چرا صهیونیستها از ایران با عنوان پارس یاد میکنند؟ ایران در الگوهای تفسیر تاریخ یهودیت آخرالزمانگر…
انتشار: 2026/08/05 04:09 UTCدریافت: 2026/08/15 03:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:17 UTC
چرا صهیونیستها از ایران با عنوان پارس یاد میکنند؟ ایران در الگوهای تفسیر تاریخ یهودیت آخرالزمانگرااخیرا بیشتر دیده میشود که اسرائیلیها به خصوص وقتی عبری سخن میگویند، از ایران با عنوان امپراتوری پارس یاد میکنند. برای برخی، این تعابیر تازگی دارد یا شگفتانگیز است.ما باید بدانیم این ادبیات، در چهارچوب مدل و الگوی کلان تفسیر تاریخی است که در سنت یهودی، از کتاب دانیال، سرچشمه میگیرد. همچنین لازم است از چند الگوی کلان دیگر، چگونگی تحول، توسعه و تغییر شکل آنها و نیز ادغام آنها در یکدیگر آگاه باشیم تا بدانیم در این سنت، چگونه دیده میشویم یا چگونه ممکن است دیده شویم. صهیونیسم، هرچه بیشتر صبغه مذهبی پیدا کند، آخرالزمانیتر میشود و هرچه آخرالزمانیتر شود این الگوها در تفسیر تاریخ و تحلیل منازعات، در آن پررنگتر میشوند. شاید حوالی سال ۱۹۴۸ بسیاری از یهودیان با تصور اینکه نهایتا یک نسل از مهاجران، جنگ و درگیری را تجربه خواهند کرد به فلسطین مهاجرت کردند اما لازمه طولانیتر شدن وضعیت جنگی، مذهبیتر شدن و آخرالزمانیتر شدن اشغالگران بود. غیرمذهبیها و شُل مذهبها دلیلی برای ماندن پرهزینه نداشتند و آنها که ماندند یا مذهبیتر بودند یا برای اینکه انگیزه پیدا کنند باید مذهبی میشدند. زاد و ولد مذهبیها هم که بیشتر است. اینگونه است که هر چه زمان میگذرد، اسرائیل مذهبیتر میشود و در مناطق تازه اشغال شده و ناامنتر آن، مذهبیترها زندگی میکنند و دولت نیز دیگر دست چپگراها و غیرمذهبیها و سکولارها نمیفتد.شاید ویدئوی ۱۹ سالگی بنگویر را دیده باشید. جوانی که اسحاق رابین (نخست وزیر وقت اسرائیل) را به قتل تهدید میکند (تهدیدی که جریان متبوع او آن را عملی کرد)، حالا سالها است وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی است.و اما الگوهای کلان تفسیر تاریخ و توسعه و تحول و تغییر شکل آنها و چگونگی تلفیق و ادغام آنها در یکدیگر در سنت یهودیت آخرالزمانگرا:الگوی کلان اولدوگانه اسحاق و اسماعیلو دوگانه یعقوب و عیسواین دوگانهها در کتاب پیدایش ریشه دارند. اولی در سیر زمان ابتدا به دوگانه بنیاسرائیل و اعراب و سپس به دوگانه یهودیت و اسلام تحول مییابد.دومی نیز به دوگانه بنیاسرائیل و بنیادوم و سپس به دوگانه یهودیت و مسیحیت تحول مییابد. به عبارتی در این الگو یهودیت را داریم و مسیحیت و اسلام را.الگوی کلان دومدر جایی دیگر، کتاب دانیال، چهار طاغوت بابل، پارس، یونان و روم را داریم. این طواغیت ممکن است در سیر تاریخ، بارها تکرار و احیا شوند.با ادغام پارس و بابل در یکدیگر، واحد «پارس» و با ادغام یونان و روم در یکدیگر، واحد «روم» را داریم. پس دوگانه دیگر در نهایت میشود دوگانه ایران و روم.الگوی کلان سومتلفیق دو الگوی قبلی با یکدیگر؛ اسلام-پارس میشود یک واحدمسیحیت-روم میشود واحدی دیگر.جالب است بدانیم در این نگاه، مدتی قابل توجه، مسیحیت-روم، قدرتی شرورتر از اسلام-پارس تلقی میشد.در این نگاه است که در دورهای، ترکهای عثمانی در متون یهودی، پارس محسوب میشدند.و در این نگاه است که حتی بعضا آمریکا، روم محسوب میشود. و این هر دو، دشمن و طاغوت هستند و آخرالزمان یهودی، اضمحلال هر دو است. الگوی چهارمی وجود دارد که گاهی به کمک این الگوی تلفیقی میآید.الگوی چهارم و مربوط به آیندهالگوی چهارم ریشه در کتاب حزقیال دارد؛ هجوم لشکریان یاجوج و ماجوج به سرزمین مقدس.در این نگاه، بعضا اضمحلال نهایی پارس و روم / اسلام و مسیحیت نه در منازعه آنها با یکدیگر یا نابودی یکی به دست دیگری که در ائتلاف آنها با یکدیگر در قالب لشکریان یاجوج و ماجوج رخ خواهد داد.نتیجه اینکه وقتی یک صهیونیست از ایران با عنوان پارس یا امپراتوری پارس یاد میکند با این پیشفرض است که مخاطب او کم و بیش این الگوها را در ذهن دارد.حامد فتاحی۱۴ مرداد ۱۴۰۵یادداشتهای مرتبط از آرشیو کانال:صهیونیسم و جایگاه ایران در عهد عتیقt.me/besharatha/272%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%… سانسور شده یهودیt.me/besharatha/247%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%… صهیونیستی از پیشگوییهای حزقیال نبیt.me/besharatha/338@besharatha