگونیست گیرنده GLP-1 با کاهش تخمینی ۱۸ درصدی خطر بروز دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در طول دوره پیگیری همراه بود. این میزان کاهش خطر در مواردی که نوع دژنراسیون ماکولای وابسته به سن در دادهها بهطور مشخص تعیین نشده بود، به ۳۰ درصد افزایش یافت.✔️ در مورد اینکه دقیقاً داروهای GLP-1 از چه مکانیسمی ممکن است از سالمندان در برابر از دست دادن بینایی محافظت کنند، هنوز نمیتوان با قطعیت اظهار نظر کرد. پژوهشگران مطرح میکنند که داروهای GLP-1 ممکن است از طریق ایجاد یک اثر محافظتکننده عصبی (نوروپروتکتیو) عمل کنند؛ به این صورت که ممکن است با کاهش التهاب در شبکیه و مهار فعالیت یک مجموعه التهابزا موسوم به NLRP3، اثر محافظتکننده عصبی داشته باشند. ✔️ با این حال، احتمال دیگری نیز وجود دارد؛ به این معنا که افراد مبتلا به چاقی که از داروهای GLP-1 استفاده میکنند، ممکن است نسبت به افرادی که از سایر انواع داروهای کاهش وزن بهره میبرند، کاهش وزن بیشتری را تجربه کنند و همین کاهش وزن قابلتوجه، بهخودیخود، بتواند در کاهش خطرات مشاهدهشده در این مطالعه نقش داشته باشد. ✔️ محققان توضیح میدهند: کاهش وزن به خودی خود التهاب سیستمیک و استرس اکسیداتیو را کاهش میدهد که میتواند بطور مستقل خطر دژنراسیون ماکولای وابسته به سن را کاهش دهد. نویسندگان این مطالعه نتیجه میگیرند: اینکه آیا مزیت مشاهده شده نشان دهنده محافظت مستقیم عصبی شبکیه آگونیستهای گیرنده GLP-1، میزان کاهش وزن بیشتر یا هر دو است، از دادههای مشاهدهای فعلی قابل تعیین نیست.✔️ برای اعتبارسنجی و تایید پیامدهای بالینی این یافتهها، انجام پژوهشهای مکانیسمی بیشتر، مطالعات آیندهنگر با دادههای طولی مرتبط با وزن و پیامدهای چشمی، تجزیه و تحلیلهای در سطح فردی با در نظر گرفتن عوامل مخدوشکننده اندازهگیری نشده، مورد نیاز است.✅ GLP‐1 Receptor Agonists and Risk of Age‐Related Macular Degeneration in Older Adults With Obesity: A Target Trial Emulation - Chang - 2026 - Diabetes, Obesity and Metabolism - Wiley Online Librarydom-pubs.pericles-prod.literatumonline.co… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
📊 تازه های علمی: یک پژوهش جدید درباره تأثیر مدتزمان استفاده کودکان از صفحهنمایش بر رشد روانیـاجتماعی آنها، یافتههای غیرمنتظره و شگفتانگیزی به دست آورده است:✔️ امروزه نمایشگرهای دیجیتال به بخش جداییناپذیری از زندگی روزمره تبدیل شدهاند و کودکان نیز در سنین پایینتر از گذشته به این فناوریها دسترسی پیدا میکنند. با این حال، این پرسش مطرح است که آیا افزایش مدتزمان استفاده از نمایشگرها واقعاً بر سلامت آنان تأثیر میگذارد؟ شواهد علمی، برخلاف آنچه ممکن است تصور شود، یکدست و قطعی نیستند. برخی پژوهشها درباره استفاده از ابزارهای دیجیتال، نگرانیهایی را در خصوص پیامدهای احتمالی آن بر سلامت جسمی و روانی کودکان مطرح کردهاند، در حالی که مطالعات دیگر نشان میدهند رابطه معناداری میان مدتزمان سپریشده در برابر نمایشگر و بروز مشکلات جسمی یا روانی وجود ندارد.✔️ در پژوهشی تازه که در ۳ اوت ۲۰۲۶ در نشریه JAMA Network Open به چاپ رسیده است، محققان دانشگاه ادینبرو و کالج سلطنتی لندن با تحلیل دادههای ۳٬۷۸۶ کودک شرکتکننده در مطالعه طولی Growing Up in Scotland، به بررسی نتایج این پژوهش پرداختند. ✔️ پژوهشگران بررسی کردند که استفاده از نمایشگرها (مانند تلفن همراه، تبلت و رایانه) خارج از ساعات مدرسه در سنین ۵، ۱۰ و ۱۵ سالگی چه ارتباطی با رشد روانیـاجتماعی کودکان و نوجوانان دارد؛ رشدی که جنبههای هیجانی، رفتاری و اجتماعیِ سلامت و بهزیستی را در بر میگیرد. یافتههای کلی این مطالعه اطمینانبخش است و نشان میدهد که نحوه استفاده از نمایشگرها اهمیت بیشتری نسبت به مدت زمانی دارد که افراد صرف استفاده از این دستگاهها میکنند.✔️ پژوهشگران در مقاله منتشرشده خود مینویسند: هیچ ارتباط معناداری میان استفاده از صفحهنمایش و مشکلات رشدی در سنین ۵ یا ۱۰ سالگی مشاهده نشد. همچنین، ارتباط میان استفاده از صفحهنمایش و افزایش نمره مشکلات رشدی در ۱۵ سالگی، تنها در مورد استفاده بسیار زیاد از بازیهای الکترونیکی مشاهده شد و برای سایر انواع استفاده از صفحهنمایش چنین ارتباطی به دست نیامد. استفاده زیاد از صفحهنمایش در سنین پایینتر با مشکلات و دشواریهای بیشتر در سن ۱۰ سالگی مرتبط بود، اما این ارتباط در سن ۱۵ سالگی تداوم نداشت.✔️ پژوهشگران چندین عامل دیگر را که ممکن بود بر نتایج تأثیرگذار باشند، از جمله جنسیت، نژاد، قومیت، درآمد خانوار و نمرات آزمونهای شناختی، در تحلیلهای خود کنترل کردند. یکی از یافتههای نسبتاً غیرمنتظره و شگفتانگیز این پژوهش آن بود که نوجوانان ۱۵ سالهای که بیش از یک ساعت در روز از برنامههای شبکههای اجتماعی استفاده میکردند، در مقایسه با افرادی که کمتر از یک ساعت در روز از این برنامهها استفاده میکردند، احتمال کمتری داشتند که نمرات «مشکلات بالاتر از حد میانگین» را کسب کنند.✔️ نویسندگان بر این باورند که رسانههای اجتماعی و پیامرسانها ممکن است به تقویت پیوندهای اجتماعی با دوستان کمک کرده و حمایت بیشتری برای جوانان فراهم کنند. با این حال، آنها همچنین هشدار میدهند که نوجوانانی که از عملکرد اجتماعی بهتری برخوردارند، ممکن است صرفاً تمایل بیشتری به استفاده از این ابزارها داشته باشند؛ بنابراین، این یافتهها نمیتوانند وجود یک رابطه علّی یا تأثیر سودمند مستقیم را اثبات کنند.✔️ پژوهشگران مینویسند: «یافتههای ما نشان میدهد که دستورالعملهای بهداشت عمومی که صرفاً بر محدود کردن میزان استفاده از صفحهنمایش تمرکز دارند، مانند توصیه "سازمان جهانی بهداشت" World Health Organization مبنی بر محدود کردن زمان استفاده از صفحهنمایش به حداکثر یک ساعت در روز برای کودکان زیر ۵ سال، ممکن است بازتابدهنده دقیق رابطه پیچیده میان زمان استفاده از صفحهنمایش و رشد روانی–اجتماعی کودکان نباشند.»✔️ ویکتوریا وایتینگتون، استاد علوم تربیتی در دانشگاه آدلاید استرالیا، که در این مطالعه مشارکت نداشت، میگوید: «از جمله زمینههای پژوهشی آینده میتوان به دسترسی به دادههایی درباره این موضوع اشاره کرد که کودکان واقعاً روی صفحهنمایش چه کاری انجام میدهند، با چه کسانی این کار را انجام میدهند، و آیا این فعالیتها بهصورت انفرادی انجام میشود یا خیر. علاوه بر این، پژوهش درباره فعالیتهای کودکان در خارج از زمان استفاده از صفحهنمایش و بررسی این پرسش که آیا میزان مواجهه با صفحهنمایشها، بهطور بالقوه فرصت مشارکت در سایر تجربیات رشدی را کاهش میدهد یا خیر، ضروری است.»✅ Screen Use and Emotional, Behavioral, and Social Development in Children | Adolescent Medicine | JAMA Network Open | JAMA Networkjamanetwork.com/journals/jamanetworkopen/… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo
⁉️😴 تازه های علمی: آیا زنان واقعاً به خواب بیشتری نسبت به مردان نیاز دارند؟ یک روانشناسِ خواب توضیح میدهد:✔️ اگر کمی در بخشهای مرتبط با سلامت و تندرستی در تیکتاک یا اینستاگرام وقت بگذرانید، احتمالاً با ادعاهایی روبهرو میشوید که میگویند زنان به یک تا دو ساعت خواب بیشتر از مردان نیاز دارند. اما پژوهشهای علمی واقعاً در این باره چه میگویند؟ و این موضوع با آنچه در زندگی واقعی اتفاق میافتد، چه ارتباطی دارد؟ آملیا اسکات، عضو افتخاری و روانشناس بالینی در مؤسسه تحقیقات پزشکی وولکاک و پژوهشگر دانشگاه مککواری، توضیح میدهد:✔️ پژوهشگران معمولاً از دو رویکرد اصلی برای اندازهگیری خواب استفاده میکنند. رویکرد نخست، گزارشدهی فردی (Self-report) است که در آن از افراد خواسته میشود مدتزمان خواب خود را گزارش کنند. با این حال، مطالعات نشان دادهاند که افراد در برآورد مدتزمان واقعی خواب خود از دقت کافی برخوردار نیستند و گزارشهای خوداظهاری اغلب با خطا همراه است.✔️ رویکرد دوم، اندازهگیری عینی (Objective measurement) است که با استفاده از ابزارهای استاندارد و معتبر انجام میشود. این ابزارها شامل ردیابهای پوشیدنی خواب با درجه دقت پژوهشی و نیز پلیسومنوگرافی (Polysomnography; PSG)، بهعنوان استاندارد طلایی ارزیابی خواب، هستند. در روش پلیسومنوگرافی، طی یک مطالعه خواب که در آزمایشگاه یا مرکز تخصصی خواب انجام میشود، شاخصهای فیزیولوژیک مختلف از جمله امواج مغزی، الگوی تنفس و حرکات بدن در طول خواب بهطور همزمان ثبت و پایش میشوند.✔️ بررسی دادههای عینی حاصل از مطالعات با طراحی مناسب نشان میدهد که زنان، بهطور متوسط، حدود ۲۰ دقیقه بیشتر از مردان میخوابند. در یکی از مطالعات جهانی که نزدیک به ۷۰ هزار نفر با استفاده از دستگاههای پوشیدنی پایش خواب مورد بررسی قرار گرفتند، تفاوتی کوچک اما پایدار در مدت خواب میان زنان و مردان در تمامی گروههای سنی مشاهده شد. برای مثال، در گروه سنی ۴۰ تا ۴۴ سال، زنان بهطور متوسط حدود ۲۳ تا ۲۹ دقیقه بیشتر از مردان میخوابیدند.✔️ همچنین، یک مطالعه بزرگ مبتنی بر پلیسومنوگرافی نشان داد که زنان بهطور متوسط حدود ۱۹ دقیقه بیشتر از مردان میخوابند. بر اساس یافتههای این پژوهش، زنان علاوه بر مدت خواب بیشتر، سهم بالاتری از خواب عمیق را نیز تجربه میکنند؛ بهگونهای که خواب عمیق حدود ۲۳ درصد از کل زمان خواب آنان را تشکیل میدهد، در حالی که این میزان در مردان حدود ۱۴ درصد است. افزون بر این، نتایج مطالعه نشان داد که کاهش کیفیت خواب با افزایش سن تنها در مردان مشاهده میشود.✔️ نکتهٔ مهمی که باید در تفسیر این یافتهها در نظر گرفته شود این است که نیاز افراد به خواب، تفاوتهای قابلتوجهی با یکدیگر دارد. زنان ممکن است بهطور میانگین اندکی بیشتر از مردان بخوابند، همانگونه که بهطور میانگین اندکی کوتاه قدتر هستند. با این حال، همانطور که قدی یکسان و جهانی برای همهٔ افراد وجود ندارد، مدتزمان مطلوب و یکسانی نیز برای خواب همهٔ افراد قابل تعیین نیست. این ادعا که هر زنی به ۲۰ دقیقه خواب بیشتر نسبت به مردان ــ چه برسد به خواب بیشتر مانند دو ساعت ــ نیاز دارد، اساساً از درک نکتهٔ اصلی بازمیماند. این استدلال همانقدر ناموجه است که ادعا شود همهٔ زنان باید از همهٔ مردان کوتاهقدتر باشند.✔️ اگرچه مطالعات انجامشده در شرایط کنترلشدهٔ آزمایشگاهی نشان میدهند که زنان، بهطور میانگین، از مدتزمان خواب بیشتر و کیفیت خواب بالاتری نسبت به مردان برخوردارند، شواهد حاکی از آن است که در زندگی روزمره با موانع بیشتری برای تجربه احساس استراحت و بازیابی کافی مواجه میشوند. ازاینرو، این پرسش مطرح میشود که آیا زنان به خواب بیشتری نسبت به مردان نیاز دارند؟ پاسخ مثبت است؛ بهطور میانگین، زنان به خواب بیشتری نسبت به مردان نیاز دارند. بااینحال، این تفاوت از نظر میزان، اندک است. آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است، فراهمسازی حمایتهای لازم و ایجاد فرصتهای کافی برای استراحت، بازیابی و تجدید قوای جسمی و روانی زنان، هم در طول روز و هم در طول شب، است.✅ Do women really need more sleep than men? A sleep psychologist explainstheconversation.com/do-women-really-need-… دکتر مهدی شاهمیرانیt.me/balindaroo 💊💊💊®®®@balindaroo