⭕️➕ روزی مردی در بیابان در حال گذر بود که ندایی را از عالم غیب شنید: «ای مرد هر چه همین الان آرزو ک…
انتشار: 2016/05/31 04:41 UTCدریافت: 2026/08/18 16:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:11 UTC
⭕️➕ روزی مردی در بیابان در حال گذر بود که ندایی را از عالم غیب شنید: «ای مرد هر چه همین الان آرزو کنی، به تو داده می شود.» مرد قدری تامل کرد، به آسمان نگاه کرد و گفت:« می خواهم کوهی که رو به رویم قرار گرفته، طلا شود.» در کمتر از از لحظه ای کوه به طلا تبدیل شد. ندا آمد:« آرزوی دیگرت چیست؟» مرد گفت:« الهی کور شود هر که آرزو و دعای کوچک داشته باشد.» بلافاصله مرد کور شد. نکته: وقتی منبع برآورده کردن آرزوهایت خداست، حتی خواستن کوهی از طلا نیز کوچک است. خدا بزرگ است، از خدای بزرگ چیزهای بزرگ بخواهید. منبع: عمر کوتاه نیست ما کوتاهی میکنیم - مسعود لعلی⭕️➕


