✍️ نوشتهای از خانم کاشف؛ همکارمان در بهمهربانی بوشهریادم نمیآد توی سالها کار کردن با بچهها، به…
انتشار: 2026/07/18 08:48 UTC
✍️ نوشتهای از خانم کاشف؛ همکارمان در بهمهربانی بوشهریادم نمیآد توی سالها کار کردن با بچهها، بهشون دروغی گفته باشم تا حرفام رو توجیه کنم.اصلاً مگه میشه به بچهها دروغ گفت و اونا متوجه نشن؟بعد از دو ماه دوری، اولین کلاس رو بعد از اون جنگ لعنتی شروع کردیم. مثل همیشه، باران با همون چشمهای پر از شیطنت، اولین نفر وارد کلاس شد و بیمقدمه پرسید:«خاله، جنگ تموم شده که ما اومدیم کلاس ریاضی؟»همین یک سؤال کافی بود تا نگاهم به در و دیوار مؤسسه بیفته؛ به شیشههای شکستهای که چند ساعت قبل، با برچسبهای رنگی پوشونده بودم تا بچهها کمتر چیزی بفهمن.موهای فرفریش رو چنگ زد و دوباره پرسید:«مامانم میگه جنگ تموم شده، مگه نه؟»به چشمهاش نگاه کردم و گفتم:«آره عزیزم، تموم شده. خیالت راحت.»حالا با شنیدن دوبارهٔ این صداها، مدام به اون جمله فکر میکنم؛ و بین همهٔ مشغلههای زندگی، هنوز سنگینیِ اون دروغِ مهربانانه روی دوشم مونده...📌 ۱۷۴۰ نفر از کودکان بهمهربانی، ساکن چهار استان جنوبی کشور هستند.با آرزوی سلامتی، آرامش و امنیت برای همهٔ هموطنانمان، بهویژه ساکنان جنوب. 🩵🆔 @bemehrbani


