خواستیم گم و گور شیم، نذاشتن. گفتن پرستوها فقط میتونن کوچ کنن. بهار که میشه باز باید برگردن.برگشتی…
انتشار: 2026/06/30 15:51 UTC
خواستیم گم و گور شیم، نذاشتن. گفتن پرستوها فقط میتونن کوچ کنن. بهار که میشه باز باید برگردن.برگشتیم؛ ولی دیگه بهار نبود که! هی ما میگفتیم بهار نیست، هی چنار پیرِ پارک لاله میگفت بهار هم میاد.بهش گفتم: «من دلم میخواست ماهی بشم که هی مجبور نباشم از این شهر به اون شهر برم. که توی دریا باشم. دریا قشنگه، آدمایی که حد خودشونو ندونن رو غرق میکنه. تازشم همیشه هست. بهار و پاییز هیچ توفیری به حالش نداره.»گفت: «منم دلم میخواست سنگ باشم. چیه این درخت؟! صد ساله هرچی برف بوده نشسته رو تنم، طوفان شاخههامو شکسته. یه روز یکی اومده ما رو شاهد گرفته که چقدر خاطر طرفشو میخواد. فرداش یکی اومده ما رو بسته به لعن و نفرین سرِ خاطرههایی که بیصاحب موندن.»گفتم: «خب از اینجا برو، یه شب که همه خوابن.»گفت: «جای دیگه دووم نمیارم. ریشه که داشته باشی؛ سخت میتونی از خاکی که توش رُشد کردی بری . . .»#مریم_عباسی