کتاب قاصدکمژده الفت چه بسیار راهها که پیموده و پشیمان شدهایم و چه فراوان کارهایی که شروع کرده و ن…
انتشار: 2026/07/26 07:17 UTC
کتاب قاصدکمژده الفت چه بسیار راهها که پیموده و پشیمان شدهایم و چه فراوان کارهایی که شروع کرده و نیمهکاره گذاشته و حسرت خوردهایم. چه میشد اگر میتوانستیم بفهمیم با پذیرفتن شغلی که قبولش نکردهایم، زندگیمان چه شکلی میشد. اگر در فلان امتحان ورودی شرکت میکردیم یا نواختن ساز را نیمهکاره نمیگذاشتیم یا در نیمهراه از اقدام برای مهاجرت پشیمان نمیشدیم و... حالا کجا بودیم و سرگذشتمان چه بود. اگر میتوانستیم خودمان را در جایگاههای انتخابنشده یا ازدسترفته ببینیم چه حسی پیدا میکردیم؟داستان «قاصدک» از مجموعهداستانی با همین نام(اثر سینان سولون، نویسنده اهل ترکیه، ترجمه رضا اهرابیان، نشر ثالث)، روایت زندگی مردی جوان است و کشمکشهای او با خودش، اطرافیانش و زندگی. او که میبیند دوستان و همکلاسیهای سابقش شغل و سر و همسری دارند یا موقعیت و جایگاهی یافتهاند، مدام از خودش میپرسد کجای کارش اشتباه بوده و کدام انتخاب نادرست او را به سرگردانی کشانده است. از طرفی پدرش هم پیوسته او را تحقیر و ملامت میکند که همقطارانش به کجاها رسیدهاند و او هنوز بیکار و علاف و سربار آنهاست. در نهایت مرد جوان در پی اتفاقاتی وارد جمعی میشود و با دیدن حاضران، حیرتزده میگوید «این همه عدنان چوبوک، اینهمه من!» و بعد با تکتک آنها حرف میزند و در نهایت یکی از آنها میگوید «همه ما زندگیهایی را که تو رها کردی ادامه دادیم. من و همه عدنان چوبوکهایی که اینجا هستیم ایکاشهای تو، آیاهای تو، اگرهای تو، تصمیمهایی که نگرفتی، تصادفهایی که اتفاق نیفتادند و خطاهایی که نکردی هستیم.»... گویی عدنان چوبوک با هر آرزو و حسرت و پشیمانی یک عدنان نو خلق کرده که زندگیهای ناتمام او را را ادامه دهند. @Bookcitycc




