The sun too soon lost his light And on my shoulder I look for thee But clouds that gathered in the…
انتشار: 2026/08/02 04:34 UTCدریافت: 2026/08/02 19:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 19:07 UTC
The sun too soon lost his light And on my shoulder I look for thee But clouds that gathered in the night Have taken thee from me And how shall I live through the shadows? And how shall I sleep in the night? Until our hearts set us free I must not dream of…خورشید خیلی زود نور خود را از دست داد،و من به شانهام نگاه میکنم تا تو را ببینم،اما ابرهایی که در شب جمع شدند،تو را از من گرفتند.و چگونه باید در میان تاریکیها زندگی کنم؟و چگونه باید در شب بخوابم؟تا زمانی که قلبهای ما ما را آزاد کنند،من نباید درباره تو رویا ببافم.عزیزم، قوی باش در حالی که از هم جدا هستیم،و بدان که عشقی که برای تو در قلبم دارم،در امان و پنهان است.اجازه بده تو هم درباره من رویا ببافی،زمانی که عاشقان دیگر بوسه نمیفرستند،و کودکان دیگر نمیتوانند رویا ببافند،و آبها بیجان و نهرها ساکت میشوند،و ستارگان درخشش نقرهای خود را از دست میدهند.چرا آن موقع، عشق گمشدهام، ما را ملاقات خواهیم کرد؟من نباید درباره تو رویا ببافم.زمانی که آزادی فقط یک خاطره است،و خنده دیگر مد نیست،و زمان دیگر نمیتواند بر چهره زیبا بگذرد،مونالیزا هیچ اثری از لبخند ندارد.چرا آن موقع، مطمئن باش که مندیگر درباره تو رویا نخواهم بافت.آیا من نباید درباره تو رویا ببافم؟@Bist_Mag




