#روانشناسی گاهی اشکهایی که هنگام تعریف کردن یک اتفاق جاری میشوند، فقط اشک نیستند؛ نشانهی آناند…
انتشار: 2026/07/14 19:54 UTC
#روانشناسی گاهی اشکهایی که هنگام تعریف کردن یک اتفاق جاری میشوند، فقط اشک نیستند؛ نشانهی آناند که آن تجربه هنوز در روانِ فرد زنده است.وقتی انسان از یک رنج عبور کرده و آن را پردازش کرده باشد، معمولاً میتواند دربارهاش صحبت کند، بدون آنکه تمام وجودش دوباره درگیر همان درد شود. اما اگر با هر بار روایت، بغض راه گلو را ببندد و اشک بیاختیار جاری شود، شاید آن زخم هنوز به اندازهی کافی التیام نیافته باشد.اشکها همیشه نشانهی ضعف نیستند؛ گاهی زبانِ زخمی هستند که کلمات به تنهایی توانِ بیانش را ندارند. آنها خبر میدهند که بخشی از وجودِ انسان هنوز در همان لحظهی دردناک مانده و نیازمند دیده شدن، شنیده شدن و التیام یافتن است.پس وقتی کسی هنگام تعریف کردن یک خاطره اشک میریزد، شاید بیش از هر چیز، به همدلی نیاز دارد؛ نه قضاوت، نه عجله برای آرام کردنش، و نه توصیههای سریع. زیرا برخی زخمها، پیش از آنکه درمان شوند، باید فرصت پیدا کنند که روایت شوند.فرنوش افضلیفررواندرمانگر اگزیستانسیال


