در گلو ابریست... ای اندوهِ طولانی! سلامشب، شبی بودهست، آه ای صبحِ بارانی! سلامشانهای پیدا نکردم…
انتشار: 2026/07/02 06:36 UTC
در گلو ابریست... ای اندوهِ طولانی! سلامشب، شبی بودهست، آه ای صبحِ بارانی! سلامشانهای پیدا نکردم تا سری سامان دهمزلف در آیینه میگوید: پریشانی! سلامهر طرف رو میکنم دیوار میگوید: درود!روز، روزِ سربلندان است... پیشانی! سلامچون سلیمان باد در دستم... بیاور بادهایپس خداحافظ بطالت! شغلِ دیوانی! سلامکیسه خالی... دست خالی...سفره خالی... چشم پُر...صبحِ درویشی مبارک! شامِ سلطانی! سلامگفت: تکمیلِ سلامت جمله در تنهایی استاز مسلمانان بریدم... پس مسلمانی! سلامز آشنایان دل به حالم سوخت... آری آه، دل"آه" گفتم..."آه" گفتم... بوی بریانی! سلامرو سرِ خُم وا کن و پاسخ ز افلاطون بخواهتا به حیرت گوید: ای بن بستِ یونانی! سلام#حسین_جنتی♥️☕️ @caafee


