اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبوداز آب رفته هیچ نشانی به جو نبودمژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سوددیگر…
انتشار: 2026/08/16 07:27 UTCدریافت: 2026/08/17 08:21 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 08:21 UTC
اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبوداز آب رفته هیچ نشانی به جو نبودمژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سوددیگر به چاک سینه مجال رفو نبوددیگر شکسته بود دل و در میان ماصحبت به جز حکایت سنگ و سبو نبوداو بود در مقابل چشم ترم ولیآوَخ که پیش چشم دلم دیگر او نبودحیف از نثار گوهر اشک ای عروس بختبا روی زشت، زیور گوهر نکو نبوداشکش نمیمکیدم و بیمار عشق راجز بغض، شربت دگری در گلو نبودآلوده بود دامن پاک و به رغم عشقبا اشک نیز دست و دل شستشو نبوداز گفتگو و یاد جفاکردنم چه سوداو بود بیوفا و در این گفتگو نبودماهی که مهربان نشد، از یاد رفتنیستعطری نماند از گل رنگین که بو نبودآزادگان به عشق خیانت نمیکننداو را خِصال مردمِ آزادهخو نبود...#شهریار♥️☕️ @caafee


