۳۹. آرزوی جهادقَالَ أَبُو مخنف: حَدَّثَنِي أَبُو جناب، قَالَ: كَانَ منا رجل يدعى عَبْد اللَّهِ بن ع…
انتشار: 2026/08/06 22:24 UTCدریافت: 2026/08/12 11:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 11:05 UTC
۳۹. آرزوی جهادقَالَ أَبُو مخنف: حَدَّثَنِي أَبُو جناب، قَالَ: كَانَ منا رجل يدعى عَبْد اللَّهِ بن عمير، من بني عليم، كَانَ قَدْ نزل الْكُوفَة، واتخذ عِنْدَ بئر الجعد من همدان دارا، وكانت مَعَهُ امرأة له من النمر بن قاسط يقال لها أم وهب بنت عبد، فرأى القوم بالنخيلة يعرضون ليسرحوا إِلَى الْحُسَيْن، قَالَ: فسأل عَنْهُمْ، فقيل لَهُ: يسرحون إِلَى حُسَيْن بن فاطمة بنت رسول الله ص، فَقَالَ: وَاللَّهِ لقد كنت عَلَى جهاد أهل الشرك حريصا، وإني لأرجو أَلا يكون جهاد هَؤُلاءِ الَّذِينَ يغزون ابن بنت نبيهم أيسر ثوابا عِنْدَ اللَّه من ثوابه إياي فِي جهاد المشركين، فدخل إِلَى امرأته فأخبرها بِمَا سمع، وأعلمها بِمَا يريد، فَقَالَتْ: أصبت أصاب اللَّه بك أرشد أمورك، افعل وأخرجني معك، قَالَ: فخرج بِهَا ليلا حَتَّى أتى حسينا ...📚تاريخ الطبري، ج۵، ص۴۲۹ابومخنف گفت: ابوجناب کلبی گفت: مردی از قبیله ما به نام عبدالله بن عمیر از بنی علیم، در کوفه ساکن شده بود و نزدیک چاه الجعد از محله قبیله هَمْدان خانهای اختیار کرده بود. زنی داشت از قبیله نمر بن قاسط که نامش ام وهب بنت عبد بود. در نخیله دید که از مردم سان میبینند تا آنها را به جنگ حسین (ع) بفرستند. درباره آنها پرسوجو کرد؛ گفتند به جنگ حسین پسر فاطمه دختر رسول خدا (ص) اعزام میشوند. گفت: "به خدا سوگند آرزو داشتم با مشرکان جهاد کنم و امید دارم که جهاد با اینها که با پسر دختر پیامبرشان میجنگند، ثوابش نزد خدا کمتر از جهاد با مشرکان نباشد." بر زنش وارد شد و آن چه را شنیده بود به او خبر داد و او را از قصد خود مطلع کرد. زنش گفت: "تصمیم درستی گرفتی؛ خدا تو را به بهترین امور راهنمایی کند. همین کار را بکن و مرا هم با خودت ببر." شبانه به همراه زنش بیرون آمد و خدمت حسین (ع) رسید ... 🔹🔹🔹⚠️تذکر یک خطاعبدالله بن عمیر کلبی ظاهراً همان شخصیت بزرگواری است که در بین ما به «وهب» مشهور شده و این خلط از کنیه همسرش «ام وهب» پیدا شده که او را مادرش پنداشتهاند یا احتمالاً کنیه خودش هم ابووهب بوده و در اثر سقط و تصحیف، نامش را وهب خواندهاند و شاید چون گروه زیادی از قبیله کلب سابقه نصرانی داشته و با مسیحیت پیوند خورده بودند، برخی او را مسیحی پنداشتهاند؛ با این که مسلماً از قبل، مسلمان بوده و شور جهاد در سر داشته است. پیرامون این شخصیت، خلط و تحریف و داستانپردازیهای زیادی صورت گرفته است. ⚠️گلایه از یک جفابه هر حال از این بحث تاریخی هم که بگذریم، تعبیر «وهب نصرانی» وجهی ندارد؛ بلکه جفا به آن شهید است؛ چرا که حتی فرضاً خودش یا پدرانش سابقه نصرانیت داشتهاند، مسلماً در آن هنگام به شرف اسلام، سرافراز بوده و نصرانی خواندن چنین مسلمان والامقامی بیمعنا است. «بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ» (الحجرات، ۱۱) عجیبتر آن که برخی سخنرانها به تعبیر «نصرانی» اکتفا نمیکنند و از شدت غفلت و عدم تأمل، واقعا این شهید مظلوم را غیرمسلمان میپندارند!#لسان_صدق@Bandani1