سحرگاه بود و خورشید ما بین آمدن و نیامدن در تلاطم بود.شهید جواد شاهنظری به همراه تعدادی از سربازان…
انتشار: 2026/07/16 12:41 UTC
سحرگاه بود و خورشید ما بین آمدن و نیامدن در تلاطم بود.شهید جواد شاهنظری به همراه تعدادی از سربازان گمنام در بیابان های خشک و یک دست، در حالی که مردانه پای کشور با تمام وجود ایستاده اند و ذره ای در مقابل دشمن سر خم نکرده اند، با این وجود عاجزانه به درگاه معبود خود رفته اند و از او یاری میکنند...صحنه ای که از شهید جواد شاهنظری به جا مانده از او به «مرد اقتدار» تعبیر میشود مردی که در پای لانچرها قبل از پرتاب موشک در حالی که بغض کرده و دست بر سینه دارد سلامی میدهد : السلام علیک ایها الطفل الرضیع یا علی اصغر (ع) امام حسین.و با خواندن آیه و ما رمیت اذ رمیت ولکن رمی خود را آرام میکند..او هنوز هم میل به صحبت با معبود خود دارد و لذا نجوا گونه ادامه میدهد: خدایا همه کاره تویی... خدایا همه کاره تویی...گویی هرچه بیشتر می گوید بیشتر به این جمله باور میکند و به همین دلیل دل آرام نمیشود و پنج بار این جمله را با بغض تکرار میکند و بعد با ذکر یا زهرا (س) دکمه پرتاب موشک را می فشارد....#معرفیشهید#تولید_محتوابسیج دانشجویی خواهران فرهنگیان البرز: 🆔️@basijAmirkabir



