ا🌿🌹🌱به پنجشیردلتنگ آن دریاچههای آبیات هستممشتاق نور پرتو مهتابیات هستمای درههای سبز، ای کوههای سر بالاهر روز هموآز با بیتابیات هستمای واژهها با خود ببر آنجا پیامم راهر سنگ را هر صخره را برگو سلامم راهنگام آزادی ما ای دره نزدیک استتو بار دیگر میدهی معنی قیامم رااز یاد ما هرگز نرفتی و نخواهی رفتبا ننگ تو آواز خواهم داد نامم راشمشیر ما با سنگهایت تیز خواهد شدحک میکنم بر صخرههایت انتقامم راپرچم اگر بالا نشد بر ما کفن بادابا مرگ هم روی لبان ما وطن باداتعبیر شادی میشود اندوهِ هندوکشزخمی شده اما نمرده روح هندوکشبا بلخ و پامیر و سمنگان باز میخیزیمبا پنجشیر و با بدخشان باز میخیزیمبا آرزوی صبح از خورشید میگوییماز روزن دل، روزن امید میگوییمبار دگر دست من و دامان کوههایتبار دگر عزم من و ایمان کوههایتبر شانهٔ تو تکیه کردم تکیهگاهم باشمن با تو میبینم حقیقت را، نگاهم باشآوارهٔ دنیای خالی گشتهام بیتوجز تو پناهی نیست ما را سرپناهم باشتا وصف جنت میشود یاد تو میافتمای یادگار عهد آدم، تو گناهم باشهرچند گردنهای ما را کجکلاهی نیستجز ایستادن بر فراز قله راهی نیستای خاک از چنگ ستم آزاد خواهی شدآهنگ آزادیِ ما فریاد خواهی شدننگ اسارت را کشیدن آنِ مومن نیستتسلیم باطل گشتن از ایمان مومن نیستزانوی غم بگرفته همآغوش بنشینیم،کفر است، از این پس اگر خاموش بنشینیم!بر شانه کن بار دیگر تیر و تفنگت راآواز ده بر گوش باطل ساز جنگت راآماده شو آماده شو که آزمون داریمخاک شهیدان تشنه و ما جام خون داریمبرخیز تا از قلههامان دود برخیزداز شوق روح حضرت مسعود برخیزداین دیو با زنجیر ایمان بسته خواهد شداین باطل از نیروی حق بشکسته خواهد شد#نجیب_بارور@Bookscase📚📚🍃🍂🌸🍃🍂