«تاریخچهٔ مختصر یک خانوادهٔ خوشبخت» داستان خانوادهای کوچک، گرم و بههمپیوسته است؛ خانوادهای که خ…
انتشار: 2026/08/19 04:40 UTCدریافت: 2026/08/20 22:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 22:55 UTC
«تاریخچهٔ مختصر یک خانوادهٔ خوشبخت» داستان خانوادهای کوچک، گرم و بههمپیوسته است؛ خانوادهای که خانهشان تا پیش از بحران، پناهگاهی امن و پرمهر به نظر میرسد. اما بیماریِ پوریا، کودک خانواده، ناگهان این آرامش را میشکند و همه را در موقعیتی تازه، ترسناک و نفسگیر قرار میدهد. از همان فصل نخست، خانه در سکوتی سنگین فرو رفته، پدر بیقرار است، مادر در شوک و اندوه نشسته، و حضور یک پاندای کوچکِ عروسکی روی تخت پوریا، تلخیِ ماجرا را انسانیتر و دردناکتر میکند. رمان با زبانی عاطفی، جزئینگر و روایتمحور، نه فقط از بیماری، بلکه از معنای خانواده حرف میزند؛ از اینکه خانواده چگونه هم میتواند زنجیری محدودکننده باشد و هم رشتهای لطیف از گلبرگها. راوی در بخش معرفی خانواده، خانواده را جمعی میبیند که اعضایش با عاطفه، مراقبت و همدلی به هم وصل شدهاند؛ اما همین پیوند، وقتی بحران از راه میرسد، در معرض آزمونی بزرگ قرار میگیرد. این کتاب رمانی است دربارهٔ رنج کودک، تابآوری خانواده، عشق مادر و پدر، هزینههای عاطفی بیماری و امیدی که حتی در تاریکترین لحظهها خاموش نمیشود. «تاریخچهٔ مختصر یک خانوادهٔ خوشبخت» برای خوانندگانی است که به داستانهای خانوادگی، رمانهای اجتماعی و روایتهای احساسی اما واقعگرا علاقه دارند؛ کتابی دربارهٔ اینکه گاهی یک خانه، پیش از آنکه دوباره ساخته شود، باید از دل زلزلهای بزرگ عبور کند. از متن کتاب: «خانواده یه زنجیره، اما بهجای حلقههای آهنی گلبرگ داره.»@Bookcitycc




