ما برای دستیابی به چیزهای مختلفی دعا میکنیم ولی دعا نمی کنیم که فضای روانی مناسب برای دریافت و لذت…
انتشار: 2026/08/20 04:00 UTCدریافت: 2026/08/22 00:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 00:20 UTC
ما برای دستیابی به چیزهای مختلفی دعا میکنیم ولی دعا نمی کنیم که فضای روانی مناسب برای دریافت و لذت بردن از آنها را داشته باشیم. وقتی زمانش رسید، آیا اصلا تشخیص می دهید که به آرزویتان رسیده اید؟ آیا احساس ارزشمندی می کنید؟ یا اینکه پا به فرار می گذارید و به همان عقاید و عواطف و احساساتی برمیگردید که جلوی زندگی ای که آرزویش را داشتید می ایستد؟ آیا مدام به دنبال بهانه تراشیدن و دلیل آوردن هستید که «نه، این دقیقا همان چیزی نبود که می خواستم»؟ شما نمی توانید زندگی تان را تغییر بدهید بدون اینکه از نظر روانی و عاطفی برای زندگی جدیدی آماده باشید. باید در زندگی تان برای تغییر فضاسازی کنید. امکان ندارد این پله ها را چند تا یکی کنید و زمین نخورید! برای زیستن در آن زندگی که آرزویش را داشتید باید کار کنید و ذهنیت تان را تغییر بدهید.دکتر بریانا جانسون@spirit_and_lifehttps://t.me/naghmehsokout/1183
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- باورهای قدیم و اندیشه های نو · تطابق دقیق — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۲۰
- نغمه های سكوت · تطابق دقیق — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۰۵
- Spirit_and_life_ | روانشناسی تحلیلی یونگ · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۲۱
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — باورهای قدیم و اندیشه های نو
♦️تقی آزاد ارمکی در نقد سنت و سنت گراها سخن میگوید🔺@joreah_journalمیراث ۱۴۰۰ ساله فقیهان که خود نیز بر باد دادند👇t.me/beshnofekrkon/2308
جناب احمد خاتمی، #قرآن شما از نوع #تصحیح شده نیست؟آقای احمد خاتمی مدعی شده است که اشاره به صلح در قرآن، پیرامون #دعواهای_خانگی است و ربطی به جنگ ندارد!!!😳😳( سایت قطره کد خبر 1722741 اینجا )متاسفانه در بعد از انقلاب و بخصوص در چند دهه اخیر شاهد #قرائتهایی از قرآن توسط ائمه جمعه و جماعات و مداحان و آخوندهای صدا و سیما بوده ایم که بیشتر به بدعت و یا #نسبتهای ناروا شبیه بوده اند که مخاطب شک می کند نکند قرآنی که در دسترس آقایان است به تبع شیوه تصحیح متون قدیمی، از نوع قرآن #تصحیح شده توسط بخش حکومتی حوزه است و ما خبر نداریم؟!!اینکه با ادعای احمد خاتمی، امام جمعه تهران که صلح در قرآن ربطی به جنگ نداشته و مربوط به دعواهای خانگی است را چگونه مواجه شویم دو راه بیشتر ندارد:😳مردم را #نادان فرض کرده که قرآن نمی فهمند و فهمشان از قرآن منوط به تایید آنهاست.😔یا اینکه قرآن آقایان از نوع #تصحیح شده ایست که آیات و یا معانی بسیاری از آن حذف و یا اضافه شده و یا تغییر کرده است.بهر حال آنچه در قرآن پیامبر در ارتباط با #صلح می بینیم، یکی از مهمترین مواضع آن بر خلاف ادعای ایشان، جنگ است که اتفاقا ضمن دستور به پذیرش صلح درخواستی دشمن، صریحا اعلام می دارد که حتی اگر در نیت او شک داری که ممکن است برای فریب باشد، باز هم موظف به پذیرش آن و توکل بر خدا هستی.و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله انه هو السمیع العلیم. انفال ۶۱ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻠﺢ ﮔﺮﺍﻳﻨﺪ، ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺻﻠﺢ ﮔﺮﺍﻱ، ﻭ ﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻦ، ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺍﻭ ﺷﻨﻮﺍ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ. آیه بصراحت به #پیامبر امر به پذیرش #صلح در صورت گرایش طرف مقابل به آن کرده بدون هیچ پیش شرط خاصی و برای رفع #نگرانی پیامبر از پیامدهای ناخواسته بعدی آن، او را به توکل بر خداوند امر فرموده است.و در ادامه خیلی صریحتر و شفاف به پیامبر می فرماید که حتی اگر #قصد طرف مقابل از صلح، #فریبکاری و نیرنگ نیز باشد باز همان خداوند برای تو کافی است، که به کمک خود و مردم تایید و پیروزت کرده است.و ان یریدوا ان یخدعوک فان حسبک الله هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین انفال ۶۲ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ [ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺁﺷﺘﻲ ] ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻳﺒﻨﺪ، ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ; ﺍﻭﺳﺖ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻳﺎﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪ ﺳﺎﺧﺖ.نمی دانم آیا در #قرآن_آقایان، این آیه و البته آیات مشابه( مثل ۹۰ نساء) نیست و یا حذف و اضافاتی دارد؟ بماند سیره پیامبر در جنگهایش و امام علی در صفین و مهمتر امام #حسن در جنگ با معاویه که نه تنها صلح نمود که حکومت را هم به او واگذاشته و مثل یک شهروند عادی تحت حکومت معاویه به زندگی عادی خود ادامه داد.( اینجا)هرچند که ایشان تعارض رفتار امام حسن با ادعای خود را چنین توجیه کرده که یاران امام از جنگ #خسته بودند. حال سوال از ایشان اینست که آیا شما با کدام #همه_پرسی از جامعه فقرزده و نه تنها خسته از جنگ و شعارهای جنگ طلبانه، که حتی از زندگی سراسر اضطراب و بی ثباتی و ناامیدی نیز خسته شده اند، فهمیده اید چنین نیستند و صلح نمی خواهند؟محمد صالحی - ۲۴/۵/۱۴۰۵t.me/beshnofekrkon/2981
تا کی می خواهیم ظاهر زندگی دیگران را زندگی کرده و خود را گروگان مهر تایید آنها نماییم؟زندگی مجموعه ای از کنشها و واکنشهای ماست. تا زمانی که انتخابهای ما بر اساس واکنش به کنش، تصمیم، نگاه و نظر دیگران باشد ما هر لحظه باید منتظر باشیم تا از دیگران چیزی ببینیم و یا بشنویم و آنگاه انتخاب جدید خود را انجام دهیم.و این بزرگترین عامل تشتت در افکار، تصمیمات و رفتارهای ما شده و تبعا مهمترین علت رنج ما خواهد شد که روز بروز فربه تر و کشنده تر هم می شود.شاید در جوانی، این رویکرد ما نسبت به دیگران، کمتر دارای اشکال دیده شود ولی در میانسالی به بعد که آن دیگران نیز یا نیستند و یا خود مسن شده و رویکردشان به زندگی کند و نسبت به بسیار اتفاقات بی تفاوت می شود، تراز ما را دچار اعوجاجی غیرقابل تغییر کرده و آنگاهست که متوجه می شویم از خود منزل مستقلی نداریم که در آن سکنا گزینیم، چرا که همه سالهای جوانی خود، مستاجر خانه دیگران و حتی شاید در خدمت بایدها و نبایدها و نیز ترازهای خوب و بد و زشت و زیبای آنها بوده ایم.بیاییم امروز چک کنیم چند درصد انتخابهای ما کنش خود ماست که فردا دیر است.محمد صالحیt.me/naghmehsokout
وقتی آینده جای اکنون را میگیرد▫️فردین علیخواه استاد دانشگاه ▪️چند شب پیش، در حال تماشای سریال امتیازات «Privilèges»، محصول فرانسه (۲۰۲۶)بودم که جملهای مرا از ادامه داستان جدا کرد. از آن جملههایی که ناگهان دیگر تصویر را نمیبینی؛ فقط کلمات در ذهنت شروع میکنند به راه رفتن.چند روزی بود که عیسی حال و روز عجیبی داشت. بیشتر وقتها روی مبل مینشست و ساکت بود. انگار چیزی در درونش خاموش شده بود؛ احساس میکرد آرام آرام از زندگی خودش فاصله گرفته است. او برای مسابقات فوتبال به فرانسه آمده و رؤیای پیوستن به پاریسنژرمن را دنبال میکند.▪️ادل، یکی از خدمتکاران هتل، در اطاق نگاهش به میز عسلی کنار مبل با چند بطری مشروب و قرص می افتد. به آنها اشاره میکند و با نگرانی به عیسی میگوید:«داری زندگی و آیندهات را تباه میکنی.»و عیسی جواب میدهد: «آیندهم داره زندگیم رو تباه میکنه. خانوادم رو نمیبینم، هیچکس رو نمیبینم. فقط دارم میدوم؛ نمیدونم برای چی.»چند دقیقه بعد، دیگر حواسم به سریال نبود. همان یک جمله، ذهنم را به جاهای مختلف برد:▪️اول، به سالها پیش. به عکسی از نفر اول کنکور تجربی، دختر نوجوانی که وسط اتاق نشسته و دور تا دورش را کتابهای تست گرفته بودند؛ آن عکس برای خیلیها تصویر موفقیت بود. من اما هر بار که آن را میبینم، نگاهم از چهره دختر میگذرد و روی کتابها میایستد. به این فکر میکنم که چند بهار، چند عصر تابستان، چند مهمانی خانوادگی، چند کتاب غیردرسی و چند قدم زدن بیهدف، زیر آن انبوه کتابها دفن شدهاند.▪️بعد ذهنم به سمت برخی دانشجویان پزشکی رفت؛ دانشجویانی که در سالهای اخیر با آنها گفتگوهای طولانی داشتهام و در میان بعضی از آنها، با سایهی سنگین فکر خودکشی روبهرو شدهام. آنچه در این گفتگوها برایم تکاندهنده بود، فقط ترس از شکست یا ناکامی نبود؛ تعارضی عمیقتر بود. آنها میان دو نیروی قدرتمند گرفتار شده بودند: از یک سو ترس از اینکه به اندازه کافی موفق نشوند، یا آیندهای را که سالها برایش تلاش کردهاند از دست بدهند؛ و از سوی دیگر، اندوهی خاموش از اینکه در این مسیر، بخشهایی از زندگی اکنون را از دست دادهاند. در حرفهایشان میشد غمِ ندیدن دوستان، عقب انداختن شادیهای ساده، احساس گناه هنگام استراحت و حسرت سالهایی را شنید که قرار بود روزی برای زندگی کردن برسند. انگار میان آیندهای که باید ساخته میشد و اکنونی که داشت از دست میرفت، گرفتار شده بودند.▪️بعد ذهنم به سمت برخی و شاید اندک ایرانیانی رفت که از کشورهای توسعهیافته به ایران بازگشتهاند. نه چون آیندهای نداشتند، بلکه چون احساس میکردند آینده، همه چیز را بلعیده است. در روایت بعضی از آنها، چیزی مشترک شنیدهام؛ اینکه کیفیت زندگی فقط با درآمد بیشتر، شغل بهتر یا اضافه کردن تجربهها و سوابق درخشان به صفحهی لینکدین سنجیده نمیشود. گاهی انسان دلش برای چیزهایی تنگ میشود که در هیچ نمودار موفقیتی اندازهگیری نمیشوند؛ برای بوی غذای مادر، برای لحظهای که یکی از اعضای خانواده را در آغوش میگیرد. برای دور هم نشستن کنار میز ناهارخوری، حرف زدن از چیزهای ساده، و قاهقاه خندیدن با دوستان و اقوام. برای همان لحظههایی که شاید در رزومه، صفحهی لینکدین یا فهرست دستاوردها جایی نداشته باشند، اما بخش بزرگی از معنای زندگی را میسازند.▪️اینها را کنار هم که میگذارم، احساس میکنم جمله عیسی فقط درباره فوتبال نیست. درباره زمانه ماست. زمانهای که از کودکی به ما یاد میدهد برای آینده زندگی کنیم. آینده، واژه مقدسی است که کمتر کسی جرئت میکند دربارهاش سؤال بپرسد. همه چیز به نام آینده توجیه میشود؛ فشار، اضطراب، رقابت، خستگی، فرسودگی. آنقدر این واژه را تکرار کردهایم که گاهی فراموش میکنیم آینده قرار بود به زندگی معنا بدهد، نه اینکه جای آن را بگیرد. شاید تراژدی دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ از لحظهای که آینده، به جای افق زندگی، جایگزین زندگی میشود.▪️افق، چیزی است که مسیر را نشان میدهد. هیچکس به سمت افق راه نمیرود تا روی آن زندگی کند. افق قرار نیست خانه ما باشد؛ فقط جهت را نشان میدهد. اما ما، بیآنکه متوجه شویم، آینده را از افق به خانه تبدیل کردهایم. همه اسباب زندگی را بردهایم آنجا و امروز را خالی گذاشتهایم. برای همین است که گاهی آدمهایی را میبینیم که به همه هدفهایشان رسیدهاند، اما نمیدانند با زندگیشان چه کنند. سالها دویدهاند، اما دویدن خودِ زندگی شده است. مقصد که میرسد، باز مقصد دیگری از راه میرسد.از خودم میپرسم چند سال از زندگی ما صرف آماده شدن برای زندگی شده است؟ و اگر روزی به آن آیندهای که اینهمه برایش دویدهایم برسیم، آیا هنوز چیزی از امروز برای زندگی کردن باقی مانده است؟@fardinalikhahتلخیص: محمد صالحیt.me/beshnofekrkon/1756
🌺 #علماء به کار خود مشغولند و چیزی که ندارند #درد_دین است!✍حسین جعفری❇️بخشی از دفاعیه #شیخ_اشراق!💥شمایان اگر به دنبال #مبارزه با فساد هستید، به سراغ کسانی بروید که #خون مردم را می آشامند و پلک نمی زنند. گیرم که من در انزوای خود رقصی کرده یا خدای نخواسته شرابی نوشیده ام، این کجا و آن همه #تفرعن علما و امرا کجا؟ ✅شیخ محبوس در تبادل نظر با ماردینی از مشایخ دیار بکر این چنین بی پروا بر باطل می تازد:"حکام و امرا فاجر و ستمکارند، علما به کار خود مشغولند و چیزی که ندارند درد دین است!❗این توده ستمکش..نه دنیا دارند و نه دین! گویی برای آن آفریده شده اند...تا برای مشتی پست تر از چارپایان که خود را سایه خدا و جانشین مصطفی می دانند، زندگی بهشت گونه ای فراهم سازند! می فرمایید غریب و بی کس هم هستم! اما چه پناهی بهتر از خدا؟.اینان کی اند؟🔹ماردینی:😥چه می گویی شهاب الدین؟ به هر حال دنیا در دست اینهاست...اینان مثل آب خوردن آدم می کشند، این دار زدن ها و گردن زدن های علنی بیشتر برای آن است که مردم بدانند که با که طرفند.سید یحیی یثربی/قلندر و قلعه(زندگی سهروردی)کامل این نوشتهt.me/beshnofekrkon/2988
#جهان_مدرن، میدان مسابقه برای نو شدن مدام در چیز تازه ای است که می خواهد کشف کند.گویی قرار نیست در آنچه امروز کشف و یا خلق کرده، دمی بیاساید و حظی ببرد و دوباره برخیزد و ادامه دهد.نمیدانم آیا این چیزی که امروز بدست آورده و در حال فرار برای چیز دیگر است، همان نیست که دیروز برای یافتنش #آرزو می کرد؟ماحصل این همه دویدن و جنگیدن مدام، #جهان_تکنولوژیکی است که نمی دانیم خبری که الان از آخرین کشفیات و اختراعات می شنویم، آیا همین آن کهنه نشده است؟ اما در این همه قیل و قال و شلوغی بازار کشف و خلق، تنها چیزی که فراموش شده، گویی خود انسانی است که قرار بوده اینجا #زیستن را در بستر انسانیت و #اخلاق و نوع دوستی و خدمت تجربه کند.بله بشر از دوران #غار نشینی تا امروز را یکسره در کشف و اختراع دویده و امروز با افتخار یک پای در #کیهان و دیگر پا در #نانو اتم گذاشته است، اما آنچه در این مسیر چند هزار ساله عقب مانده است، شیوه ای از زیستن است که بر اخلاق و معنویتِ رو به آرامش استوار بوده است.و آیا می شود امید داشت روزی را که او دمی #بیاساید و آن روی زندگیش را نیز به جلو آورد؟محمد صالحیt.me/naghmehsokout/1099
