🔵🔴برندهای که در میدان نبود | ستاره صبح✍فرشاد رومیجان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل و…
انتشار: 2026/07/29 07:03 UTCدریافت: 2026/08/04 09:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 09:17 UTC
🔵🔴برندهای که در میدان نبود | ستاره صبح✍فرشاد رومیجان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل و بنیانگذار نظریه «رئالیسم تهاجمی»، بر این باور است که قدرتهای بزرگ بیش از آنکه در اندیشه پیروزی در یک جنگ باشند، در پی افزایش قدرت نسبی خود در نظام بینالملل هستند.برنده خاموشاز این منظر، گاه بهترین فرصت برای افزایش قدرت، نه آغاز یک جنگ، بلکه بهرهبرداری از جنگی است که دیگران در آن گرفتار شدهاند. اگر این منطق را بر تحولات یک سال اخیر غرب آسیا، از جنگ ۱۲ روزه تاکنون، تطبیق دهیم، روسیه را میتوان یکی از مهمترین برندگان خاموش این دوره از تنش میان ایران و آمریکا دانست؛ کشوری که نه در خط مقدم نبرد حضور داشت و نه هزینه مستقیمی پرداخت، اما از پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن بیش از بازیگران دیگر بهره برد. سیاست خارجی روسیه از دیرباز بر پایه محاسبهای دقیق از منافع ملی استوار بوده است. تجربه تاریخی نشان میدهد که کرملین هرگاه میان تعهدات سیاسی و منافع ملی تعارضی احساس کرده، بیدرنگ دومی را برگزیده است.منافع ملیدر جهان واقعگرای سیاست بینالملل، این نه نشانه دوستی است و نه دشمنی؛ بلکه بازتاب همان اصل دیرپایی است که دولتها، پیش از هر چیز، در پی تأمین منافع ملی خود هستند. چنانکه هنری کیسینجر میگوید، قدرتهای بزرگ صرفاً بحرانها را تحمل نمیکنند؛ بلکه میآموزند چگونه از دل آنها منافع خود را استخراج کنند.سود روسیه از جنگ آمریکا و ایراننخستین و آشکارترین منفعت روسیه از تنش میان تهران و واشنگتن، به بازار جهانی انرژی بازمیگردد. اقتصاد روسیه بیش از هر چیز از افزایش قیمت نفت و گاز سود میبرد. این کشور روزانه حدود ۷ تا ۸ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی صادر میکند؛ ازاینرو، هر یک دلار افزایش قیمت جهانی نفت میتواند درآمد صادراتی آن را روزانه حدود ۷ تا ۸ میلیون دلار افزایش دهد. اگر تنها میانگین افزایش قیمت نفت در دورههای اوج بحران را ۱۰ دلار در نظر بگیریم، درآمد اضافی روسیه به حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار در روز خواهد رسید؛ رقمی که در یک دوره چهلروزه به نزدیک ۳ میلیارد دلار میرسد. البته این تنها یک برآورد تقریبی است و درآمد واقعی به عواملی همچون حجم صادرات، قیمت فروش و میزان تخفیفهای نفتی بستگی دارد؛ با این حال، جهت کلی این اثر اقتصادی روشن است: هرچه ریسک ژئوپلیتیکی در خاورمیانه افزایش یابد، درآمدهای نفتی روسیه نیز بیشتر خواهد شد. این موضوع در شرایطی اهمیت مضاعف پیدا میکند که مسکو همچنان زیر فشار تحریمهای گسترده غرب قرار دارد و افزایش درآمدهای نفتی میتواند بخشی از هزینههای ناشی از این تحریمها را جبران کند. منافع روسیه اما به بازار انرژی محدود نمیشود. تداوم تنش میان تهران و واشنگتن، ناگزیر بخشی از ظرفیت نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک ایالات متحده را به خاورمیانه معطوف میکند. هرچه آمریکا در این منطقه بیشتر درگیر شود، تمرکز راهبردی آن بر پروندههایی همچون اوکراین و مهار روسیه کاهش مییابد. برای کرملین، این یک فرصت ژئوپلیتیکی ارزشمند است؛ زیرا پراکندگی توان راهبردی آمریکا، فضای مانور بیشتری برای روسیه در اروپا و حوزه پیرامونیاش فراهم میکند.جلوگیری از بهبود رابطه تهران و واشنگتناز سوی دیگر، بحران خاورمیانه بر اولویتهای امنیتی اروپا نیز تأثیر میگذارد. افزایش نگرانی درباره امنیت انرژی، احتمال موجهای جدید مهاجرت، تهدیدهای تروریستی و بیثباتی منطقهای، بخشی از ظرفیت سیاسی و مالی کشورهای اروپایی را به خود اختصاص میدهد. در چنین شرایطی، تداوم حمایت گسترده و پرهزینه از اوکراین ممکن است با محدودیتهای بیشتری روبهرو شود؛ تحولی که در مجموع با منافع راهبردی روسیه همسو است. اما شاید مهمترین دستاورد راهبردی روسیه، نه افزایش قیمت نفت، بلکه جلوگیری از شکلگیری روابطی باثبات میان تهران و واشنگتن باشد. عادیسازی روابط دو کشور میتواند بخشی از مزیت ژئوپلیتیکی روسیه در قبال ایران را از میان ببرد و تهران را به بازیگری با گزینههای متنوعتر در سیاست خارجی تبدیل کند. از این منظر، تداوم شکاف میان ایران و آمریکا، جایگاه روسیه را در معادلات منطقهای حفظ و حتی تقویت میکند.سود در میانه تنشدر مجموع، اگر چارچوب تحلیلی مرشایمر را مبنای ارزیابی قرار دهیم، روسیه را باید یکی از مهمترین برندگان این بحران و تداوم آن دانست.ادامه مطلب در👇setaresobh.ir/fa/main/detail/134434/%D8%A…