🔵🔴ایران و قواعد تازه قدرت جهانی[چگونه گسترش فناوریهای ارزان و دقیق، برتری نظامی آمریکا را از قدرتی…
انتشار: 2026/07/25 10:04 UTC
🔵🔴ایران و قواعد تازه قدرت جهانی[چگونه گسترش فناوریهای ارزان و دقیق، برتری نظامی آمریکا را از قدرتی تعیینکننده به ابزاری پرهزینه و ناکافی تبدیل کرده است؟]📄فارن افرز✍رابرت ای. پیپجنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نماد آغاز عصر تکقطبی آمریکا بود. ارتش عراق که پیش از جنگ قدرتی بزرگ به نظر میرسید، طی چند هفته حملات هوایی و تنها حدود ۱۰۰ ساعت عملیات زمینی فروپاشید. این پیروزی، جهان را متقاعد کرد که آمریکا میتواند با هزینهای اندک نتایج نظامی و سیاسی دلخواهش را تحمیل کند.نظم پس از جنگ سرد بر چهار تصور استوار شد: آمریکا میتواند بهسرعت دشمنانش را شکست دهد، در تشدید بحران همیشه دست بالا را دارد، امنیت مسیرهای تجارت جهانی را تضمین میکند و مقاومت در برابر آن نهایتاً بیفایده است. همین اعتماد، اروپا را به کاهش بودجه دفاعی و شرکتها را به ایجاد زنجیرههای تأمین طولانی و کمذخیره تشویق کرد.اما موفقیت جهانیشدن، پایههای همین نظم را تضعیف کرد. فناوریهایی که در ۱۹۹۱ فقط در اختیار چند قدرت بزرگ بود—تراشه، حسگر، GPS، دوربین، باتری و پردازش پیشرفته—به محصولات تجاری ارزان و فراگیر تبدیل شدند. اکنون دولتهای ضعیفتر و حتی بازیگران غیردولتی میتوانند با قطعات بازار عمومی، سلاحهای دقیق بسازند.پهپاد شاهد نمونه این تحول است. این پهپاد نه از فناوری فوقپیشرفته، بلکه از ترکیب قطعات تجاری ارزان با یک بدنه و موتور ساده ساخته شده است. اهمیت آن در پیچیدگی نیست؛ در این است که میتواند با هزینهای ناچیز، سامانههای چندمیلیوندلاری را تهدید یا نابود کند.جنگ ایران محدودیت قدرت آمریکا را آشکار کرد. هدف تهران شکست دادن نیروی دریایی آمریکا در نبرد کلاسیک نبود، بلکه ایجاد این باور بود که واشنگتن دیگر نمیتواند امنیت مطلق کشتیرانی را تضمین کند. افزایش بیمه، کاهش تردد و بیاعتمادی بازارها برای تحقق این هدف کافی بود.آمریکا هزاران هدف، رادار، موشک و پرتابگر را نابود کرد، اما ایران سامانههای متحرک را پراکنده، پنهان و جایگزین کرد. یک پهپاد ۲۰ هزار دلاری توانست یک بالگرد آپاچی ۳۵ میلیون دلاری را از بین ببرد. حتی قدرتمندترین ارتش جهان نیز نمیتواند هر پرتابگر ارزان را در هزاران کیلومترمربع زمین پیدا و نابود کند.ایران همچنین جبهههای مختلف را به یک سامانه واحد تبدیل کرده است: حزبالله، گروههای عراقی، حوثیها، پایگاههای آمریکا و زیرساخت کشورهای خلیج فارس. این شبکه لزوماً ایران را به قدرت مسلط منطقه تبدیل نمیکند، اما به تهران اجازه میدهد از طریق اخلال دائمی، بدون تصرف سرزمین، نفوذ سیاسی ایجاد کند.قدرت امروز فقط در توان تخریب نیست؛ در شکلدادن به انتظارات بازارها و دولتهاست. اگر بازیگران منطقهای باور کنند تصمیم مهمی در خلیج فارس بدون درنظرگرفتن خواستههای ایران ممکن نیست، اهرم نظامی تهران بهتدریج به نفوذ سیاسی تبدیل خواهد شد.همین الگو ممکن است در تایوان تکرار شود. تایوان میتواند با پهپادها، موشکهای متحرک و حسگرهای تجاری، مسیرهای منتهی به بنادر اصلی چین را ناامن کند. برای ضربه زدن به اقتصاد چین لازم نیست کشتیهای زیادی غرق شوند؛ چند حمله یا حتی احتمال حمله میتواند بیمه را گران، تردد را کم و اعتماد به تجارت دریایی را متزلزل کند.حدود یکپنجم تجارت دریایی جهان از تنگه تایوان عبور میکند و اقتصاد چین وابستگی شدیدی به تجارت دریایی دارد. تجربه ایران شاید پکن را متوجه کند که حمله به تایوان میتواند همان نوع جنگ فرسایشی و اقتصادی را علیه خود چین فعال کند.قواعد تازه قدرت در حال شکلگیری است. برتری نظامی آمریکا دیگر نتایج سیاسی ارزان تضمین نمیکند. واشنگتن همچنان توان تخریب بیرقیبی دارد، اما نابود کردن اهداف با وادار کردن دشمن به تسلیم یکسان نیست. تشدید جنگ نیز الزاماً به سود قدرت بزرگتر تمام نمیشود.بازیگران ضعیفتر لازم نیست آمریکا را شکست دهند؛ کافی است اعتماد بازارها را فرسوده کنند، هزینهها را بالا ببرند و بیشتر از انتظار دشمن دوام بیاورند. هدف دیگر پیروزی کلاسیک نیست، بلکه ایجاد اهرم از طریق اخلال است.جنگ ۱۹۹۱ آغاز عصری بود که در آن قدرت آمریکا #جهانیشدن را تضمین میکرد. جنگ ایران ممکن است آغاز عصر معکوسی باشد که در آن فناوریهای ساختهشده توسط جهانیشدن، حفاظت از همان نظام را دشوار و پرهزینه میکنند. اگر این الگو در تایوان، مالاکا، دریای سرخ و دیگر گلوگاهها تکرار شود، دوران آینده نه با گسترش جهانیشدن، بلکه با هزینه فزاینده محافظت از آن تعریف خواهد شد./فوکوسT.me/bestdiplomacy