به نام تو جان باختهام و حاضرم دوباره در راه نام تو جان ببازم. همچون مبارزی نیرومند با دست و پایی خونین، جسمی زخمی، بیحرمت گشته با تاجی از خار ِ تمسخر بر سر، بدون آنکه نومید گردم به مبارزه ادامه خواهم داد. جای زخمهایم را همچون گلهای سرخِ شهامت و الهام میدانم که نشانگر استقامت در مبارزه با بدی است. شاید دستم که برای یاری به دیگران دراز شده است باز هم ضربه ببیند، و بجای محبت، ظلم و ستم دریافت دارد، اما پروردگارا، روح من همواره در آفتاب تبرکهای تو آرمیده است. تو همواره مبارزات سربازت را که سرزمین دلهای ماتمزده آدمیان را برای تو تسخیر میکند هدایت میفرمایی.پاراماهانسا یوگاناندا📗 نجواهای جاودانگی 🌤