مانند سفره ای که در آن بوی نان کم است طرح لب تو بر لب این استکان کم است لبربزم ای " الههی ناز" از…
انتشار: 2026/06/22 21:23 UTC
مانند سفره ای که در آن بوی نان کم است طرح لب تو بر لب این استکان کم است لبربزم ای " الههی ناز" از گریستن چشم مرا بهانه فقط "شد خزان" کم است بگذار حافظانه بگویم که در جهان شیراز چشمهای تو را اصفهان کم است پلکی بزن که گوشهی چشم تو جان دهم با اینکه در ازای نگاه تو جان کم است تاوان عشق، دوری و چشم انتظاری است در من ولی تحمل و صبر و توان کم است دلتنگم آنقدر که غروب جنوب نیست غمگینم آنچنان که مرا شروهخوان کم است آنجا که عشق خانه برانداز میشود چون من غریب و بیکس و بیخانمان کم است از بس که تلخ بوده مرا بی تو زیستن تا حشر هم کنار تو باشم زمان کم است#اسماعیل_فرزانه♥️☕️ @caafee


