کاش اینجا بودی همینجا بغل من آنقدر نزدیک که زیر همین پتوی یکنفره جا میشدی و من نبض رگ گردنت را رو…
انتشار: 2026/06/29 08:53 UTC
کاش اینجا بودی همینجا بغل من آنقدر نزدیک که زیر همین پتوی یکنفره جا میشدی و من نبض رگ گردنت را روی لبهایم حس میکردم کاش اینجا بودی همینجا کنار من آنقدر نزدیک که گره خورده بودی به دور تنم و من صدای دمو بازدمت را زیر گوشم میشنیدم کاش اینجا بودی همینجا پهلوی من آنقدر نزدیک که قلبت روی قلب من نبض میزد و من تپیدن دلت را روی سینهام حس میکردم کاش اینجا بودی همین کنج آغوش من آنقدر نزدیک که دستانت به کار نوازش زلفهایم مشغول بود و من سرمست میشدم از عشقی که به جانم میریختی . . . اما تو نیستیو این پتو انگار کفن است به دور تنم و این اتاق قبری که سرد و سخت و تاریک است و از سقفش خاطرات تو چکه میکند روی گونهام! #مهلا_بستگان 📻@blue_coldroom