.روایتِ «صدسال تنهایی» و ناکامیِ ورزش لرستان!سرنوشت تلخ مردان و زنانی که برای ورزش لرستان تاریخ نوش…
انتشار: 2026/06/29 06:35 UTC
.روایتِ «صدسال تنهایی» و ناکامیِ ورزش لرستان!سرنوشت تلخ مردان و زنانی که برای ورزش لرستان تاریخ نوشتند و مجبور به خداحافظی شدند... چگونه موفقترین هیأتِ تاریخِ ورزش لرستان به بنبست رسید؟پاداش بیسابقهترین دورهی چهار سالهی تاریخ ورزش لرستان چه بود؟اختصاصی بلوطستان/ بعضی عددها فقط عدد نیستند؛ فریادند.چهار سال...فقط چهار سال کافی بود تا هیأت ووشوی لرستان کاری را انجام دهد که در تاریخ ورزش این استان، هیچ رشته ورزشی دیگری نتوانسته بود در یک دوره چهارساله انجام دهد ، نه فقط در ووشو؛ در تمام ورزش لرستان.این یک ادعای احساسی نیست؛ کافی است کارنامهها را کنار هم بگذارید ، تنها مدال لرستان در دو دورهی اخیر بازیهای آسیایی در دوازده سالِ گذشته را هیأت ووشوی لرستان به دست آورد ، تنها مدال لرستان در بازیهای کشورهای اسلامی را نیز همین هیأت کسب کرد.پنج مدال جهانی و آسیایی در چهار سال، دهها مدال در رقابتهای انتخابی تیم ملی و دهها ملیپوشی که از دل همین هیأت به ورزش ایران معرفی شدند.مجموعهای از افتخارات که تاکنون هیچ رشته ورزشی در تاریخ لرستان موفق نشده است تنها در یک دوره چهارساله به آن دست پیدا کند. این همان تفاوت بزرگ میان شعار و عملکرد است ، اما تلخی ماجرا دقیقاً از همینجا آغاز میشود... لرستان، استانی است که با وجود نزدیک به یک قرن حضور ایران در المپیک، هنوز در حسرت نخستین مدال المپیکی خود مانده است ، حتی در بازیهای آسیایی نیز سهم این استان از مدالها، در تمام این سالها بسیار اندک بوده است.حالا در چنین شرایطی، در یک دهه گذشته، بار افتخار ورزش لرستان را تقریباً یکتنه هیأت ووشوی استان بر دوش کشید.وقتی ورزش لرستان در همهی رشتهها نتوانست در المپیک آسیایی برای استان مدالی به دست بیاورد، این ووشو بود که تنها مدال لرستان را کسب کرد.وقتی نام لرستان در مهمترین میادین بینالمللی ورزش کمرنگ شده بود، این ووشو بود که پرچم استان را بالا نگه داشت, وقتی بسیاری از رشتهها سالها در انتظار یک افتخار بزرگ بودند، این ووشو بود که پشت سر هم تاریخ ساخت.نمونه روشن آن، بازیهای کشورهای اسلامی است. لرستان در آن رقابتها تنها دو نماینده داشت؛ یکی از دوومیدانی و دیگری از ووشو.از میان همین دو ورزشکار، تنها مدال کاروان لرستان را ووشوکار استان به دست آورد ، یعنی باز هم، تمام سهم افتخار لرستان در مهمترین رویدادهای ورزش جهان اسلام، بر دوش هیأت ووشو بود.اینها اتفاقی نیست ، اینها حاصل یک مدیریت، یک برنامه و چهار سال تلاش شبانهروزی است.اما سؤال اینجاست...پاداش این همه افتخار چه بود؟آیا مجموعهای که نام لرستان را در آسیا و جهان زنده نگه داشت، مورد حمایت قرار گرفت؟ پاسخ، آنگونه که رخدادهای چهار سال گذشته نشان میدهد، چندان امیدوارکننده نیست ، بهجز دوره کوتاه سرپرستی وحید والیزاده مرادی، در سالهای قبل و بعد از وی، از مدیریت آرش قیاسیان گرفته تا فرهاد دیناروند، نهتنها حمایت مؤثری از موفقترین هیأت ورزشی استان دیده نشد، بلکه مجموعهای از اتفاقات، این هیأت را با مشکلات جدی روبهرو کرد ، خانه ووشوی لرستان از هیأت گرفته شد؛ آن هم به بهانه مبلغی ناچیز بابت اجاره سالن.کمکهزینه اعزام تیمها به مسابقات انتخابی تیم ملی پرداخت نشد؛ مسابقاتی که سکوی رسیدن ورزشکاران به پیراهن تیم ملی بود.به جای آنکه انرژی مدیران و مربیان صرف ساختن قهرمان شود، بخش قابل توجهی از توان آنها صرف عبور از موانعی شد که اساساً نباید وجود میداشت ، اما شاید تلخترین اتفاق، پایان دوره مدیریت چهارساله این هیأت بود ، فدراسیون ووشوی ایران که بهخوبی از این تاریخ سازی بیسابقه آگاه بود، تصمیم داشت مطابق آییننامه، بلافاصله پس از پایان دوره قانونی، انتخابات هیأت را برگزار کند تا موفقترین هیأت ورزشی استان وارد بلاتکلیفی نشود.نامهنگاری انجام شد ، درخواستها ارسال شد ، اما انتخابات برگزار نشد ، هیأتی که باید با همان تیم موفق، مسیر افتخارآفرینی را ادامه میداد، وارد دوره سرپرستی و بلاتکلیفی شد؛ وضعیتی که در نهایت، میلاد نظری و همکارانش را به این نتیجه رساند که دیگر انگیزهای برای ادامه فعالیت ندارند.و اینجاست که باید از مدیران ورزش استان مخصوصاً فرهاد دیناروند مدیرکل فعلی ورزش و جوانان لرستان یک سؤال ساده پرسید: {اگر موفقترین هیأت تاریخ ورزش لرستان، با بیسابقهترین کارنامه چهارساله، با چنین سرنوشتی روبهرو شود، پس قرار است از چه کسی حمایت شود؟اگر هیأتی که برای نخستین بار در تاریخ ورزش لرستان توانسته در یک دوره چهارساله این حجم از افتخار، مدال و اعتبار ملی و بینالمللی را به دست بیاورد، نتواند حداقل حمایتِ قانونی را دریافت کند، آیا مشکل از قهرمانان است یا از نوع مدیریت؟}
