چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادیبه غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادیز تو دارم این غمِ خوش،…
انتشار: 2026/08/10 11:59 UTCدریافت: 2026/08/12 16:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 16:59 UTC
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادیبه غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادیز تو دارم این غمِ خوش، به جهان از این چه خوشترتو چه دادیام که گویم که از آن بهام ندادی؟چه خیال میتوان بست و کدام خواب نوشینبه از این در تماشا که به روی من گشادیتویی آنکه خیزد از وی همه خرّمی و سبزینظر کدام سروی؟ نفس کدام بادی؟همه بوی آرزویی، مگر از گل بهشتیهمه رنگی و نگاری، مگر از بهار زادیز کدام ره رسیدی، ز کدام در گذشتیکه ندیده دیده ناگه به درون دل فتادی؟به سر بلندت ای سرو، که در شبِ زمینکَننفسِ سپیده داند که چه راست ایستادیبه کرانههای معنی نرسد سخن، چه گویمکه نهفته با دلِ سایه چه در میان نهادی؟- هوشنگ ابتهاج