💯 #ذهن_برتر #داستان_کوتاه_شب 📚میگن ملانصرالدین دو بز داشت که مثل جان شیرین از آن بزها مراقبت میکرد…
انتشار: 2026/07/06 19:59 UTC
💯 #ذهن_برتر #داستان_کوتاه_شب 📚میگن ملانصرالدین دو بز داشت که مثل جان شیرین از آن بزها مراقبت میکرد ، روزی یکی از بزها وقتی طناب گردنش را شُل دید فرصت را غنیمت شمرد و پا به فرار گذاشت و ملا هرچه گشت بز را پیدا نکرد . به خانه برگشت و بز دوم را که به تیرک طویله بسته شده بود و در عالم خودش داشت علف میخورد به باد کتک گرفت ...همسایهها با صدای فریادهای ملا و نالۀ بز به طویله آمدند و گفتند : آی چه میکنی ؟ حیوان زبان بسته را کُشتی ...ملانصرالدین گفت : بزم فرار کردهگفتند : این فرار نکرده بیچاره را چرا میزنی ؟ملانصرالدین گفت : شما نمیدانید ، اگر طنابش محکم نبود این نابکار از آن یکی هم تندتر میدوید !!✅ @best_mind✨


