.ای سوزندهی باغ، باغ عمرت بسوزد یا نه؟!✍نگارنده: احمد لطفی۲۵ سال پیش طبق طرح منطقهایی اداره کشاور…
انتشار: 2026/07/06 18:33 UTC
.ای سوزندهی باغ، باغ عمرت بسوزد یا نه؟!✍نگارنده: احمد لطفی۲۵ سال پیش طبق طرح منطقهایی اداره کشاورزی شهرستان دره شهر، برای کسانی که زمین های دیمشان، را با پمپاژ آبیاری می کنیم، به شرط آنکه، در آنها درخت زیتون بکارند، که در اینده جامعه از روغن زیتون بهره مند شود.ما و برخی از مردم آبادیمان غلام آباد چمکلان، با عشق و جدیت تمام وام با سود بانکی مرسوم زمانه گرفتیم، و سالها کار کردیم، آب قطره ای با همان وامها ایجاد کردند، و ما با زحمت فراوان درختها را غرس کردیم، و با آبیاری قطره ای آنها را آبیاری کردیم.حاصل زحمات ما در چمکلان، چنان چشمگیر بود، که درختان زیتون به باغی بانشاط و پر ثمر تبدیل شدند.درختان دو سالی هم که آب بود ثمر می دادند. آنها به درختانی بانشاط و بالمر تبدیل شدند.شور بختانه روءسای بعدی اداره ی جهاد کشاورزی با طرح مدیریت آورنده ی طرح باغ زیتون روی خوش نشان نمی دادند، مدتی آب از پمپاژ خریدیم، بعد پمپاژ ها بسته شد، رها شدن آب سدّ، هم اخلال در کار پمپاژ ایجاد می کرد، در این گیر و دار افراد خدانشناسی بسان غارتگر، لوله ها را از خاک بیرون می آوردند، قطعه قطعه می کردند ، و آنها را با خود می بردند، و احتمالا" به شکلی مخفیانه به فروش می رساندند.بعد از ضربه ی دزدان دوباره لوله ها را تعمیر و با هزینه ی گزاف به هم وصل کردیم . بعد از مدتی آبیاری، افرادی ضد آبادانی و توسعه، فلکه ها را ربودند، و نهایت با دو آتش سوزی نیمی از باغ در آتش بیداد سوختشکوائیه ها، و فریادهای ما به جایی نرسید. العطش درختان باقیمانده، بر دل هیچ مسئولی اثر نکرد، و آب بطور کامل به درختها نرسید.با این وجود نیمی از درختان سبز بودند و حداقل برای محیط زیست و پرندگان و حیوانات وحشی مفید بودند. این باغات بخت برگشته ی دُم سنگر، نسل برادران، و بانیان طرح پیر شدند، و جوانترها به امید عنایت دولت کریمه و سامان یافتن بعد از بحرانها و جنگ، و ....که شاید آبیاری قطره ای را به شکل مدرن رواج دهند ، و ماهم مانند باغات کل سفید و ارمو، از مواهب رود خروشان سیمره بهره مند شویم. اما دیروز در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۱۴ خورشیدی باقیمانده ی باغ و هستی ما را به آتش کشیدند. نمی دانم بر این درختان تشنه که سالها منتظر عنایت اداره ی جهاد کشاورزی بودند، و با مقاومتی وصف ناپذیر زنده و سبز بودند، این عامل یا عوامل آتش زن چطوری دلشان آمد که بر این درختان زبان و پابسته ، هجوم ببرند و با آتش شان آنها را از زندگی ساقط نمایند؟!به راستی آیا باور ندارند که هستی هم زبان خاص خود را دارد، و روزی با حادثه ای جگر سوز وجود شما را در آتشی بدون دود خواهد سوزانید.ای آتش بازان بی خبر از کمالات انسانی، قدیمی ها گفتند:آتش مباش در کار خویشترسم زنی برجان خویشامیدوارم مسئولان امر از چنان بی نظمی هایی جلوگیری کنند.ای آتش زن یا آتش زنان!دنیا دار مکافات هم هست، حاصل زحمات کسی را آتش زدن، کار شایسته ای نیست. در نظر گرفتن خدای هستی بخش ، در زندگی راهگشاست، و گرنه خالق هستی خیر المنتقم است، و ظلم ظالم را بی جواب نمی گذارد.در آخر ای آتش افروز !؛ اگر دانی که فردا محشری نیستسوال و پرسش و پیغمبری نیستبتاز اسب جفا تا میتوانیکه احمد را سپاه و لشکری نیست.#نشریه_خبری_تحلیلی_بلوطستان🅱 t.me/baloutestan
