💕در خلوتِ شب ،با دستانِ بیقرارغبارِ سالهای فراموشی، از شانههای خاطره تکاندم؛آتشی در من شعلهور شد…
انتشار: 2026/08/04 14:01 UTCدریافت: 2026/08/14 05:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 05:25 UTC
💕در خلوتِ شب ،با دستانِ بیقرارغبارِ سالهای فراموشی، از شانههای خاطره تکاندم؛آتشی در من شعلهور شدمرگپشت پنجره نبود؛با هیبتِ تردید،به جانم نشسته بودیک قدم تا خاموشی،یک نفس تا روشنایی؛به شوقِ نگاهِ دوبارهی توهنوز راهِ سپیده را گم نکردهاماگر شبآخرین چراغش را خاموش کند،از همین خاکسترِ اندکشرارهای خواهم ساختتا یادِ تو رابه صبح بسپارد#بهار_ذوالفقاری @border0

