#ذهن_برتر#داستان_کوتاه_شب 📚 در کتب حکما آمده است وقتی در مرغزاری شیری شورانگیز و کین آور و خون ریز…
انتشار: 2026/06/30 20:28 UTC
#ذهن_برتر#داستان_کوتاه_شب 📚 در کتب حکما آمده است وقتی در مرغزاری شیری شورانگیز و کین آور و خون ریز مسکن داشت و گرگی و روباهی در خدمت او بودند و از بقایای شکار او میخوردند.یک روز شیر صیدی را بکشت و به گرگ اشارت کرد که این گوشت میان ما قسمت کن. گرگ آن گوشت به سه قسم تقسیم کرد: یک قسم نزد شیر نهاد و یک قسم نزد روباه و قسم دیگر برای خود نگه داشت.شیر چون این مساوات بدید پنجه بزد، چنان که سر گرگ در میان پایش افتاد و پس روباه را گفت: این گوشت میان من و خود قسمت کن.روباه جمله را نزد شیر نهاد و شیر از ادب او عجب آمد و گفت: ای روباه این ادب از که آموختی؟ روباه گفت: از گرگاین حکایت تنبیه است مر جمله ی عاقلان را که از آنچه از دیگری به رنج رسد گرد آن نگردند ...✅ @best_mind✨


