#تشرفات (قسمت اول) یکی از علماء و دانشمندان معاصر که در اصفهان منبر رفته بود و سرگذشت منبر خود را ا…
انتشار: 2026/06/30 08:04 UTC
#تشرفات (قسمت اول) یکی از علماء و دانشمندان معاصر که در اصفهان منبر رفته بود و سرگذشت منبر خود را اینطور نقل کرده است:یک ماه رمضان در مشهد مقدّس تصمیم گرفتم دربارهی امام زمان ارواحنافداه سخن بگویم... جوانی پای منبر من میآمد، ولی شب های اول آن دورها نشسته بود و شبهای دیگر نزدیک و نزدیکتر میشد تا آنکه از شبهای پنجم و ششم پای منبر مینشست و از همهی مستمعین زودتر میآمد و برای خود جا میگرفت. وقتی من منبر میرفتم او محو و مات ما بود. من از حضرت ولی عصر ارواحنافداه حرف میزدم که البته شبهای اول مقداری علمی بود کمکم مطالب از علمی به ذوقی و از مقال به حال افتاد. ✨💫✨وقتی من با یکی دو کلمهی با حال حرف زدم دیدم، این جوان منقلب شد، آنچنان انقلابی داشت که نسبت به تمام جمعیت ممتاز بود. یک حال عجیبی! که با فریاد، یا صاحب الزمان میگفت و اشک میریخت و گاهی به خود میپیچید و معلوم بود که او در جذبهی مختصری افتاده است. جذبهی او در من تاثیر میکرد، وقتی جذبهی او در من اثر میگذاشت حال من بیشتر میشد، من هم بیدریغ اشعار عاشقانه و کلمات پر سوزی از زبانم بیرون میآمد و مجلس منقلب میشد. این حالات اشتداد پیدا میکرد، تا آن شبهای آخری که من راجع به وظایف شیعه و محبت به حضرت ولی عصر علیه السلام حرف میزدم و میگفتم که باید او را دوست بداریم و در زمان غیبت چه بکنیم. ✨💫✨آن جوان به خود میپیچید و نعرههای سوزندهی عاشقانهای که از دل بلند میشد، با فریاد یا صاحب الزمان، یا صاحب الزمان میکشید که ما هم منقلب میشدیم. در نظرم هست که یک شب این اشعار را میخواندم:دارندهی جهان مولای انس و جان * یا صاحب الزمان، الغوث و الاماناو مثل باران اشک میریخت، مثل زن جوان مرده داد میزد و .... او میسوخت و اشک میریخت و به حال ضعف میافتاد و مرا سخت منقلب میکرد.ادامه دارد...🌹اللهم ارنی الطلعة الرشیدة@bidary1


