🔵🔴هرچه جلوتر میرویم به حمله به زیرساختهای انرژی ایران نزدیک میشویم 👤 مجری: «آیا پیشبینی میکنید…
انتشار: 2026/07/14 22:47 UTC
🔵🔴هرچه جلوتر میرویم به حمله به زیرساختهای انرژی ایران نزدیک میشویم 👤 مجری: «آیا پیشبینی میکنید حملاتی که این هفته علیه ایران دیدیم، گسترش یابد؟»👤 ترامپ: «من اهداف انرژی را برای آخر نگه میدارم، اما در نهایت به اهداف انرژی خواهیم رسید... هفته آینده نوبت #نیروگاهها میرسد. هفته آینده نوبت #پلها میرسد.» @Americana_ir👈💥فرض ده درصد این سخنان واقعی باشد که تجربه زدن خط ریلی اق قلا و رادار چابهار نشان داد آمریکا به زدن زیرساخت ها درحال نزدیک تر شدن استو پیش از آن هم اسراییل فولاد مبارکه و پتروشیمی ماهشهر را زده بود.اگر محمد علی #فروغی ها و #احمد_قوام ها الان بودند چه میکردنددر همین چارچوب ج.ا اگر عقلایی هستند باید فریاد بزنند👈ایران در خطر استزیرساخت ها برای ملت ایران است نه حکومتزیرساخت برای نسل های آتی ایران هم هستاگر زیرساخت های ایران آسیب ببنند مردم خیانت جنگ طلبان از هر طیفی را نخواهند بخشید.....✍دیپلماسی در یک نگاه@bestdiplomacy
پستهای تلگرام — دیپلماسی
🔵🔴یونگ روانکاو برجسته قرن بیستم:زندگی واقعی از چهل سالگی شروع میشه......@bestdiplomacy
🔵🔴جنگ پس از تفاهم ۶۰ روزه🔹با پایان دوره ۶۰روزه تفاهم ایران و آمریکا، چارچوب نهایی مدیریت تنگه هرمز میان ایران و عمان هنوز اعلام نشده است. 🔹سه سناریو پیشروست: تمدید عملی وضعیت موجود بدون توافق رسمی ایران و عمان؛ تمدید پس از توافق دو کشور درباره مدیریت دریایی، خدمات کشتیرانی و چارچوب حقوقی فعالیتها؛ یا پایان دوره و تعریف ترتیبات جدید میان ایران و عمان، مشروط به پذیرش آمریکا.🔹مدیرکل حقوقی وزارت خارجه، تفاهمنامه اسلامآباد را در «وضعیت اغما» اما قابل احیا دانسته و شرط آن را کنار گذاشتن نقض تفاهمات و تحریمهای یکجانبه از سوی آمریکا عنوان کرده است. دونالد ترامپ نیز گفت برای ایران جدول زمانی مشخصی تعیین نکرده است.🔹انبیسی گزارش داد مذاکرات از طریق میانجیها ادامه دارد، اما بر بازگشایی تنگه هرمز و لغو محاصره آمریکا متمرکز شده و نشانهای از سازش بر سر تنگه یا آغاز مذاکرات هستهای دیده نمیشود. 🔹والاستریت ژورنال نیز نوشت ایران همزمان با پیگیری دیپلماسی، در حال آمادهسازی نظامی برای درگیری احتمالی است.🔗متن کامل@bestdiplomacy
🔵🔴 پایان عصر سلطنت خاورمیانه بر طلای سیاه؟✍ کسری غفوری🔹در چند هفته از سال ۲۰۲۶ قاره آمریکا تقریبا نیمی از نفت جهان را تولید کرد. این اتفاق هرچند کوتاه اما یک لحظه تاریخی و استثنایی بود. 🔹تا حدودی میتوان این رویداد را یک ناهنجاری آماری دانست که پیامد غیرمنتظره جنگ اخیر و ماجراجویی نظامی ایالات متحده بود؛ رویدادی که بخش عمدهای از صنعت انرژی خلیج فارس را به تعطیلی کشاند. 🔹با این حال این اتفاق نشانهای کاملا واقعی از یک جهش بزرگ بود که مرکز ثقل بازار نفت را از خاورمیانه دور کرده است.🔹خاویر بلاس، ستوننویس بلومبرگ در حوزه انرژی، معتقد است که این افزایش تولید و تغییر معادلات ناشی از آن تا سال ۲۰۲۷ و به احتمال زیاد پس از آن نیز ادامه خواهد یافت.🔹نقشه جهانی نفت بسیار بیشتر از آنچه تصور میشود تغییر کرده است. تحولات خاورمیانه تضمین میکند که سرمایههای بیشتری به سمت توسعه منطقهای در قاره آمریکا سرازیر شود./اکونومیست فارسیT.me/bestdiplomacy
🔵🔴هشدار تکان دهنده مسعود نیلی:ایران در خطر است.........@bestdiplomacy
🔵🔴توافق بعدی با ایران چه درسهایی میتواند از توافق موقت سال ۲۰۱۳ بگیرد؟📄ریچارد نفیو | مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک پس از انصراف ترامپ از حملهای گسترده علیه ایران، تلاشها برای توافقی تازه و حل مسئله تنگه هرمز افزایش یافته است. تهران میگوید تا زمانی که آمریکا به تفاهمنامه ژوئن بازنگردد، محدودیتهای تجارت و تحریمهای نفتی را کاهش ندهد، تنگه را باز نخواهد کرد. نفیو معتقد است توافق بعدی باید فقط بر دو هدف فوری متمرکز باشد: بازگشایی تنگه هرمز و دستیابی به تصویری دقیقتر از برنامه هستهای ایران. از نگاه او، دولت ترامپ باید بررسی کند چرا تفاهمنامه ورسای شکست خورد. مشکل اصلی، زبان مبهم و دامنه بسیار گسترده آن بود؛ از پایان جنگ لبنان و بازگشایی هرمز تا رفع محاصره، بازسازی ایران، برنامه هستهای و تحریمها. نفیو الگوی مناسبتر را «برنامه اقدام مشترک» یا JPOA سال ۲۰۱۳ میداند. آن توافق محدود و ششماهه بود و قرار نبود همه اختلافات هستهای و تحریمی را حل کند؛ هدفش کاهش تنش و خرید زمان برای مذاکرات بعدی بود. به گفته او، یکی از مشکلات تفاهمنامه ورسای فاصله میان متن توافق و توضیحات عمومی واشنگتن بود. آمریکا مدعی شد ایران امتیازات مهم هستهای داده و با بازرسی کامل آژانس موافقت کرده است، در حالی که متن توافق چنین تعهداتی نداشت و تهران نیز این برداشت را رد کرد. در مقابل، JPOA دقیقاً مشخص کرده بود ایران چگونه بخشهایی از برنامه هستهای را متوقف یا معکوس کند، با آژانس همکاری کند و ذخایر اورانیوم با غنای بالا را رقیق سازد. تفاهمنامه ورسای در حوزه تحریمها نیز بسیار گسترده بود. آمریکا متعهد شده بود معافیت وسیعی برای صادرات نفت ایران صادر کند و میلیاردها دلار دارایی محدودشده را آزاد کند. اما پیامهای متناقض واشنگتن باعث شد تهران برخی تأخیرها را نشانه بدعهدی یا حتی تله تلقی کند. در JPOA، امتیازات تحریمی محدودتر و روشنتر بود. آمریکا کانال مالی تجارت بشردوستانه ایجاد کرد و ایران ماهانه حدود ۷۰۰ میلیون دلار از درآمدهای نفتی مسدودشده خود را دریافت میکرد. نفیو میگوید همین شفافیت باعث شد اختلافات اجرایی بیشتر فنی تلقی شوند تا نقض سیاسی توافق. او همچنین بر مدیریت انتظارات تأکید میکند. دولت ترامپ پیش از نهاییشدن تفاهمنامه وعده داده بود ایران مواد غنیشده را خارج کند، زیرساخت غنیسازی را برچیند، تولید موشک را محدود کند و حمایت از نیروهای نیابتی را متوقف سازد؛ اما متن نهایی تقریباً هیچیک از این تعهدات را شامل نمیشد. به باور نفیو، اگر مذاکرات مستقیم دوباره آغاز شود، تمرکز باید بر عامل فوری بحران، یعنی جنگ و بستهشدن آبراههای بینالمللی، و در کنار آن کاهش احتمال یک بحران هستهای تازه باشد. واردکردن موضوع برنامه موشکی و پهپادی ایران احتمالاً مذاکرات را از مسیر اصلی خارج میکند. در مقابل، دستیابی به سطحی محدود از شفافیت هستهای واقعبینانهتر است، زیرا آژانس بینالمللی انرژی اتمی سازوکار لازم برای بازرسی را دارد. نفیو میگوید آمریکا ظاهراً تصویر دقیقی از تعداد، محل و فعالیت سانتریفیوژهای ایران ندارد. دومین ضرورت، تنظیم دقیق و مرحلهبندیشده توافق است. اعتماد میان ایران و آمریکا کمتر از سال ۲۰۱۳ است؛ بنابراین تعهدات باید روشن باشند و لزومی ندارد همه اقدامات دو طرف همزمان اجرا شوند. دو طرف میتوانند ابتدا اقدامات فوری مربوط به تنگه هرمز را مشخص کنند و برای تعهدات بعدی جدول زمانی جداگانهای در نظر بگیرند. هر مرحله نیز باید به شکلی نوشته شود که امکان برداشتهای متضاد به حداقل برسد. سومین نکته، مدیریت پیامهای عمومی است. نفیو معتقد است پیامرسانی دو طرف باید به حفظ آتشبس و بازگشایی مسیرهای دریایی محدود شود و از وعدههایی بزرگتر از متن توافق پرهیز شود. او همچنین پیشنهاد میکند سازوکار جلوگیری از برخورد نظامی میان سنتکام و سپاه فعال شود. از سوی دیگر، درآمدهای نفتی محدودشده ایران میتواند در حسابی امانی قرار گیرد و تا زمانی که عبور کشتیها ادامه دارد، بخشی از آن برای اهداف بشردوستانه در اختیار تهران قرار گیرد؛ مدیریت حساب نیز میتواند به کشوری مانند پاکستان سپرده شود. در مجموع، نفیو توافق جامع میان ایران و آمریکا را در شرایط فعلی واقعبینانه نمیداند. از نظر او، توافقی کوچک، روشن و مرحلهبندیشده که آتشبس را حفظ کند، تنگه هرمز را بازگشاید و حداقلی از شفافیت هستهای ایجاد کند، شانس بیشتری برای دوام دارد. هدف فوری چنین توافقی نباید حل همه اختلافات ایران و آمریکا باشد؛ بلکه باید جلوگیری از جنگی دیگر و ایجاد فضای لازم برای ادامه مذاکرات باشد./فوکوسT.me/bestdiplomacy
🔵🔴گزارش جامع: پتانسیلها و سرمایهگذاریهای انرژی در منطقه MENA(بر اساس جدیدترین گزارشهای معتبر بینالمللی ۲۰۲۵-۲۰۲۶)منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) در نقطه عطف تاریخی قرار گرفته است. این منطقه که دههها ستون اصلی تأمین نفت و گاز جهان بوده، اکنون به یکی از مهمترین مراکز رشد تقاضای برق، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، هیدروژن سبز و سرمایهگذاریهای صنعت پاک تبدیل شده است. دادههای جدید نشان میدهد که MENA در حال ورود به فاز نمایی رشد پاک است و فرصتهای سرمایهگذاری عظیمی ایجاد کرده است.رشد انفجاری تقاضای برق طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA) با عنوان The Future of Electricity in the Middle East and North Africa (۲۰۲۵)، تقاضای برق منطقه از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ سهبرابر شده و بیش از ۱۰۰۰ تراواتساعت افزایش یافته است. این منطقه پس از چین و هند، سومین عامل اصلی رشد تقاضای جهانی برق بوده است.تا سال ۲۰۳۵، تقاضا حدود ۵۰ درصد دیگر رشد خواهد کرد؛ معادل تقاضای فعلی آلمان و اسپانیا با هم. حدود ۴۰ درصد این رشد از دو نیاز حیاتی منطقه ناشی میشود: سرمایش (به دلیل افزایش دما با سرعتی بیش از دو برابر میانگین جهانی) و نمکزدایی آب. تولید آب شیرین تا ۲۰۳۵ سهبرابر میشود و تقریباً تمام ظرفیت جدید با فناوری اسمز معکوس برقی تأمین خواهد شد.وضعیت فعلی و چشمانداز تولید برق در حال حاضر بیش از ۹۰ درصد برق منطقه از گاز طبیعی (حدود ۷۰ درصد) و نفت (حدود ۲۰ درصد) تأمین میشود. با این حال، سیاستهای فعلی نشان میدهد:ظرفیت نیروگاههای گازی بیش از ۱۱۰ گیگاوات افزایش مییابد. سهم نفت در تولید برق به حدود ۵ درصد کاهش پیدا میکند. ظرفیت خورشیدی فتوولتائیک تا ۲۰۳۵ حدود ۱۰ برابر رشد میکند (افزایش نزدیک به ۲۰۰ گیگاوات) و سهم تجدیدپذیرها در تولید برق به حدود ۲۵ درصد میرسد. ظرفیت هستهای سهبرابر شده و به ۱۹ گیگاوات میرسد. سرمایهگذاری بخش برق در سال ۲۰۲۴ به ۴۴ میلیارد دلار رسید و پیشبینی میشود تا ۲۰۳۵ حدود ۵۰ درصد رشد کند. نزدیک به ۴۰ درصد این سرمایهگذاریها به شبکههای انتقال، کاهش تلفات و اتصالهای منطقهای اختصاص خواهد یافت.رشد سریع تجدیدپذیرها، هیدروژن و ذخیرهسازی گزارش MENA Energy Outlook 2026 از Dii Desert Energy تصویر دقیقتری از تحولات ارائه میدهد:ظرفیت عملیاتی تجدیدپذیر تا پایان ۲۰۲۵ به ۴۳٫۷ گیگاوات رسید (افزایش رکورد ۱۳٫۴ گیگاوات یا ۴۴ درصد فقط در یک سال). خورشیدی ۳۴٫۵ گیگاوات و باد ۷٫۴ گیگاوات سهم اصلی را دارند. خط لوله پروژهها به ۲۰۲ گیگاوات رسیده است (۳۸ گیگاوات در حال ساخت). این رقم تقریباً به اهداف ملی تجمعی ۲۰۳۰ (۲۳۵ گیگاوات) نزدیک شده و فاصله اجرایی را به تنها ۳۳ گیگاوات کاهش داده است. سناریوهای ۲۰۳۰: محافظهکارانه ۱۶۵ گیگاوات، متعادل (مطابق اهداف ملی) ۲۳۵ گیگاوات و «انقلاب سبز» ۲۹۰ گیگاوات. عربستان سعودی رکوردهای جهانی هزینه را شکسته است: خورشیدی حدود ۱٫۰۹ سنت دلار به ازای هر کیلوواتساعت و باد ۱٫۳۳ سنت. امارات با پروژههایی مانند پارک خورشیدی ۵٫۲ گیگاواتی همراه با ۱۹ گیگاواتساعت باتری، پیشرو در تولید برق پاک ۲۴ ساعته است.گزارش DNV نیز پیشبینی میکند ظرفیت خورشیدی و بادی منطقه تا ۲۰۴۰ حدود ۱۰ برابر و تولید آنها حدود ۱۴ برابر شود. تا ۲۰۶۰، تجدیدپذیرها میتوانند حدود ۸۷ درصد تولید برق را تأمین کنند.سرمایهگذاریهای عظیم در صنعت پاک گزارش Clean Industry Rising از Mission Possible Partnership (ژوئن ۲۰۲۶) نشان میدهد ۸۴ پروژه اعلامشده در MENA پتانسیل سرمایهگذاری ۶۴۲ میلیارد دلاری در سوختهای پاک، کود، فولاد و آلومینیوم دارند. این منطقه میزبان یکی از بزرگترین خطوط لوله جهانی صنعت پاک است.مصر: پیشرو از نظر تعداد پروژه (۲۵ پروژه، ۱۰۸٫۵ میلیارد دلار) عمدتاً در کریدور کانال سوئز. عمان: بزرگترین خط لوله از نظر ارزش (۱۹ پروژه، ۲۷۱ میلیارد دلار) و اولین تصمیم نهایی سرمایهگذاری در آمونیاک سبز دقم. عربستان سعودی: پروژه هیدروژن سبز نئوم (۱٫۲ میلیون تن آمونیاک پاک در سال) بهعنوان شاخصترین پروژه منطقه.فرصتها و چالشها فرصتهای اصلی شامل:آزادسازی نفت و گاز برای صادرات با جایگزینی آنها در بخش برق. تبدیل شدن به قطب صادرات هیدروژن سبز، آمونیاک و برق پاک به اروپا و آسیا. ایجاد مشاغل سبز و تنوع اقتصادی در چارچوب چشماندازهایی مانند ویژن ۲۰۳۰ عربستان و اهداف امارات.چالشهای اصلی نیز شامل نیاز به سرمایهگذاری سنگین در شبکهها و ذخیرهسازی، کاهش یارانههای سوخت فسیلی، ثبات مقرراتی و جذب سرمایه خصوصی در برخی کشورهاست.جمعبندیمنطقه MENA دیگر فقط تأمینکننده هیدروکربن نیست؛ بلکه به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از رقابتیترین و کمهزینهترین قطبهای انرژی پاک جهان است✍دکتر آرش رییسی نژادT.me/bestdiplomacy