🎙️فایل صوتی دکتر عبدالکریم سروش: هیجان و تدبیر #هیجان_و_تدبیر July 05 2026 @DrSorouhدر حاشیه موضع گ…
انتشار: 2026/07/06 14:00 UTC
🎙️فایل صوتی دکتر عبدالکریم سروش: هیجان و تدبیر #هیجان_و_تدبیر July 05 2026 @DrSorouhدر حاشیه موضع گیری عبدالکریم سروش و فقط حالا که ماجرا بعد از روزها از شروع جنگی که با ترور شخص اول شروع شد، امروز در پایتخت تمام شد، حالا که اندک اندک غبار زمان بر سیاه و سفید ها خواهد نشست و تاریخ با قلم موی خاکستری اش قاب های گذشته را لمس خواهد کرد.سروش میگوید «بیش از این عشق و ارادت، یا هموزن با آن، اظهار تنفر است نسبت به متجاوزانی که ناجوانمردانه به خاک ما هجوم آوردند و مردم بیگناه ما را کشتند؛ رهبران را، سپاهیان را، دلاوران را، سربازان دلیر کشور را و بیگناهان را؛ همه را از دم تیغ جنایت خود گذراندند و چهره واقعی و اهریمنی خود را نشان دادند.»به یک جهت میتوان گفت موضع او ساده است؛ او یک عمر به استبداد دینی داخلی نه گفته است و حالا به استعمار مداخله گر خارجی نه می گوید، او یک موضع ملی گرایانه مستقل را نمایندگی میکند که به او این ظرفیت را می دهد که در امتداد مدافعین تاریخ چند هزار ساله وطن مان ایران قرار بگیرد.دیگر هموطنان هم هستند که با همان دو مفروض نه به استبداد و نه استمعار، موقعیت را طور دیگری حلاجی کردند و گفتند دلالت های داخلی وضعیت از نمایش اتحاد ملی در برابر اجانب متجاوز خارجی مهم تر است، حرف شان این بود عدم تایید گذشته ای که جان های بسیاری ناعادلانه از دست رفتند، و عدم تایید آینده ولایت موروثی، آینده ای که فارغ از مشروعیت محتمل است دوباره جان هایی مورد ستم و بی عدالتی قرار بگیرند.درک نظرگاه نه استبداد و نه استعمار برای بعضی افراد ساده نیست، چون موقعیت پیچیده و پر تناقضی از احساس های متضاد را در نگاه به واقعیت ها مختلف تجربه می کنند، علاوه بر این در عرصه موضع گیری عمومی پایبندی به هر دو سوی ماجرا نیاز به پرداخت هزینه دارد که شجاعت زیادی میطلبد.فهم مسئله در دوگانه نه به استعمار خارجی و نه به استبداد داخلی، کمک میکند که مردم داخل ایران، نظرگاه مردم دیگر کشورها را بهتر بفهمند، مثلا مردم و شعیان عراق را بهتر درک کنند و اینکه چطور مسائل در منطقه به یکدیگر مربوط میشود.مطابق نشانه های اولیه احتمالا مراسم در عراق با جمعیت خیره کننده ای همراه شود و این بدرقه در عراق البته جنگ زمینی را از ایران دورتر خواهد کرد.اما تاریخ که این روزها زیاد نامش را صدا می زنند؛ اینکه چند دهه یا چند سده بعد به تاریخ ایران امروز چطور نگاه میشود را نمیدانیم، اینکه تاریخ نویسان در کنار چند جنگ بزرگ تاریخ ایران در برابر قدرتمندترین دولت های زمان خودش مانند ایران و روم، ایران و اعراب، ایران و روس جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل را هم قرار بدهند اصلا بعید نیست.حتی نمیدانیم وقتی تاریخ آن روز را بنویسند چقدر به حاکمان بپردازند و از ستم ها و ناکامی ها که بر مردم رفت چه میزان بنویسند. به تجربه خودمان از خواندن تاریخ گذشتگان میگویم محتمل است که متن زندگی ما معاصران امروز ، حاشیه و پاورقی کوتاهی در تاریخ آیندگان باشد، چنانکه حتی محل دفن حاکمان هم فراموش میشود، اینکه آغا محمدخان قاجار، تیمور لنگ و شاه اسماعیل صفوی بنیادگذاران سه سلسله مهم در نجف اشرف دفن شده اند را کمتر زایری امروز میداند اگر هم بداند شاید حتی سرش را از زیارت امیرالمومنین به سوی دیگر نگرداند.باز گروهی این نقد درست را دارند که بیش از چسبیدن به آن منظر دوردست از آینده نیامده، معاصران باید توجه شان به رنج ها و محنت هایی باشد که ریشه در بی عدالتی دارند، چون همه میدانیم استخوان های در خاک زندگان امروز در آینده رنج نمیکشند بلکه امروز که گوشت و پوست و جان عزیز دارند و در رگ هایشان خون سرخ جریان دارد اهمیت دارد... باید در این روزهای حساس در مقابل انحراف هایی که میتوانند سبب تلخکامی نسلهای آینده شود حساس بود، باید در پیشگاه تاریخ برای ایرانی که جان و نظر تمام ایرانیها گرامی است تلاش کرد...م.م.۱۵ تیر ۱۴۰۵

