همهچیز از یک لحظه شروع شد فقط میخواستم برای یه لحظه مردم رو شگفتزده کنم فقط یه نسیم کوچیک...اما…
انتشار: 2026/06/30 13:19 UTC
همهچیز از یک لحظه شروع شد فقط میخواستم برای یه لحظه مردم رو شگفتزده کنم فقط یه نسیم کوچیک...اما همون نسیم منو از زمین بلند کرد و همون چند ثانیه، تمام زندگیم رو زیر و رو کرد بعد از اون، خاله دیگه اجازه نداد روی صحنه برم اما بدترین اتفاق هنوز نیفتاده بود شبی که یه دیو به روستامون حمله کرد، همهچیز تغییر کرد وقتی خانوادهم زخمی شدن، دیگه نتونستم فقط تماشا کنم. قولم به خاله رو شکستم و قدرتی که سالها پنهانش کرده بودم آزاد شد... و همون لحظه، سرنوشتم مسیر تازهای پیدا کرد. ⚔️🦋برای پیدا کردن درمان زخمهای دایی کوچیکه راهی سفر شدم؛ درمانگر فقط سه هفته بهش فرصت داده بود...@Baran_book |📕🔗همهچیز از یک لحظه شروع شد فقط میخواستم برای یه لحظه مردم رو شگفتزده کنم فقط یه نسیم کوچیک...اما همون نسیم منو از زمین بلند کرد و همون چند ثانیه، تمام زندگیم رو زیر و رو کرد بعد از اون، خاله دیگه اجازه نداد روی صحنه برم اما بدترین اتفاق هنوز نیفتاده بود شبی که یه دیو به روستامون حمله کرد، همهچیز تغییر کرد وقتی خانوادهم زخمی شدن، دیگه نتونستم فقط تماشا کنم. قولم به خاله رو شکستم و قدرتی که سالها پنهانش کرده بودم آزاد شد... و همون لحظه، سرنوشتم مسیر تازهای پیدا کرد. ⚔️🦋برای پیدا کردن درمان زخمهای دایی کوچیکه راهی سفر شدم؛ درمانگر فقط سه هفته بهش فرصت داده بود...@Baran_book |📕🔗



