تو چه هستی ای انسان؟تو که هستی ای مغرور!تو که در خود بشکستی همه پرهای صعودتو که ناآگهی از پیچ و خم…
انتشار: 2026/07/01 22:00 UTC
تو چه هستی ای انسان؟تو که هستی ای مغرور!تو که در خود بشکستی همه پرهای صعودتو که ناآگهی از پیچ و خم راز وجودتو که تصویر شکفتن را در نطفهٔ گلنتوانی دیدنتو که خط های رهایی را در نقش پر پروانهنتوانی خواندنتو یک لحظه غزل های پرستو ها رانتوانی دریافتتو که از بغض گلوگیر شباهنگی در کوچهٔ شبغافل و بی خبریتو که از نغمهٔ موسیقی باران و برگهیچ لذّت نبریتو که نجوای گیاهان را در حجلهٔ صبحنتوانی بشنودتو که هرگز حرکت را و شدن را در سنگنتوانی دانست ...،که توانی دانستشهر اسرار کجاست؟گوش کن ...هر تپش نبض تو در کوچهٔ رگبه زبانی که ندانی گوید ؛آن که پای خِرد و علم بشربه سراپردهی ذاتش نرسدآن که در قدرت و شوکت یکتاستوانکه بی جا و مکانستولی در همه جاستآفرینندهی پایندهی بی مثلخداست ...@Bist_Mag





