عدالت بر سفره مردممردی هر روز بر بلندترین تریبون شهر میایستاد و از عدالت سخن میگفت. واژهها را چن…
انتشار: 2026/07/23 09:38 UTCدریافت: 2026/07/31 23:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:46 UTC
عدالت بر سفره مردممردی هر روز بر بلندترین تریبون شهر میایستاد و از عدالت سخن میگفت. واژهها را چنان زیبا کنار هم میچید که گویی عدالت، سالهاست مهمان آن شهر است.اما پشت پرده، داستان دیگری جریان داشت.او از جیب خود چیزی نمیبخشید؛ حتی یک ریال. هرچه بود، از سفره مردم بود. با پول مردم، تالارها آذین میشد، مهمانیهای باشکوه برپا میشد و چهرهها لبخند میزدند. اما همان مردمی که هزینه همه آن شکوه را پرداخته بودند، پشت درها میماندند و سهمشان تنها تماشای نمایش عدالت بود.در ردیف اول، مهمانان ویژه بر صندلیهای نرم و سفرههای رنگین مینشستند و در ردیف آخر، مردمی بودند که با دستهای پینهبسته، بهای همان مراسم را پرداخته بودند.پیرمردی از میان جمع برخاست و با صدایی آرام گفت: «عدالت، آن نیست که از آن سخن بگویی؛ عدالت، آن است که میان مردم فرق نگذاری. اگر مال، مال مردم است، چرا احترامش فقط برای عدهای خاص است؟»سکوت، سنگینتر از هر پاسخی بر فضا نشست.آن روز همه فهمیدند که عدالت را نمیتوان با شعار خرید، با تشریفات آراست یا با پول مردم به نمایش گذاشت. عدالت، زمانی زنده است که مسئول و شهروند، مهمان ویژه و مردم عادی، در برابر قانون و کرامت انسانی یکسان دیده شوند.و تاریخ همیشه یک حقیقت را به یاد میآورد: مردمی که عدالت را در عمل نبینند، دیر یا زود میان شعار و حقیقت تفاوت را تشخیص خواهندارسال کننده از سبزوار خانم حسینی @bazghand
