انصافانصاف در همه حال مهمتر و در عین حال دشوارتر است. میکوشم تنها انصاف را رعایت کنم و به جانب خا…
انتشار: 2026/06/23 02:23 UTCویرایش: 2026/08/01 00:08 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
انصافانصاف در همه حال مهمتر و در عین حال دشوارتر است. میکوشم تنها انصاف را رعایت کنم و به جانب خاصی نلغزم، مگر آنکه انصاف حکم کند.اگر جایی به گمان شما اشتباه میکنم ـ که قطعاً میکنم ـ فحش ندهید؛ اصلاحم کنید، قانعم کنید.انصاف حکم میکند که:• تسخیر روح کشور توسط «وطن خیالی» دیاسپورا بیش از هر کس دیگری تقصیر حکومت است. نهتنها فضای سیاسی را بهشدت محدود کرد، اجازه تنفس و آموزش سیاسی نداد، بلکه گفتمان رسمی را به یک خوانش ویژه و محدود تقلیل داد که روان کشور هر روز با آن بیگانه و بیگانهتر میشد. تنها رسانه سراسری کشور را به روایت اقلیتی محدود از مردم سپرد و اجازه تأسیس رسانه دیگری نداد. اجازه اصلاح تصویر بیرونی کشور و بازتاب زندگی پرجنبوجوشی که در داخل وجود دارد، و دستاوردهایی که در عمل در حال تغییر کشور هستند، داده نشد. این تصویر میتوانست نوعی امیدواری نسبت به فعالیت مدنی مسالمتآمیز ایجاد کند و از جنگ و خشونت بکاهد. هنوز هم هر از چند گاه، علیرغم واقعیات کف جامعه، تلاش میکند مثلاً با شلاق زدن بر خواننده، تصویر واقعی را حذف و تصویر مورد نظر دیاسپورای جنگطلب را به جای آن بنشاند.• اگر مهمترین عامل در امنیت ملی، وحدت ملت و دولت است ـ که هست ـ باید گفت در حال حاضر وضعیت خوبی ندارد و مهمترین عامل آن هم همین فضای بسته و همان خوانش محدود است. وقایع اخیر نشان داد این فضای بسته، این روایات و این رفتارها، بزرگترین خطرات امنیت ملی ما و موجب تفرقه اجتماعی در میان مردم هستند.• اغوا شدن بخشهایی از مردم ـ آنها که صدا دارند و صدایشان شنیده میشود ـ توسط کسانی که خواهان حمله و تجاوز به خاک کشور و مام میهن هستند، نشانه کاهش احساسات ناسیونالیستی است. ناسیونالیسم یکی از درسهای مهم در آموزش عمومی است. در همه جای دنیا در مدارس تدریس میشود و بر زبان کتابهای درسی علوم انسانی سایه انداخته است. در روزهای خاصی مردم پرچم کشور را در خانهها نصب میکنند و وحدت ملی خود را جشن میگیرند. در کشور ما از چند دهه پیش علیه ملیت تبلیغ شد و حالا هم فقط در زمان نیاز از آن نام برده میشود. کاهش احساسات ملیگرایانه و سستی تعلق تن به میهن نیز مسئولیت بزرگ حکومت بوده است. دولت، بهعنوان بزرگترین دستاورد بشر، نیرویی است که مسئول آنچه شهروندان میاندیشند نیز هست.• آدم منصف نمیتواند بپذیرد که بین وقایع ۱۸ و ۱۹ دی و زمینهسازی برای حمله نظامی هیچ ارتباطی وجود نداشته باشد. مردمی که علت اصلی سختیهای خود را از جانب حکومت میبینند، حق اعتراض داشتند و اعتراضات مردم حدود یک هفته به شکل مسالمتآمیز ادامه داشت و میرفت که حکومت را وادار به واکنش و حداقل باز کردن فضای سیاسی برای مردم کند. بروز خشونت این روند را متوقف کرد.• بار اول نیست که اعتراضات مردمی به خشونت کشیده میشود. وقتی اعتراضات بالا میگیرد، یکی از ترفندهای راحت برای هر کس که به دنبال گرفتن ماهی خود از گرداب پدیدآمده است، به خشونت کشاندن آن است و برنده خشونت هم همواره خود اوست.• اینکه آیا شروعکننده خشونت، دستهای مشکوکی در حکومت بودند یا عوامل خارجی یا هر دو، معلوم نیست و مهم هم نیست. در هر حال، بسیاری مردم خشمگین با تبلیغات شبانهروزی ماهوارهای واقعاً گمان میکردند دارند انقلاب میکنند و به دنبال هر حرکت خشونتآمیزی روان میشدند. الگوی ۲۲ بهمن بر اذهان عمومی حاکم شده بود.• بیتردید، احساسات جنگطلبانه دیاسپورا، تظاهرات مختلف در شهرهای گوناگون دنیا و اظهارنظر شخصیتهایی که قاعدتاً باید صلحطلب باشند، در دعوت به تهاجم علیه ایران در شروع تجاوز بیتأثیر نبوده است. اگرچه ممکن است ادعا شود یک لشکرکشی عظیم به درخواست عدهای و برای اهداف آنها انجام نمیشود، اما من نمیدانم کسانی که دعوت به تهاجم به کشور و مسلط شدن شرایط نظامی (با تمام عواقبی که شاهدیم) در کشور کردند، چگونه بعداً با وجدان خود کنار خواهند آمد؟• هیچ چیز نمیتواند از مسئولیت حکومت، و بهخصوص دولت منتخب، کم کند. کنترل اعتراضات و حفظ جان معترضان مسئولیت هر دولتی است و باید در مورد آن پاسخگو باشد. کنترل اعتراضات با کمترین کشته و مجروح، یک تکنولوژی مدرن، مانند تکنولوژی «هوافضا» یا سیستم «برق» کشور است. دموکراسی مستلزم اعتراض و اعتراض مستلزم کنترل است. علاوه بر این، سیستم اطلاعاتی کشور میبایست حدس میزد که این بار ممکن است این تحریک احساسات زمینهسازی برای تجاوز باشد؛ بنابراین دولت منتخب میبایست از طریق همراهی جدی با اعتراضات تلاش میکرد امید ایجاد کند و درخواستهای برحقی را که مورد تأیید خودش هم بود، در مقابله با قدرت پیگیری کند.