🔸 اینها را با خود مىبرم، اگر زنده ماندم و فرصتى بود اوراق را مطالعه مىكنم".🔹 مصاحبه با غلامرضا ن…
انتشار: 2026/07/29 05:31 UTCدریافت: 2026/08/10 19:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 19:12 UTC
🔸 اینها را با خود مىبرم، اگر زنده ماندم و فرصتى بود اوراق را مطالعه مىكنم".🔹 مصاحبه با غلامرضا نجاتی🔹 ایران فردا 🔹 شماره ۱۶🔹 اسفند ۱۳۷۳@Bonyadbazargan📌 آنهایى كه مهندس بازرگان را از نزدیك مىشناختند و به جهات مختلف با ایشان همكارى داشتند، مىدانند كه آن مرحوم تا چه اندازه فعال و پركار بودند.📌 از آن تیپ آدمهایى بودند كه همیشه وقت كم مىآوردند. حتى در طول رفت و برگشت بین نارون و تهران، در داخل اتومبیل مطالعه مىكردند و مىنوشتند. 📌من براى این كه شور و شوقشان را به پیشرفت كارمان برانگیزم، كوشش مىكردم مطالب ضبط شده را هر چه زودتر براى مطالعه ایشان و آماده چاپ كردن تنظیم كنم. بىمناسبت نیست بگویم كه اغلب، مطالب پس از ضبط، تا زمان پاكنویس نهایى - كه به خط خودشان تصحیح و تایید مى گردید - گاه چهار بار كنترل مىشدند. هر چه به جلو مىرفتیم، علاقهمندى ایشان به پیشرفت برنامه بیشتر مىشد، و در عین حال كارمان وسعت بیشترى پیدا مىكرد. 📌 من ابتدا تصور مىكردم در مدتى حدود سى جلسه و طى هفت - هشت ماه به نتیجه برسیم. وقتى تخمین خود را با مهندس مطرح كردم، با لبخند گفت: "دو - سه برابر بیشتر!" و افزود: "من دیر شروع كردم، ولى سعى مى كنم وقت بیشترى را صرف این كار بكنم". 📌 این توجه و علاقهمندى مهندس به پیشرفت كار به حدى بود كه روز خداحافظى (۲۶ دى ۱۳۷۳) سه فصل از مطالب جلسات گذشته را كه تنظیم شده بود از من گرفتند و گفتند: "این ها را با خود مى برم، اگر زنده ماندم و فرصتى بود اوراق را مطالعه مى كنم".@Bonyadbazargan📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:telegra.ph/NAI-07-23-5