طو را که دیدمفهمیدم عشق، فقط یک احساس نیستیک جور آرام گرفتنِ روح استمثل اذانِ غروب در کوچههای قدیمیمثل بوی باران روی خاکِ تشنهمثل دستی که بیصدا، دلِ آدم را نجات میدهدبعضی آدمها را نمیشود توضیح دادفقط باید دوستشان داشتدرست همانطور که منبیدلیلبیانتهاطو را دوست دارم...🤍