Esfandyar Batmanghelidj @yarbatman ترجمهشده از انگلیسی حملات موشکی بالستیک اخیر ایران و رد مستمر ر…
انتشار: 2026/07/29 21:57 UTC
Esfandyar Batmanghelidj @yarbatman ترجمهشده از انگلیسی حملات موشکی بالستیک اخیر ایران و رد مستمر راهحلهای سازشی در مورد تنگه هرمز ممکن است به نظر برسد که نشاندهنده تسلط تفکر «سختگیرانه» بر استراتژی امنیت ملی ایران است. اما گفتگوهای من با همتایانم در…Raz Zimmtترجمهشده از انگلیسینادیده گرفتن فقدان عمیق اعتماد در رهبری ایران نسبت به ایالات متحده دشوار است، بهویژه پس از امضای تفاهمنامه. در عین حال، آنچه در روزهای اخیر شاهد بودهایم (حملات اخیر ایران، تشدید عملیات توسط نیروهای نیابتی منطقهای ایران، و رد ظاهری پیشنهادهای عمانی در مورد تنگه هرمز توسط ایران) به نظر میرسد بازتاب ترکیبی از چندین عامل باشد.این عوامل شامل کشمکشهای قدرت داخلی در رهبری است، با غیبت یک افق سیاسی معتبر که موقعیت تندروها را به قیمت تضعیف عملگرایان تقویت میکند؛ عملگرایانی که هنوز به دنبال دادن فرصتی به دیپلماسی هستند، و همچنین دشواریها در فرآیند تصمیمگیری که ناشی از توانایی محدود مجتبی خامنهای در تثبیت اقتدار و ارزیابی غالب در تهران مبنی بر اینکه زمان به نفع ایران است.در نهایت، هنوز خیلی زود است که تعیین کنیم کدام یک از دو تز رقابتی، مسیر فعلی را بهتر توضیح میدهد. اولی استدلال میکند که رویکرد غالب در رهبری ایران به طور مؤثر یک استراتژی «جنگ تا پیروزی» (جنگ، جنگ تا پیروزی) است (نسخه ۲۰۲۶ از رویکردی که جنگ هشتساله ایران و عراق را مشخص میکرد). بر اساس این دیدگاه، جناحهای خاصی باور دارند که محیط جنگی فعلی منافع آنها را بهتر از واقعیت پساجنگی تأمین میکند، واقعیتی که رهبری را مجبور به مواجهه با چالشهای داخلی شدید ایران، بهویژه بحران اقتصادیاش، میکند. در عین حال، ادامه درگیری فرصتی برای ایران فراهم میآورد تا بازسازی قابلیتهایش، از جمله برنامه هستهایاش، را ادامه دهد.تز جایگزین این است که اکثریت رهبری ایران، که از تفاهمنامه حمایت کرده، هنوز ترجیح میدهد جنگ را به پایان برساند، اما بدون به خطر انداختن آنچه منافع حیاتی ایران میداند، که مهمترین آنها حفظ درجهای از کنترل بر تنگه هرمز است.با توجه به وضعیت موجود شکننده، که با غیبت هم جنگ تمامعیار و هم توافق سیاسی مشخص میشود، و ارزیابی تهران مبنی بر اینکه چشمانداز حل و فصل مذاکرهشده همچنان ضعیف است، حتی اگر این تز دوم درست باشد، حامیان دیپلماسی با دشواری عظیمی در ایجاد اجماع حول یک راهحل سیاسی روبرو هستند، بهویژه راهحلی که نیازمند امتیازدهیهای معنادار باشد.x.com/RZimmt/status/2082476007638876589
