دکتر پرسید: از چی ناراحتی؟ گوشه ناخونمو با دندون کندمو گفتم: از خودم! از خودم بودن ناراحتم. از بود…
انتشار: 2026/06/19 06:02 UTC
دکتر پرسید: از چی ناراحتی؟ گوشه ناخونمو با دندون کندمو گفتم: از خودم! از خودم بودن ناراحتم. از بودن ناراحتم دکتر تو پروندم یه چیزی نوشتو دوباره پرسید: چی حالتو خوب میکنه؟ نگاهمو از پرونده آبیرنگ زیر دست دکتر تا پرده آبی لجنی پنجره بالا کشیدم. از درز بین پرده و دیوار غروب آسمون معلوم بود. نارنجیهای خوشگل خورشید تو دامن آبی آسمون داشت حل میشد. انگار یه قلموی جادویی داشت رنگارو به خورد هم میداد که تو هم محو شن. به دکتر گفتم: رفتن! رفتن و نبودن و غیب شدن.نگاهمو از غروب پشت پنجره به چشمای پشت عینک دکتر برگردوندمو باز گفتم: دلم میخواد برمو نباشم. برم یه جای نیست در جهان که هیچکس پیدام نکنه. برم یه جایی که نه کسیرو بشناسم نه کسی منو بشناسه. یه جایی که اصلا موجودی به نام آدمیزاد نداشته باشه. چیه این جونور دوپا . . .؟! دکتر لبخند زدو گفت: با خودت چیکار میکنی؟ با آدمی که تویی؟ خودتو چجوری میخوای جا بزاری؟ کجکی خندیدم رو به لبخند دکترو گفتم: من که آدم نیستم دکتر! من یه نهنگ مُردم که جنازمو تبعید کردن به خشکی. نمیبینی هیچکس نمیبینه منو؟ هیچکس صدامو نمیشنوه؟ هیچکس نمیفهمه چی میگم؟ دکتر پرسید: این روزا تمایلت به چی بیشتره؟ جواب دادم: به تاریکی و تنهایی میل عجیبی به غرق شدن تو تاریکی دارم، به دیده نشدن. هرچی تنهاترم انگار بهترم. آدما حوصلمو سر میبرن. من اونارو نمیفهمم اونا منو... وجود آدما آزارم میده. تحمل آدما سخته. میدونی دکتر من از آدما میترسم. از آدما هرکاری برمیاد. آدما پشت لبخنداشون تنفر قایم کردن. چشماشون دروغ میگه. همپات نیستن فقط پابهپات میان که ازت جا نمونن. دستاشون بوی خیانت میده. دوستداشتنشون توهم. آدما یه مشت اختلال هرمونین که فقط طبق غریزه رفتار میکنن. موجود دوپای پرمدعا که خودشو محق هر حقی میدونه. به خودش اجازهی هرکاری میده اونم وقتی هیچیو واقعا بلد نیست با اون قلبای مکانیکی... دکتر یه قلوپ آب خنک ریخت تو گلوی خشک شدشو پرسید: پس تو یه نهنگی که روحت بعد مرگ به کالبد آدمی فرو رفته، واسه همین بودن کنار آدما اذیتت میکنه؟ گفتم: دکتر دلم میخواد ایندفعه مُردم اقیانوس بشم. بزرگ و آبی . . . اونقدر که آسمون تو بغلم جا بشه! بعد غروبا نهنگارو ببرم تماشای عشقبازی خورشید و آسمون کیف کنن از بیکسی غصهشون نگیره دق کنن آدم شن تنها بمونن دلشون بخواد برن گموگور شن هیچکس پیداشون نکنه! #مهلا_بستگان 📻@blue_coldroom